سفارش تبلیغ
صبا

91/4/10
1:36 عصر

من گشت ارشاد را، ارشاد می کنم.

بدست قصر شیرین در دسته حجاب و مبارزه با بی حجابی، گشت ارشاد

بسم الله الرحمن الرحیم

با استناد به آیه 104 سوره مبارکه ال عمران، {که می فرماید: ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر(و بایدباشند گروهی از شما که به سوی خیر دعوت کنند و امر به نیکی و نهی از بدی کنند)} باید در جامعه اسلامی و حکومت اسلامی گروهی برای این واجب در نظر گرفته شوند. اما این عده باید آموزش دیده باشند و ضمنا شرایط امر به معروف و نهی از منکر را بدانند.

اگر گشت ارشاد برای امر به معروف و نهی از منکر در رابطه با مسئله حجاب فعالیت می کند که متاسفانه با شرایط امر به معروف و نهی از منکر خیلی فاصله دارد. اگر هم ربطی به امر به معروف و نهی از منکر ندارد که کار بسیار غلط و اشتباهی است و عقل سلیم می گوید یا امراض و اغراض سیاسی پشت قضیه است و یا افکار اشتباه و غلط و نادرست.

اغراض سیاسی قضیه از این قرار است که مانند بسیاری از سال های بعد از انقلاب، همان افراد ضد انقلاب و ضد مردم مذهبی ایران، می خواهند افکار عمومی و مخصوصا افکار نسل جوان را بر علیه حکومت اسلامی و در واقع اسلام بشورانند و با نشان دادن اسلام طالبانی که نهایت آرزوی دشمن در شناساندن اسلام و دور کردن انسان ها از آن است، در راستای اهداف دشمنان گام بردارند. مثل همان زمانی که همین مزدوران پشت صحنه که در نظام مسئولیت گرفته اند، دستور دادند فقط سه رنگ سورمه ای، قهوه ای و سیاه در مدارس و برای بانوان استفاده شود و حتی دستور دادند که این سه رنگ پارچه به میزان زیادی وارد کشور شود و کمترین سند این است که از شاهدان عینی از خود دوستان ایشان، بی واسطه شنیده ام. و یا در دوره ای که پسرانی که موی بلند داشتند را می گرفتند... تا جایی که رهبر عزیزمان که متوجه عمق فاجعه و اغراض سیاسی آن شده بودند در سخنرانی هایشان فرمودند اگر پسر جوانی موی خود را بلند کرد چه اشکالی دارد و نه باید با او برخورد بشود.

اغراض سیاسی این طور برخوردهایی که از نظر اسلام ناب مردود است، فقط درست کردن و به نمایش گذاشتن اسلام طالبانی مدّ نظر امریکا و دشمنان اسلام است. عده ای هم دانسته و عده ای دیگر نادانسته مزدور و کمک کار دشمن شده اند.

رزمنده هایی که رفتند و جان بر کف در جبهه جنگیدند چه آنها که شهید شدند و چه آنها که جانباز و مجروح شدند و ماندند هیچ کدامشان در برخورد با منکر چنین مرامی نداشته و ندارند. چرا باید عده ای که خود هنوز در بحث حجاب چشم و حجاب رفتار و عفاف بی مشکل نیستند، اینگونه در راستای امر به حجاب قدرت داشته باشند.الان حس جوانان این شهر، به گشت ارشاد مانندطرح زیر است. کمی فکر کنید... فقط کمی فکر...چرا باید جوان به پلیس کشورش همچین حسی داشته باشد؟ انتقاد تلخ است اما به امید اینکه سازنده باشد... ضمنا تعداد زیادی از دوستان بوده اند که دختران چادری و محجبه اما پلیس به بهانه اینکه بد چادر سر کردی آنها را نیز به کلانتری برده و فقط یادآور شوم که امام علی (ع) برای هتک حرمت زن یهودی که شوهرش از دشمنان اسلام هم بود، گریه کردند... ماموران نیروی انتظامی صلاحیت این کار را ندارند و دوره ندیده اند و راهکاری که به ایشان ابلاغ شده غلط است و اثر عکس دارد.

