سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

89/5/2
9:5 عصر

بدحجابی و شکست مسلمانان در اندلس اسپانیا

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی، طرح مبارزه با بدحجابی و نحوه اجرای آن، اندلس و علت شکست اسلام، جنگ نرم و ترویج بی حجابی در ایران

بسم الله


ادامه بررسی طرح مبارزه با بدحجابی و نحوه اجرای آن
مرا به تحقیقی در مورد اندلس اسپانیا واداشت. در سال 711 میلادی مصادف با سال 92 هجری قمری، یک دسته از مسلمانان به رهبری طارق بن زیاد که نام وی در تنگه جبل الطارق ابدی شده است توانستند بخش اعظم اسپانیا را فتح کنند. اعراب قلمرو جدید خود را در اسپانیا اندلس می گفتند و شهر قرطبه را به پایتختی برگزیدند. در سال 756 میلادی مصادف با سال 139 هجری قمری، فردی از خاندان بنی امیه بنام عبدالرحمن با کمک هوادارانش در اندلس به حکومت میرسد و حکومت مستقل امویان را در اندلس تاسیس میکند. هر چند حکمرانان مسلمان نسبت به پیروان مذاهب دیگر با مدارا و تسامح رفتار میکردند اما استقبال ساکنین اسپانیا از دین جدید بسرعت افزایش می یافت .

اروپا وقتی متوجه شد که اندلس خطر بزرگی برای نابودی قدرت استعماری حکومتها و کلیساهایش است از راه های مختلف به تلاش افتاد که کاری بکند، سدی در برابر اینها به وجود بیاید تا مردم اروپا بیدار نشوند و در همان جهل و نادانی بمانند و استعمارگران به حکومت ستمگرانه خود ادامه بدهند.

مهمترین برنامه های سیاسی که به این منظور پیاده کردند
که در حقیقت خطرناک ترین حمله به پیکر قوی و نیرومند جامعه اسلامی آندلس بود این بود که عده ای از زنان خودفروش را تشویق کردند و بودجه هایی در اختیارشان گذاشتند که بیایند به طرف آندلس و جوانها را به ارضای تمایلات جنسی از طریق غیر مشروع جلب کنند.
در اوایل، جامعه اسلامی آگاه تر بود از اینکه این کلک در او مؤثر باشد و با هوشیاری و شدت تمام این کلک را خنثی کردند و این

زنان به اروپای خودشان برگشتند.اما دوباره این کاروان تمدن اروپایی، یعنی کاروان فاسد کردن جوانان به طرف آندلس سرازیر شد و بودجه های سنگینی در اختیار این زنان قرار گرفت. نه تنها به وسیله لطافت و زیبایی خودشان، بلکه پول هم می دادند به جوانان و برای لحظاتی جوانان را به طرف خودشان جلب می کردند. زمان گذشت تا کار به جایی رسید که جوانان بدون پول هم، آنقدر سست عنصر شده بودند که مقاومت اسلامی و ایمانی خودشان را از دست داده بودند و به طرف این زنان کشیده می شدند. باز فساد و تباهی در جوانان جلوتر رفت، به حدی که اینها دلباخته می شدند در برابر این زنان جلف و خود فروش و پول هم می دادند که ایندفعه زنها اظهار تمانع می کردند.

البته زمان زیادی گذشت تا بالاخره جوانان اندلسی از آن حد شجاعت و شهامت اسلامی خودشان به این حد پوچی و وقاحت و ذلت و حقارت رسیدند. به هر صورت این حربه خطرناک، کارگر افتاد و اروپا متوجه شد که جوان آندلسی دیگر دارای آن نیرو و قدرت جنگی و مقاومت عظیم و انگیزه ایمانی و جهاد نیست که اگر به سرزمینش حمله ای بشود بتواند برای مدتها مقاومت کند. این بود که برای سالها و حتی قرنها لشکرکشی های متناوب کوچک و بزرگ از نقاط مختلف اروپا، به طرف آندلس جریان پیدا کرد و این حملات متوالی کم کم پیکر آندلس را ضعیف کرد تا حدی که دستگاه مشهور ننگین «تفتیش آراء و عقاید» در آندلس از طرف اروپایی ها به وجود آمد که هر جا انسانی اظهار مختصر تمایلی به تمدن اسلامی می کرد با انواع شکنجه های ننگین و غیر اسلامی که شاید در دنیای امروز خودمان هم نمونه اش پیدا نشود روبرو می شد.

با روی آوردن جوانان به زنان بی حجاب و بدکار حکوت آندلس نیروی پشتوانه خود را به راحتی از دست داد و آن عظمت اسلامی را به راحتی در هم شکست.

