سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

91/5/25
5:23 عصر

شرافت زن همان زیبایی همان مروارید پنهان

بدست قصر شیرین در دسته فاطمه

بسم الله الرحمن الرحیم

زمانی از آن روز نگذشته است که فرمودی "برای زن بهترین چیز آن است که مردی او را نبیند و او نیز مردی را نبیند." امروز هم وقتی در اوج شرافت به این فرمایشتان می اندیشم بیش از قبل تحسینتان میکنم و عشق و ایمانم به شما بیش از همیشه می شود. بیشتر از همیشه درک میکنم که وقتی از تقسیم کار خانه زندگی مشترک توسط حضرت رسول(ص)، خوشحال شدی و از اینکه کار بیرون را از روی دوش شما برداشتند، دلیل خوشحالیتان بیش از پیش برایم واضح و مبرهن است. امروز وقتی یاد این فرمایش امیرالمومنین علی (ع) می افتم که فرمودند: محفوظ بودن و درخانه ماندن زن بر زیبایی اش می افزاید، کاملا معنی و دقت و کنه این مطلب را حس میکنم. شرافت زن به محفوظ بودن اوست و این حفیظ بودن و حفیظ ماندن در زیبایی زن اثر عمیقی دارد. امروز بیشتر از همیشه و قوی تر از همیشه و دقیق تر از همیشه، تو را ای بانوی عالمین و ای دخت عزیز رسول خدا(ص)، تو را الگوی خود می دانم. نه در حرف بلکه در عمل دنبال منش و روشت هستم. در تمام ابعاد زندگی ام تو را جستجو میکنم. یا مولاتی یا فاطمة الزهرا(س)، یاری ام کن یا مولاتی...

 

پی نوشت:

توضیحی در مورد " در اوج شرافت" : از روی تجربه می گویم اگر هنوز زنی به این سطح نرسیده باشد که زمانی که مردان را می بیند و یا اینکه مردان او را می بینند(منظور در محیطی عیر از محیط های مَحرَم است) با زمانی که در غیر این گونه محیط است برایش فرقی نداشته باشد(چه در ظاهر و چه در فکر و روحا)؛ نمی تواند اصل فرمایش خانم را درک کند و بفهمد. باید هم تجربتا و هم ذاتا و هم عملا و اعتقادا زن به چنین حدی برسد تا کنه مطلب را درک کند. من این را به شرافت برای زن تعبیر میکنم. نوعی بی نیازی و اصالت آرمیده در حلقه ی عفاف و حیا و قدرت ِ توأمان.


91/5/7
12:5 صبح

از همه جا! از اثرات کم نوشتن!

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های شخصی

بسم الله الرحمن الرحیم

با یکی از آشناها امشب رفتم افطاری که تقریبا عده ای از مسئولان یکی از استان ها دعوت داشتند. همه خودشانی ها بودند که بانیِ همشهریشان، از همه احزابِ شهرشان، از مسئولان  دعوت کرده بود. راست و چپ، اصولگرا و اصلاح طلب همه بودند. اولین بار در این مجلس شرکت کرده بودم. روبروی ما دوتا دختر با مادرشان بودند. یکی از دخترها که فشن تر بود بیشتر هم اظهار نظر و فضل و جلب توجه می کرد. انگار همین الان از سولاریوم بیرون آمده بود. ناخن های مانیکور شده لاک زده. موهای رنگ کرده متناسب با پوست برنزه اش. مانتوی مشکی و با کفش های پاشنه Nمتری اش سر سفره نشسته بود. شال مشکی اش را طوری انداخته بود که به چهره اش فرم می داد و اصلا شالش را برای پوشش نمیتوانستی به حساب بیاری. با آنکه حدود یک متر از من دورتر نشسته بود، بوی پنکیک و لوازم آرایشش بیشتر از بوی عطرش به مشام می خورد. صحبتش با دختر کناری که خواهرش بود بلند شد. که یکی از دوستان گفت اینها دختران یکی از نماینده مجلس های ششم (از همین شهری که همه دعوت شده بودند) هستند. داشتند صحبت می کردند با دوستشان. می گفت خاتمی بابا را دیده گفته دخترهایت ازدواج کردند؟ بابا گفته نه. خاتمی گفته هروقت خواستند ازدواج کنند بیارشان تا خطبه عقدشان را خودم بخوانم! گفتم ای ول. خاتمی با شماها حال می کند شما هم با همان خاتمی خوش می گذرانید. یادم افتاد به دوره دولت خاتمی که یادش به شر. واقعا الناس علی دین ملوکهم. واقعا مردم بر دین پادشاهانشان هستند. این دولت ضاغارت طوری جوسازی کرده بود که مردم همه از هم طلبکار شده بودند. ما چادری ها هر جا می رفتیم نگاه خصمانه بهمان می کردند. حتی راننده اتوبوس موقع سوارشدنمان بین ایستگاه بلیط میخواست از ما بگیرد یا حرکت میکرد و می رفت یا با تشر و بی ادبی رفتار می کرد. فروشنده ها اکثرا بد رفتاری می کردند. راننده تاکسی ها برخورد بدی داشتند. و حتی مردمی که حجابشان به ما نمیخورد با دعوا و خصمانه نگاه می کردند. آن دولت لااوبالی، هدفشان پاشوندن جامعه از داخل بود. حالا بماند که در مسائل سیاسی و دینی هم چه افتضاحی به راه انداخته بودند و کلا در همه ابعاد. همه ی اینها سر سفره افطار در سرم چرخید. و از همه جالبتر دفاع استادم در دوره ی کارشناسی در آن دوران سیاهِ تاریخ ایران در زمان حکومت اسلامی،  از نام زیبا و پرمعنی و تک "فاطمه"بود. که داستانش بماند.