آقایان مسئول، این قدرت دادن شما به افراد نالایق و ناشایسته برای این امر و مهم تر راهکار اشتباهی که به اینها ابلاغ کرده اید، دل اسلام و مسلمان را به درد می آورد. نیروهای انتظامی ما برای اینکار تربیت نشده اند. نه از نظر عقیدتی و نه از نظر روانشناسی و جامعه شناسی شایستگی انجام این امر را ندارند. وقتی بارها دیده شده که مامور مونث شما به آقایانی که از کنارشان رد می شوند متلک می گویند، با توجه به چادری که سرشان است، خودشان مرز عفاف را نمیدانند و حرمت چادرشان را حفظ نمی کنند؛ و یا وقتی دخترانی که چادر سرشان است را به کلانتری برده و با الفاظ زشت با آنها سخن می گویند و یا با برخوردهای بد با دختران بد حجاب مواجه می شوند، کجای اینها اسلام است؟ کدام اینها امر به معروف و نهی از منکر است؟ کدام اینها مرام حکومت اسلامی است؟

 شما زن هایی که فاحشه هستند و مردهایی که فاسد هستند را می بینید اما به راحتی یا از روی ترس از کنارشان رد می شوید. اما مزاحمت برای زن و دختر مردم درست می کنید و آنها را با بی آبرویی به کلانتری می برید، تعهد میگیرید و آزاد  میکنید. این اسلام است؟

من گشت ارشاد را، ارشاد میکنم. همین گشت های ارشاد اگر در خیابان، در این روزهای گرم تابستان به خانم های محجبه در انظار عموم گل هدیه کند و به بدحجابان در حد تذکر اکتفا کند، اما این امر هر روز و همیشگی باشد، والله که تاثیر دارد. و زنان و مردانی که وضع ناجوری دارند طوری که فساد و فحشای آنها قابل تشخیص از طرف عقل سلیم است، باید با اینها برخورد شود و به کلانتری منتقل شوند.

ضمن اینکه برای نیروهایی که در گشت ارشاد فعال می شوند باید دوره های عقیدتی-اخلاقی گذاشت که کمبود آن شدیدا در اینها حس می شود. اگر میخواهید کار برای رضای خدا باشد و اگر میخواهید حکم اسلامی پیاده شود و اگر میخواهید امر به معروف و نهی از منکر کنید.

مطمئن باشید برای اصلاح این امر از پا نخواهیم نشست...



90/10/23
5:40 عصر

بد یا بی حجاب؟

بدست قصر شیرین در دسته حجاب و مبارزه با بدحجابی

بسم الله الرحمن الرحیم

در تمام دنیا ملت یا بی حجابند یا با حجاب! فقط در ایران است که ملت بد حجابند....

این جمله را جایی خواندم. به نظر می رسد عبارت بدحجاب سرپوشی بیش نیست. زیرا بانوان مسلمان را بی حجاب خواندن کمی سخت است و مخصوصا زمانی که امید داشته باشی این رذیله در فرد اصلاح بشود. وگرنه قصه همین است که بدحجابی همان بی حجابی است....

قال الامام علی - علیه السّلام - : یَظْهَرُ فی آخَرِ الزّمانِ و اقْتِرابِ السّاعَةِ - وَ هُوَ شرّ الازمِنَةِ - نِسْوَةٌ کاشِفاتٌ، عاریاتٌ مُتَبَرِّجاتُ ... .
امام علی - علیه السّلام - فرمودند:
در آخر الزمان و نزدیکی های قیامت - که بدترین زمانها خواهد بود - زنان حجابهای خود را برخواهند داشت و بدنهایشان را به نامحرمان نشان خواهند داد و سرهای خود را زینت نموده در معرض دید نامحرمان قرار می دهند، اینها از دین خارج شده و در انواع فتنه ها داخل خواهند شد، به شهوات تمایل دارند و به سمت لذت های زود گذر شتاب می کنند، حرام های الهی را حلال خواهند شمرد و آنها جایگاه ابدیشان جهنم است. «من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 390»



90/3/9
3:57 عصر

هی میگن حجاب حجاب! دهنتون .....!