دشمن کنونی اسلام و جامعه اسلامی، و به خصوص دشمنان ایران بعد از آنکه نتوانستند با حمله نظامی انقلاب اسلامی مردم ایران را در هم بشکنند و خللی در ایمان آنها به وجود آورند اکنون به این حربه قدیمی خود متوسل شده اند. شاید بتوان گفت که بزرگترین سلاح ابزاری جنگ نرم هم، همین تاکتیک است. یعنی دشمن امروز از دو جهت حمله را آغاز کرده است. اول با برداشتن حجاب از سر زنان مسلمان و ریختن و از بین بردن حیا و شکستن قداست عفت، در زنان جامعه اسلامی. دوم با از بین بردن حیا و شکستن قداست عفت، در مردان مسلمان و از بین بردن تدریجی غیرت در مردان. به نظر من امروز مهمترین منطقه ای که دشمن در این جنگ نرم هدف گرفته است این دو منطقه می باشند.

و برای این کار هم ابزارهای مناسب و کارآمدی را به کار گرفته اند از جمله پخش گسترده فیلم های غیر اخلاقی در جامعه، سوق دادن تفکر جوانان به گرای مشخصی که خود در نظر دارند که همان گرایش به بی بند و باری است از طریق کانال های هدایت شده و هدفمند ماهواره،جذب کاربران به سایت های اینترنتی با برنامه های خاص و هدفدار، ترویج انواع مهمانی های غیر اسلامی و غیر اخلاقی، ترویج ارتباطات غیر شرعی و غیر ایرانی در بین جوانان ایران و ...

به نظر می رسد جوانان مسلمان باید به فکر تشکیل لشکر های سازماندهی شده برای مقابله با این جنگ نرم باشند و گرنه با بی برنامه گی و عمل کردن های غیر سازماندهی شده باید احتمال شکست را هم داد. و این را در نظر داشته باشیم که ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم.

پی نوشت:
لینک این مطلب در حجاب نیوز


89/4/27
6:37 عصر

طرح مبارزه با بدحجابی و نحوه اجرای آن

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی، طرح مبارزه با بدحجابی و نیروی انتظامی

بسم الله
در خیابان شهید باهنر  بودم که دیدم یک سری پلیس مرد که همگی یک فرم بودند با کلاه کج و صورت بدون محاسن، در یک جای خیابان که عرض آن موقتا کمتر می شد داخل ماشین ها را نگاه می کردند و ماشین هایی که زن های بدحجاب سرنشینش بودند را نگه می داشتند. چند لحظه ای که ما آنجا ایستاده بودیم جالب این بود که فقط ماشین هایی را که هم راننده و هم سرنشین زن بود نگه می داشتند.
من روی اصل طرح مبارزه با بدحجابی حرفی ندارم و اتفاقا بسیار لازم و واجب است. اما روی نحوه اجرای طرح و چگونگی مبارزه با بدحجابی اعتراض دارم. اینکه پلیس زن همراهشان نبود از یک نظر خوب بود.  از این نظر که فرم پلیس های مؤنث، چادر است و اگر این زنان با این فرم اگر چه به عنوان پلیس،  زنان بدحجاب را جریمه کنند به نظر من بین زنان تفرقه ایجاد می کند. این طرز برخورد نه تنها تأثیر مثبتی ندارد بلکه اثر منفی هم دارد. در همان خیابان شهید باهنر زنی داشت از خیابان رد می شد مرا که دید روسری اش را جلوتر آورد. به نظر من همین چادری که یک زن سر می کند خودش وسیله امر به معروف اوست و دیگر زنان که در کوچه و خیابان او را می بینند یاد خدا و امر او در مورد رعایت حجاب موردِ نظرِ خدا می افتند و همین کفایت می کند.
اما مورد دیگری که محل اشکال است این بود که خب اگر این طرح، طرح مبارزه با بدحجابی است پس چرا از پایه و اساس خودش با آیات قرآن که در مورد پوشش و حجاب آمده است، متناقض است؟ مگر ما در قرآن نداریم که قُل لِلمُؤمِنون یَغضُوا اَبصارَهُم (به مردان مؤمن بگو که چشم خود را از نامحرم بپوشانند...سوره مبارکه نور). وقتی که آن پلیس های جوان طبق طرحی که برایشان بخشنامه شده باید داخل ماشین ها را نگاه کنند و بعد از مشاهده زن بدحجاب آنقدر دقیق شوند که بتوانند شمارش تخلفات او را اعم از لاک ناخن، موی رنگ و مِش شده، رنگ مانتو، تنگ بودن مانتو و رنگ پوست که آیا طبیعی است یا نه سولاریوم شده!!! ببینند تا بتوانند در برگ های جریمه مخصوص ن زن بدحجاب را جریمه کنند، آیا این مردان جوان در حفظ ایمان خود سالم خواهند ماند؟ آیا این است عمل به آیه  قُل لِلمُؤمِنون یَغضُوا اَبصارَهُم ؟؟؟
در قرآن در سوره مبارکه بقرة خداوند می فرماید: اَتأمُرونَ الناسَ بالبرِّ وَ تَنسَونَ اَنفُسَکُم وَ اَنتُم تَتلونَ الکِتاب اَفَلا تَعقِلون (آیا امر می کنید مردم را به نیکی و فراموش می کنید خودتان را در حالی که کتاب را می خوانید، آیا پس فکر نمی کنید؟)
برای امر به معروف و نهی از منکر که خداوند در قرآن می فرماید عده ای باید به این امر به بپردازند باید اندیشید و نباید گروه جوان دیگری را به تباهی کشانید برای هدایت گروهی دیگر. دلم برای آن مردان جوان سوخت که باید برای انجام وظیفه خود اینقدر چشم خود را به گناه آلوده کنند. و دلم برای این انقلاب به درد آمد که برای طرح مبارزه با بدحجابی هم به خاکی میزنیم.
پی نوشت: 
*طرح کلی بنر وبلاگ از خودم بود. از
مریم عزیزم که بنر را طراحی کرد سپاسگزارم و همچنین از دو عزیزی که یکی اصل عکس را در اختیارم قرار داد و دیگری زحمت نصب بنر را کشید تشکر میکنم که معصوم فرمود : مَن لَم یَشکُرُ المَخلوق لَم یَشکُرُ الخالِق( کسی که از بندگان خدا تشکر نکند از خدا هم تشکر نخواهد کرد).
*در پست بعدی طرح و نظرات شخصی خودم را درباره ی نحوه مبارزه با بدحجابی مطرح خواهم کرد.