،

مساله بعدی در مورد بحث شعار امسال است. تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی. در مجلس افطاری چند شب قبل، که اکثر بزرگان سپاه و فرماندهان دوران دفاع مقدس، که الان هر کدام در جایی صرفا نه فقط سپاه مشغول خدمت هستند با یک واسطه اطلاعات آمده که قضیه بسیار مهم است. طوری که یکی از دو سخنرانی و مباحثه جلسه مربوط به همین داستان بوده است. اینکه علاوه بر اینکه ما تحریم نفتی شده ایم، بانک مرکزی نیز تحریم شده است. یعنی حتی نفت را قاچاقی هم بفروشیم اما امریکا و تحریمش نمیگذارد ارز آن وارد کشور شود. همه باید نسبت به این موضوع به طور جدی فکر کنیم و واقعا متاسفم برای عده ای از جوان ها که هنوز اینقدر بزرگ نشده اند که از بحث های حزبی و دعواهای سر قاقالیلی پایشان را فراتر بگذارند.




91/5/6
12:42 عصر

یک قلب داریم تنها خانه ی عشق یک نفر

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های شخصی، یک قلب برای یک نفر

بسم الله الرحمن الرحیم

آیت الله مکارم شیرازی روز پنج شنبه(5/5/91) در جلسه تفسیر قرآن خود در شبستان امام خمینی(ره) حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) به تفسیر آیه چهارم سوره مبارکه احزاب پرداخته و فرمودند: ... برخی مفسران در تفسیر این آیه گفته اند: این که خداوند برای هر انسانی یک قلب را داده،‌ از این جهت است که در این یک قلب، تنها عشق یک نفر وجود داشته باشد. به تعبیری دیگر، در قلب انسان یا باید جای خدا باشد، یا شیطان.(+)

برداشت من با توجه به مطالبی که قبلا از دوست داشتن ها در زندگی حضرت امام علی(ع) خوانده ام، این است که هر فردی(پدر، مادر، همسر، دوست و ...) را که دوست داریم و یا هر عملی که تمایل داریم و انجام میدهیم(خوردن، خوابیدن، درس خواندن، انفاق، صدقه دادن، محبت کردن، تفریح، خندیدن و خنداندن، گریه و ... و به عبارتی اصلا نفس کشیدن) همه باید به خاطر عشق ِ به همان یک نفر (الله) و در راستای دوست داشتن ِ او باشد.



91/5/5
11:51 عصر

بشرهای غیرقابل شناخت!

بدست قصر شیرین در دسته دریاره ی او

یسم الله الرحمن الرحیم

می گویم بخش سیاسی صدا و سیما را این ها مصادره کرده اند. سیما خوب به این ها کولی می دهد. دو ساعت پیش کوثری، الان باقری لنکرانی حتما یک ساعت دیگر هم آقاتهرانی. با لبخند و شادمانی  می گوید آری پایداری ها. در دلم می گویم خدایا آخر ما این بشرت را نشناختیم. یا من دیوانه ام یا او!