بدست قصر شیرین در دسته حجاب و مبارزه با بی حجابی

بسم الله الرحمن الرحیم

برای خرید مانتو رفته بودم هفت تیر. می توان گفت که میدان هفت تیر یکی از مراکز مانتو فروشی های پایتخت هست. اکثر فروشگاه ها را گشتم دنبال یک مانتوی تا زیر زانو با آستین بلند که زیاد تنگ و چسبان نباشد. پیدا که نمی شد. نزدیک به صد در صد مانتوها آستین های نصفه داشتند. قد مانتو ها اکثر یک وجب بالای زانو بود. حالا یا بالاتنه مانتو تنگ پایین راسته یا برعکس بود. همه هم الحق و الانصاف خیلی بددوخت بودند. هر مشتری بعد از اینکه کلی گشته بود وخسته شده بود از سر اجبار بهترین مانتویی که به نظرش بین بقیه بود را می خرید آن هم نه با رضایت کامل و کلی هم در پرو خانم ها غر می زدند و اکثرا از این وضعیت دوخت و پوشش مانتوها ناراضی بودند. حتی خانم های مانتویی... بالاخره بعد از کلی بالا و پایین کردن مانتوی مد نظرم را پیدا کردم و خریدم.

امروز توی مترو مانتوهای توی فروشگاه را روی تن خانم ها می دیدم. و تک تک توی دلم خطاب به آنها می گفتم خانم حلالت باشد که مانتویت آستینش کوتاه است. به آن یکی می گفتم: این مانتویی که پوشیده ای حلالت باشد که اینقدر تنگ است و زیر کمرش هم کش دارد که حسابی اندام زنانه ات را به نمایش بگذارد. آخر این مانتو الان مد است فروشگاه ها پر بود از این ها. به آن یکی می گفتم حلاله حلال. خیلی مانتویت چسبان است تو هم از همان فروشگاه دیشبی خریدی؟ به آن یکی خانم هم که یقه مانتویش خیلی باز بود گفتم اشکالی ندارد از این ها هم زیاد داشتند فروشگاه های مانتو و البسه.... شالش را هم باز گذاشته بود که یقه مانتویش خوب دیده شود لابد گران هم خریده بود....یک حرفی هم توی گلویم گیر کرده است که به مسئولین ذی ربط بگویم. آن هم این است که شما ها که عرضه ی نظارت بر تولیدی های مانتو را ندارید و شما ها که در بینتان از خودتان دست هایی درکارند که بدحجابی را و رفته رفته بی حجابی را در جامعه بیاورند و قصد دارند حجاب را ریشه کن کنند در این مرزو بوم....شما غلط می کنید که اسم حجاب را بر سر زبان می آورید و غلط می کنید که به بدحجابی و بی حجابی زنان اعتراض می کنید.


89/9/1
10:5 عصر

مبارزه با بدحجابی و فساد و فحشا-نهی از منکر

بدست قصر شیرین در دسته حجاب و مبارزه با بدحجابی، امر به معروف و نهی از منکر

بسم الله

آقای احمدی نژاد، چرا آن زمان که ائمه جمعه سراسر کشور و سپاه و بسیج و امت حزب الله فریاد مبارزه با بدحجابی را سر دادند شما با یک مصاحبه تلویزیونی آب بر این خشم های آتشین ریختید و با زدن آن حرف نا به جا بدحجابان را شجاع کردید که اکنون وضع حجاب در تهران به این نا به سامانی کشیده شود؟؟؟ آقای احمدی نژاد با تمام احترامی که برای شما قائلم اما بدانید که اشتباه بزرگی در آن زمان مرتکب شدید، اشتباهی که شاید به سختی جای جبران داشته باشد. به عنوان رئیس جمهور یک مملکت اسلامی شیعی، در آن بازه زمانی خاص که همه عزمشان را جزم کرده بودند برای مقابله با این فساد و فحشا، واقعیت این است که ناخواسته و از روی غفلت توی دهن امت حزب الله زدید. خود دانید ولی پاسخ گوی خون شهدا و خانواده هایشان باید باشید. از همان روز تا کنون آن سخنانتان گره ای شد در گلوی امثال ما. رئیس جمهور حزب اللهی ولایتیمان که ناپختگی می کند آن هم در پیچ و خم بحران، چه امیدی داشته باشیم به اصلاح کردن وضعیت فساد و فحشا.