89/4/13
12:32 عصر

داستان پردازان دروغگو

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی، دروغ و مذمت آن در احادیث، دروغ و عواقب آن

بسم الله
دو سال پیش، از طریق اینترنت با یک بنده خدایی دوست شدم. بعد از مدتی تلفنی هم آشنا شدیم. جواب کنکور که آمد متوجه شدم که به طور اتفاقی همان دانشگاهی را انتخاب کرده ام که این بنده خدا هم آنجا درس می خواند. اگرچه رشته تحصیلی و پایه تحصیلی مان یکی نبود ولی خب بعضی وقتها در دانشگاه می دیدمش و زمانی را هر چند کوتاه با هم می گذراندیم. یک سالی گذشت. همه زندگی ها مشکلات دارند اما بزرگ و کوچک است و گاهی حتی مشکلات زندگی ها با هم قابل مقایسه نیستند . این بنده خدا از نظر عاطفی زندگی سختی داشت و هر چه هم زمان می گذشت، زندگی او هم سخت تر می شد. البته به نظر من ما آدمها هم در بدتر یا بهتر کردن اوضاع زندگی خود، نقش صد در صد داریم. اما به هر حال در عمل،از یک دختر تنها با آن همه مشکلات عاطفی و کمبودها توقع زیادی نباید داشت. بگذریم، اصل مطلب اینکه چند مورد برای ازدواجش پیش آمده بود و متاسفانه به دلیل رفتار های بد از جمله دروغ گویی و غیره به هم خورده بود. من هم که کلا چند وقتی از همه جا بیخبر بودم. تا آنکه چند وقت پیش که به وبلاگش سر زدم دیدم که کلا ضد عقیده و غیره وذلک قبلی اش شده و اتفاقا با نظام و حزب الله و این جریانات هم کج افتاده است. من که تا حدودی در جریان زندگی اش و اتفاقات آن بودم می دانم که یکی از بزرگترین مقصر های ایجاد این طرز فکر و اندیشه پسرانی بودند که با ظاهر مذهبی و سخنان مذهبی ترشان، با شالوده دروغ، بنایی را برای او ساختند و بنای دروغ سست است و دیر یا زود فرو خواهد ریخت. اما کسی که اینجا ضربه می خورد دختری است که با تمام صافی و صداقت دلبسته می شود و بعد از پی بردن به واقعیت، خود به خود به هم میریزد. گاهی از نظر عاطفی و گاهی هم حتی از نظر عقیدتی مثل همین دوست فوق الذکر من. بعد از خواندن وبلاگش ناراحت شدم و می دانم که عوض کردن نظرش هم تقریبا امکان پذیر نیست. آیا واقعا افراد دروغگو که با برنامه ریزی برای رسیدن به هدف مورد نظر خود، داستان می سازند، در پیشگاه خدا جوابی برای رفتار خود و عواقبش دارند؟!
پی نوشت:
احادیث فراوانی در مزمت دروغ از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و ائمه معصومین علیهم السلام داریم، می فرمایند: ((دروغ فسق و دروغگو فاسق است.دروغگو ایمان نداردو دروغ از قمار بدتر است.دروغگو دشمن خداست. دروغ از شراب بدتر است. خدای متعال دروغگو را لعنت می کند. دروغ مخرب ایمان است. دروغگو مروتش از همه خلق کمتر است. دروغگو به عذابی مخصوص در قبر گرفتار خواهد شد.دروغ سبب گرفتن صورت انسانی از انسان است.))
باشد که چون صحابه پیغمبر -صلی الله علیه- اباذرِ راستگو، مسلمان باشیم.


<      1   2   3