91/4/10
1:36 عصر

من گشت ارشاد را، ارشاد می کنم.

بدست قصر شیرین در دسته حجاب و مبارزه با بی حجابی، گشت ارشاد

بسم الله الرحمن الرحیم

با استناد به آیه 104 سوره مبارکه ال عمران، {که می فرماید: ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر(و بایدباشند گروهی از شما که به سوی خیر دعوت کنند و امر به نیکی و نهی از بدی کنند)} باید در جامعه اسلامی و حکومت اسلامی گروهی برای این واجب در نظر گرفته شوند. اما این عده باید آموزش دیده باشند و ضمنا شرایط امر به معروف و نهی از منکر را بدانند.

اگر گشت ارشاد برای امر به معروف و نهی از منکر در رابطه با مسئله حجاب فعالیت می کند که متاسفانه با شرایط امر به معروف و نهی از منکر خیلی فاصله دارد. اگر هم ربطی به امر به معروف و نهی از منکر ندارد که کار بسیار غلط و اشتباهی است و عقل سلیم می گوید یا امراض و اغراض سیاسی پشت قضیه است و یا افکار اشتباه و غلط و نادرست.

اغراض سیاسی قضیه از این قرار است که مانند بسیاری از سال های بعد از انقلاب، همان افراد ضد انقلاب و ضد مردم مذهبی ایران، می خواهند افکار عمومی و مخصوصا افکار نسل جوان را بر علیه حکومت اسلامی و در واقع اسلام بشورانند و با نشان دادن اسلام طالبانی که نهایت آرزوی دشمن در شناساندن اسلام و دور کردن انسان ها از آن است، در راستای اهداف دشمنان گام بردارند. مثل همان زمانی که همین مزدوران پشت صحنه که در نظام مسئولیت گرفته اند، دستور دادند فقط سه رنگ سورمه ای، قهوه ای و سیاه در مدارس و برای بانوان استفاده شود و حتی دستور دادند که این سه رنگ پارچه به میزان زیادی وارد کشور شود و کمترین سند این است که از شاهدان عینی از خود دوستان ایشان، بی واسطه شنیده ام. و یا در دوره ای که پسرانی که موی بلند داشتند را می گرفتند... تا جایی که رهبر عزیزمان که متوجه عمق فاجعه و اغراض سیاسی آن شده بودند در سخنرانی هایشان فرمودند اگر پسر جوانی موی خود را بلند کرد چه اشکالی دارد و نه باید با او برخورد بشود.

اغراض سیاسی این طور برخوردهایی که از نظر اسلام ناب مردود است، فقط درست کردن و به نمایش گذاشتن اسلام طالبانی مدّ نظر امریکا و دشمنان اسلام است. عده ای هم دانسته و عده ای دیگر نادانسته مزدور و کمک کار دشمن شده اند.

رزمنده هایی که رفتند و جان بر کف در جبهه جنگیدند چه آنها که شهید شدند و چه آنها که جانباز و مجروح شدند و ماندند هیچ کدامشان در برخورد با منکر چنین مرامی نداشته و ندارند. چرا باید عده ای که خود هنوز در بحث حجاب چشم و حجاب رفتار و عفاف بی مشکل نیستند، اینگونه در راستای امر به حجاب قدرت داشته باشند.الان حس جوانان این شهر، به گشت ارشاد مانندطرح زیر است. کمی فکر کنید... فقط کمی فکر...چرا باید جوان به پلیس کشورش همچین حسی داشته باشد؟ انتقاد تلخ است اما به امید اینکه سازنده باشد... ضمنا تعداد زیادی از دوستان بوده اند که دختران چادری و محجبه اما پلیس به بهانه اینکه بد چادر سر کردی آنها را نیز به کلانتری برده و فقط یادآور شوم که امام علی (ع) برای هتک حرمت زن یهودی که شوهرش از دشمنان اسلام هم بود، گریه کردند... ماموران نیروی انتظامی صلاحیت این کار را ندارند و دوره ندیده اند و راهکاری که به ایشان ابلاغ شده غلط است و اثر عکس دارد.