به این زیاد می اندیشم که چرا بعد از گذشت سی سال، این آیه قرآنی خطاب به امت و حاکمان جامعه اسلامی نه توسط امت اجرا شده و نه توسط حاکمان. نکند همگی منتظر هلاک هستیم؟ همان هلاکی که بر اثر فساد و فحشا بر اقوام نازل شده و می شود و این سنت خداست و لا تبدیل لسنت الله. این آیه را می گویم: ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر. اگر ما امر به معروف و نهی از منکر نکنیم فساد و فحشا راه خودش را به جلو پی می گیرد و وقتی غضب حضرت حق بالا گرفت هلاک نازل می شود و من و تو و مسئولی که سکوت کرده ایم هم در این بلا خواهیم سوخت و شامل عذاب خواهیم شد.

ولتکن منکم امة، باشد از شما امتی....این چه معنایی دارد؟ یعنی سازمانی باشد. یعنی گروهی باشد که فقط و فقط و فقط شغلش و کارش و دغدغه اش و فکرش و اعضا و جوارحش به این کار اختصاص یابد. به دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر. بعد از سی سال کجاست این سازمان؟ کجاست این امة؟

فقط حرف نمی زنم فقط نمی نویسم. بلکه باید پیگیری کرد و در حد توان برای به اجرا درآمدنش تلاش کرد.

پی نوشت:
ماجرای نزول عذاب و هلاک شهر پمپی ایتالیا  (عکس هایی از واقعیت این شهر که در موزه ای در ایتالیا نگهداری می شود) جای عبرت دارد.


89/6/18
12:51 عصر

فاتحه مبارزه با بدحجابی را بخوانید

بدست قصر شیرین در دسته حجاب و مبارزه با بدحجابی، مجوزهای ضد اسلامی و ضدفرهنگی وزارت ارشاد

بسم الله

وقتی که وزارت ارشاد ایران اسلامی، مجوز به اجرا درآمدن چنین تئاتر هایی با اینچنین صحنه های غیر اسلامی و غیر اخلاقی را در مراکز فرهنگی شهر می دهد؛ فاتحه حجاب و مبارزه با بدحجابی خوانده شده است.

الفاتحة مع الصلوات


89/6/6
11:59 صبح

نامه ای سرگشاده به ریاست محترم سازمان صدا و سیما

بدست قصر شیرین در دسته نامه ای سرگشاده به ریاست محترم سازمان صدا و سیما، جنبش وبلاگی حفظ حرمت چادر، حجاب و مبارزه با بدحجابی

بسم الله الرحمن الرحیم

رئیس محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، جناب آقای عزت الله ضرغامی