آقایان مسئول، این قدرت دادن شما به افراد نالایق و ناشایسته برای این امر و مهم تر راهکار اشتباهی که به اینها ابلاغ کرده اید، دل اسلام و مسلمان را به درد می آورد. نیروهای انتظامی ما برای اینکار تربیت نشده اند. نه از نظر عقیدتی و نه از نظر روانشناسی و جامعه شناسی شایستگی انجام این امر را ندارند. وقتی بارها دیده شده که مامور مونث شما به آقایانی که از کنارشان رد می شوند متلک می گویند، با توجه به چادری که سرشان است، خودشان مرز عفاف را نمیدانند و حرمت چادرشان را حفظ نمی کنند؛ و یا وقتی دخترانی که چادر سرشان است را به کلانتری برده و با الفاظ زشت با آنها سخن می گویند و یا با برخوردهای بد با دختران بد حجاب مواجه می شوند، کجای اینها اسلام است؟ کدام اینها امر به معروف و نهی از منکر است؟ کدام اینها مرام حکومت اسلامی است؟

 شما زن هایی که فاحشه هستند و مردهایی که فاسد هستند را می بینید اما به راحتی یا از روی ترس از کنارشان رد می شوید. اما مزاحمت برای زن و دختر مردم درست می کنید و آنها را با بی آبرویی به کلانتری می برید، تعهد میگیرید و آزاد  میکنید. این اسلام است؟

من گشت ارشاد را، ارشاد میکنم. همین گشت های ارشاد اگر در خیابان، در این روزهای گرم تابستان به خانم های محجبه در انظار عموم گل هدیه کند و به بدحجابان در حد تذکر اکتفا کند، اما این امر هر روز و همیشگی باشد، والله که تاثیر دارد. و زنان و مردانی که وضع ناجوری دارند طوری که فساد و فحشای آنها قابل تشخیص از طرف عقل سلیم است، باید با اینها برخورد شود و به کلانتری منتقل شوند.

ضمن اینکه برای نیروهایی که در گشت ارشاد فعال می شوند باید دوره های عقیدتی-اخلاقی گذاشت که کمبود آن شدیدا در اینها حس می شود. اگر میخواهید کار برای رضای خدا باشد و اگر میخواهید حکم اسلامی پیاده شود و اگر میخواهید امر به معروف و نهی از منکر کنید.

مطمئن باشید برای اصلاح این امر از پا نخواهیم نشست...



91/4/10
12:47 عصر

فقط!

بدست قصر شیرین در دسته کوتاه نوشت

بسم الله الرحمن الرحیم

بعضی ها فقط قابل پرستیدن هستند و دیگر هیـــچ./


91/4/9
3:34 عصر

درد ِ خودپرستی

بدست قصر شیرین در دسته شعر منتخب

بسم الله الرحمن الرحیم

رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی / جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود

عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت / فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

با مدعی نگویید اسرار عشق و مستی / تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز / چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود

شاعر: کلا حضرت حافظ علیه الرحمه!


91/4/7
1:50 صبح

شور شیرین، اَمامه ی 19 ساله ی ایران زمین

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی، شور شیرین، سردارشهیدمحمودکاوه


بسم الله الرحمن الرحیم

فیلم سینمایی شور شیرین از فردا چهارشنبه 7/4/91 اکران می شود. امشب افتتاحیه اکران این فیلم با حضور رئیس بنیاد سینمایی فارابی، تهیه کننده، عوامل و بازیگران آن بود. همچنین تنها فرزند ایشان، خانم زهرا کاوه نیز دقایقی کوتاه پشت تریبون رفته و از عوامل فیلم تشکر نمود.

تهیه کننده و کارگردان فیلم، بسیار ناراضی بودند از عده ای از نهادها و برخوردها؛ که آنقدر قدرت پیدا کرده اند که به راحتی در مقابل فیلم های حوزه دفاع مقدس می ایستند. + و +

فیلم در نوع خودش عالی بود. توصیه من این است که فیلم را در سینما ببینید و نگذارید افرادی که با نظام اسلامی مشکل دارند به هدف خودشون برسند. فیلم شور شیرین داستان پاسگاه شور شیرین است که در فیلم از آن با نام دکل بنفشه یاد میشود. تمامی اسلام و ایمان در چشم ها و نگاه و اخم ابروی شهید کاوه و عظمت و فتح در قامت او به نمایش کشیده شده است. شهید محمود کاوه که پس از غائله کردستان در جنگ با عراق فرمانده تیپ ویژه شهدا را به عهده داشت در دهم شهریور 65 در عملیات کربلای 2 به شهادت می رسد.

به سال 1340 ه.ش در مشهد مقدس، در خانواده‌ای مذهبی و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السّلام) متولد شد. 
فعالیت های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی شهید کاوه جزو اولین عناصر مومن و متهدی بود که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهر مقدس مشهد پیوست و پس از گذراندن یک دوره آموزش شش ماهه چریکی، به آموزش نظامی برادران سپاه و بسیج پرداخت. پس از آن برای حفاظت از بیت شریف حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) در یک ماموریت شش ماهه به تهران عزیمت کرد و با شروع جنگ تحمیلی، به همراه تعدادی از نیروهای خراسان به جبهه‌های جنوب اعزام شد. مدتی بعد به علت نیاز شدیدی که پادگان به مربی داشت، او را برای آماده‌سازی و آموزش نیروها به مشهد فراخواندند. 

شهید کاوه در کردستان
علی رغم اینکه برای آموزش نیروها اهمیت بالایی قایل بود و مسئول مستقیم او زیاد تمایل نداشت وی را (که از مربیان دلسوز و قوی محسوب می‌شد) به جبهه اعزام نماید. اما روح پرتلاطم او به دنبال فرصتی بود تا رودرروی دشمن قرار گیرد و در صحنه‌های کارزار انقلاب و ارزشهای آن عملاً دفاع نماید. بنابراین در اولین فرصت با جلب رضایت فرمانده پادگان با شور و شوقی فراوان به دیار کردستان (که در آن زمان توسط گروهکها و عناصر ضدانقلاب دچار مشکلات و آشوب شده بود)، عزیمت کرد.
او که به همراه تعدادی از برادران پاسدار جهت آزادسازی شهر بوکان وارد کردستان شده بود، به دلیل لیاقت ها و مهارت هایی که داشت در همان ابتدا به عنوان فرمانده یک گروه دوازده نفره انتخاب شد.
شهید کاوه در این منطقه برای مبارزه با ضدانقلاب – که از حمایتهای خارجی برخوردار بود و با جنایاتی هولناک، توطئه شوم جدایی ان نقطه از میهن اسلامی را در ذهن می‌پروراند – شب و روز نداشت و به دلیل تلاش بسیار زیاد، جدیت و پشتکار، شجاعت و روحیه شجاعت‌طلبی که داشت، در مدت کوتاهی به سمت فرماندهی عملیات سپاه سقز منصوب شد و در این زمان با ناباوری همگان همراه تعداد کمی نیرو، عملیات آزاد سازی منطقه مرزی بسطام را با شهامت غیر قابل وصفی طرح ریزی و45 کیلومتر جاده مرزی را طی یک مرحله ودر عرض 24 ساعت در قلب منطقه تحت نفوذ ضد انقلاب آزاد نمود .
ضد انقلاب که با برخورداری از سلاح وامکانات ونیروی رزمی فراوان،عرصه را برای نیروهای نظامی وانتظامی تنگ کرده بود وجنایات فجیعی مرتکب می شد،باورود جوانان دلیر ومتعهدی چون شهید کاوه به صحنه عملیات،به این نتیجه رسید که ماندن در کردستان برایش سنگین تمام خواهد شد.
شهید کاوه وهمرزمانش با عملیات پی در پی، مزدوران استکبار را در منطقه منفعل ومستا صل نموده بودند تا جایی که ضد انقلاب در اوج استیصال ودر ماندگی برای زنده یا مرده او جایزه تعیین کرده بود.