سلام علیکم

جناب آقای ضرغامی،
از زمانی که جنابعالی توسط مقام معظم رهبری به ریاست سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی منصوب گشته اید، چند سالی می گذرد. پدران و مادران ما همیشه بر دلشان مانده است که در سالهای جنگ تحمیلی، زمانی که شوهران، پدران و برادرانشان در جبهه های نبرد حق علیه باطل، فی سبیل الله می جنگیدند از سیما برنامه هایی که فضای جبهه را و حال هوای رزمندگان را نشان دهد و در رثای شهدایشان سخن بگوید، بسیار کم پخش می شد. مادران ما شهید سید مرتضی آوینی را همیشه دعا می کنند و می گویند شهید سیدمرتضی آوینی بود که بلافاصله بعد از جنگ، از جبهه فیلم مستند می ساخت و فضای جبهه را برایمان ترسیم می کرد و دلهای داغدیده مان را با دیدن حال و هوای معنوی و فضای روحانی جبهه آرامش می بخشید. سیدمرتضی آوینی بود که از جبهه و از رزمندگان غیور جبهه و از فرزندان شجاع و مؤمن و انقلابی این مرز و بوم فیلم مستند می ساخت و غیرت و شجاعت و ایمان آنها را به تصویر می کشید. مادرانمان می گویند که هر چند یک شب در هفته با پخش برنامه روایت فتحِ او، موافقت شده بود؛ اما مرهمی بر بر قلب های زخم خورده و دل های داغدیده مان بود. آن زمان ها به جز روایت فتح برنامه دیگری مرتبط با ایثارگری فرزندان این ملت از سیما دیده نمی شد؛ اگر هم به ندرت برنامه ای در یادآوری سال های جبهه و مرتبط با شهید و شهادت بود در نیمه های شب پخش می شد. همان زمانی که اکثر مردم خواب بودند. در ساعاتی که تلویزیون بیشترین بیینده را داشت پخش نمی شد که مبادا کسانی که شهید نداده اند، جانباز ندارند، اسیر و مفقود و الاثر و مفقود الجسد نداده اند؛ آنها که همگی شان دور هم اند و داغی ندیده اند، مبادا آنها آب در دلشان از دیدن آن صحنه های اگرچه معنوی و خدایی اما ناراحت کننده، تکان بخورد. در چند سال اخیر قبل از ریاست شما، همان برنامه ی روایت فتحِ هفته ای یک شب هم، دیگر از تلویزیون پخش نمی شد.

جناب آقای ضرغامی، برادر مؤمن و بسیجی
اما بحمدالله در زمان ریاست شما به این موضوع بیشتر اهمیت داده شد و دل خانواده های ایثارگر را شاد کردیدکه خدا دلتان را شاد کند. هر هفته چند روز چندین برنامه مرتبط با دوران و مسائل دفاع مقدس از سیما پخش می شود و قبل از اذان یا بعد از اذان از شبکه های مختلف سیما معرفی شهید داریم که خدا خیرتان دهد. همان شهدایی که برای اسلام و به خاطر شرف این مرزو بوم از جان و دار و ندارشان گذشتند. رفتند تا ما بمانیم و نام اسلام را در کنار ایران بنویسیم و ایران را با تکیه بر اسلام و با مدد از عزت این دین مبین الهی، سربلند کنیم. برنامه های مستند و غیر مستندی که از سیما در رثای شهید و ایثارگری های آن دوران پخش می شود جای تشکر دارد و باشد که فردایمان نیز بهتر از امروزمان باشد.
جناب آقای ضرغامی،
قبل از ریاست شما همیشه در سریال ها و فیلم های تلویزیونی شخصیت های مؤنثِ بدبخت و ندار و مشکل دار، چادری سیاه بر سر داشتند حال آنکه کاراکتر مؤنثِ ثروتمند و تحصیلکرده و مدیر با ظاهری دیگر در فیلم به مخاطلب شناسانده می شد. همیشه برای ما در مدرسه با معلم هایمان این بحث پیش می آمد که چرا در سیما شخصیت زنی که چادر بر سر دارد این گونه معرفی می شود و کاراکتری که حجاب کاملی ندارد فرد مدبّر و موثّر و برتر، نشان داده می شود. حال آنکه در جامعه مان نگاه می کردیم و اکثرا فضا را متناقض با این نمایش های تلویزیونی می دیدیدم. جامعه پر بود از زن های محجبه ی موثّر چرا که به مدد انقلاب اسلامی راه برای رشد زنان با داشتن حجاب کامل باز شده بود.  در همین زمانِ حاضر هم اگر از روی غفلت در فیلم یا سریالی چنین صحنه ای در معرفی کاراکتر مؤنث دیده شود نوجوانان کنونی بی درنگ همان چراهای گفته شده در چند خط فوق را می پرسند. الحمدلله در زمان ریاست شما سریال ها و فیلم های تلویزیونی با دقت بیشتری کلید می خورند و کاراکتر ها به واقعیت جامعه نزدیک تر شده اند و این مسأله نیز شکل اصلی و واقعی خود را تا حدودی پیدا کرده است و دیگر شاهد آن بی حرمتی ها و تنگ نظری ها و کج اندیشی ها نیستیم.

جناب آ‍قای ضرغامی، برادر گرامی
اینجانب به نمایندگی تمامی خواهران محجبه ایران زمین و به نمایندگی عده ای از دانشجویان بسیجی و وبلاگ نویس، همان افسران جنگ نرم که حضرت امام خامنه ای بر لزوم جهاد در این جبهه تاکید فرموده اند؛ از شما تقاضا دارم برای حفظ حرمت چادر در تمامی برنامه های صدا و سیما و بالاخص سیما چارچوب و قانونی ثابت و مؤثر و درخور شأن چادر، داشته باشید.چادر حجاب فاطمی است. چادر میراث حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست. حفظ حرمت چادر، حفظ حرمت خداست. چادر مشکی قداست دارد. شأن دارد. چادر مشکی پر از اعتقاد و باور است. سرکردن چادر، موجب رضایت و خشنودی خدا و ائمه معصومین است. موجب خشنودی امام زمانمان، مهدی (عج) است.

ریاست محترم سازمان صدا و سیما
تمامی زنان محجبه ایران زمین به پخش برنامه ی اعترافات خانم سکینه محمدی آشتیانی معترضند. چه شده است که تصویر یک زن مجرم، آن هم مرتکب چنان جرم مشخصی، در سیمای جمهوری اسلامی با چادر مشکی پخش می شود؟؟ بیگانگان حکمِ قصاص یک زن مجرم را وسیله کردند تا به خیال خودشان به جمهوری اسلامی ضربه بزنند. قرار بر این شد که برای مقابله با این مکر و فریب و حیله ی دشمن، اعترافات آن مجرم از سیما پخش شود. شما چرا اجازه دادید با این ظاهر او را به تصویر بکشند.  به که بگوییم که چادر لباس متهم و مجرم نیست.  برای پوشش زن مجرم و یا متهم، باید لباسی از جنس همان لباس های مجرمان با طرح مانتو یا چادر دوخت. نه آنکه لباس مطهرترین و پاک ترین بانوان عالم را بر سرشان کرد. برترین زنان عالم از ازل تا به حال چادر بر سر کرده اند.چادر ارثیه مادرمان زهرا سلام الله علیهاست. شما را به خدا دل ما را با این غفلت ها خون نکنید. همه زنان محجبه ی ایران زمین و همه کسانی که به چادر اعتقاد دارند از این مسأله ناراحت شده اند و به آن معترضند. مسئولانی که در پخش تصویر این زن مجرم با آن حجاب و آن روگیری نقش داشته اند، باید پاسخگو باشند. مسئولینِ مرتبط در قوه قضا و نیروی انتظامی و صدا و سیما، عذرخواهی نمی خواهیم فقط جلوی تکرار این حرمت شکنی ها را بگیرید. بدانید که حفظ حرمت خون شهیدان و حرمت چادر، حفظ حرمت خداست. حرمت خدا را نگه دارید.

پی نوشت:
_این نامه مرتبط با جنبش وبلاگی حفظ حرمت چادر است.
_لینک این مطلب در حجاب نیوز
_امکان درج نظر در بالای همین پست می باشد.


89/5/14
3:49 عصر

راهکارهای مؤثر در پیشبرد طرح مبارزه با بدحجابی(1)

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی، طرح مبارزه با بدحجابی و راهکارهای مؤثر

بسم الله

اصل بدحجابی زنان،  ریشه در بی غیرتی مردانشان دارد. شنیده اید که می گویند هر کاری یک حدی دارد. خب بدحجابی هم حد و اندازه ای دارد و  حد آن  بر می گردد به عواملی چون اندازه غیرت مردانی که آن زنان بد حجاب با آنها ارتباط نسبی یا سببی یا اجتماعی دارند. هر چقدر مرد غیرتش بیشتر باشد زنی که با او در ارتباط است زن متین تر و محجوب تری خواهد بود. زنان هم مانند مردان اینکه با چه کسانی اعم از مذکر یا مؤنث در ارتباط باشند را خودشان انتخاب می کنند. از طرفی هم میدانیم که هر کسی از کسانی که با آنها در تماس است کم یا زیاد تاثیر می پذیرد.در بحث  تاثیرپذیری، اثری که یک مرد روی یک زن می گذارد بسیار بالاست. یعنی زن از مردانی که با او در ارتباط اهستند بسیار تاثیرپذیر است. حال این ارتباط ها یا به صورت نسبی و سببی ایجاد شده اند و یا به صورت انتخابی که شامل حلقه دوستان و یا دایره فعالیت های اجتماعی زن می گردد.