نقش شهید در تیپ ویژه شهدا 
به دنبال عملیات سرنوشت‌ساز نیروهای سپاهی در محورهای مختلف کردستان و همزمان با تشکیل تیپ ویژه شهدا (که فرماندهی آن بر عهده شهید ناصر کاظمی بود) شهید کاوه به عنوان فرمانده عملیات این تیپ انتخاب شد. پس از مدت کوتاهی از فعالیت او در این مسئولیت (که با آزادسازی بسیاری از مناطق همراه بود) آوازه تیپ ویژه شهدا، آنچنان ضدانقلاب ها را متحیر ساخت که بکلی روحیه خود را از دست دادند و در مقابل هر یوریش رزمندگان اسلام، فرار را بر قرار ترجیح می‌دادند و می‌دانستند که مقاومت در مقابل این یگان جز خسارت ونابودی ثمری نخواهد داشت.
آزاد سازی سد بوکان وجاده 47 کیلومتری آن،آزاد سازی جاده صائبین دژ به تکاب ،پاکسازی منطقه کیلر واشتوزنگ ،آزاد سازی محور استراتژیک پیرانشهر به سردشت که به عنوان مرکزیت ونقطه ثقل ضد انقلاب بشمار می آمد ومنجربه انهدام مرکز رادیوئی آنها وفتح ارتفاعات مهم مرزی منطقه آلواتان وآزادسازی زندان دوله تو وکشتن بیش از 750 نفر از ضد انقلاب گردید،از جمله نبردهای تهاجمی بود که توسط شهید کاوه وهمرز مانش در تیپ ویژه شهدا طرح ریزی وبه اجرا گذاشته شد. تعداد عملیاتی که بوسیله این شهید علیه ضد انقلاب فرماندهی شد ، آن قدر زیاد است که ذکر نام تمامی آنها در این مختصر میسر نیست.
او که پس از شهادت سرداران رشید اسلام ، شهید ناصر کاظمی ، شهید محسن گنجی زاده وشهید محمد بروجردی در خرداد1362 رسما به فرماندهی تیپ منصوب شده بود ،با تلاش همه جانبه برای آموزش،سازماندهی وآماده سازی نیروها از هیچ کوششی دریغ نمی ورزید.
بنا به صلاحدید فرماندهی محترم سپاه در تاریخ 29/4/1362 تیپ ویژه شهدا ماموریت یافت تا در عملیات برون مرزی والفجر 2 که در منطقه حاج عمران انجام می‌گرفت شرکت نماید. در این عملیات شهید کاوه با هدایت قوی رزمندگان، اهداف از پیش تعیین شده تیپ از جمله ارتفاعات 2519 را با موفقیت به تصرف درآورد.
همزمان با عملیات والفجر 4 ماموریت پاکسازی محور سردشت از لوث وجود ضدانقلاب (دمکراتها و منافقین) به این تیپ واگذار شد. رزمندگان غیور و سلحشور نیز ضمن تسلط به ارتفاعات مرزی کوه سیر، قوری، تالشو روستای اسلام آباد، مرکز رادیویی منافقین و مقر دمکراتها را تصرف کردند.


تیپ ویژه شهدا سال 63 در عملیات بدر همراه با سایر یگانهای سپاه، با دشمن تا دندان مسلح جنگید و در تاریخ 23/4/64 در عملیات قادر (همراه با یگانهایی از ارتش جمهوری اسلامی) در جبهه شمالی سیدکان عراق باعث بر هم زدن آرایش نظامی دشمن گردید. همچنین در عملیات پشتیبانی والفجر 9 که در منطقه چوارته عراق انجام گرفت، در انهدام قوای دشمن و تصرف بخشی از خاک آنان نقش موثر داشت، که هر کدام نشانی از دلاوریها و حماسه‌آفرینی شهید کاوه و یارانش را در خود ثبت کرده است.
نحوه شهادت 
دهم شهریور ماه 1365، روزی که روح این سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقیه‌الله الاعظم(علیه السلام ) در عملیات کربلای 2 بر بلندای قله 2519 حاج عمران به پرواز درآمد، دل صخره و کوه، یاد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت کرد. آن روز، کاوه مزد جهاد را که شهات بود، دریافت کرد و به بارگاه عزالهی فراخوانده شد.  (آشنایی بیشتر)

 

 


91/4/5
11:35 صبح

نامه ی بابا لنگ دراز به جودی ابوت

بدست قصر شیرین در دسته

بسم الله الرحمن الرحیم

نامه ی بابا لنگ دراز به جودی ابوت

جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند.

درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند. دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است.
آن وقت دیگر رسیدن به آرزوهاو اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت وزمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد...



91/4/4
1:56 عصر

تندیس امام خامنه ای در مرز لبنان و اسرائیل غاصب

بدست قصر شیرین در دسته عکس منتخب

بسم الله الرحمن الرحیم

تندیس امام خامنه ای در مرز لبنان و اسرائیل غاصب( مستند مهارنشده)


<   <<   6   7   8   9   10   >>   >