پس در واقع اصل بدحجابی زنان ریشه در بی غیرتی مردان دارد. یکی از مهمترین مسائلی که در طرح مبارزه با بدحجابی باید مورد بررسی و ریشه یابی قرار بگیرد تاثیری است که مردان روی زنان در حفظ حجاب می توانند داشته باشند. پس میتوان به جرأت گفت که به جای آنکه دختران جوان را در خیابان نگه داشته و جریمه کنند باید این جریمه قانونی را طور دیگری نوشت. باید قانونی وجود داشته باشد که پدر، جد پدری و یا همسر زن بدحجاب مورد جریمه قرار بگیرد و از خود زن تعهد بگیرند و در صورتی که این مساله تکرار شود، وی را از کارهای دولتی چه استخدام رسمی، چه ژیمانی و غیره محروم نمایند و در صورتی که باز هم تکرار شود پدر و یا همسر او نیز از شغل و حقوق و مزایای دولتی محروم گردند.

یک وقتی می خواهیم فقط مانور و نمایش دهیم که ما داریم با بدحجابی مبارزه می کنیم. که نتیجه می شود همین گشت هایی که زنان را فقط جریمه نقدی می کنند. و با در نظر نگرفتن وضعیت آن عده مردان جوان که با برچسب پلیس باید به کارشان گرفت. اما اگر واقعا این جریمه قرار است تاثیر گزار باشد و جلوی بدحجابی را بگیرد باید به نحوی باشد که واقعا بتواند تاثیر بگذارد،

ما در قرآن داریم که خداوند می فرماید: وَلتَکُن مِنهُم اُمَةٌ یَدعونَ اِلی الخَیر  یأمُرونَ بِِالمَعروف وَ یَنهَونَ عَنِ المُنکَر. باشند از شما امتی که دعوت کنند به خیر، امر کنند به معروف و بازدارند از منکر. خب در جامعه امروز ما این امت کجاست؟ این طور که از این آیه برداشت می شود این است که عده ای خاص باید برای این کار باشند. از طرف سازمان تبلیغات اسلامی، از طرف نیروهای انتظامی، از طرف وزارت ارشاد، و از طرف بسیج مردمی از این چهار سازمان باید از هر کدام گروهی تعیین شود و هر گروه در ساعاتی خاص سر چهار راههای مختلف حضور پیدا کنند ( بدون بگیر و ببند و بردن و این مسائل)، فقط و فقط و فقط تذکر بدهند. دعوت به خیر کنند، امر به نیکی کنند، امر به معروف یعنی امر به چیزی که عرف است در دین واجب است و باید رعایت شود و نهی از بدی و منکر و گناه و حرام بکنند. فقط تذکر دهند. خدا می داند که اجرای این طرح چه تاثیری می تواند روی زنان و مردان جامعه داشته باشد.

مساله بعدی انجام کار هدفمند، توانمند، تاثیرگزار، واضح و مستقیم روی مساله حجاب می باشد. این کار فرهنگی هم باید از طریق دو سازمان به صورت خاص انجام بگیرد. یکی سازمان صدا و سیماست و دیگری شهرداری است. صدا و سیما باید اقدام به ساخت کلان و زیاد برنامه هایی مرتبط با حجاب از نوع فیلم، سریال، کلیپ، فیلمبرداری و پخش همایش ها و برنامه هایی که در این راستا در جامعه برگزار می شود بنماید. باید فیلم های مستند از مساله حجاب تهیه کند و هر شبکه موظف شوند در روز حداقل دو برنامه قوی در راستای شفاف سازی مساله حجاب و وجوب حفظ آن برای زنان مسلمان و حتی غیر مسلمان قدم بردارد.  تاکیدی که هست هم روی سیما و هم صداست. یعنی یک زن یا دختر جوان وقتی در خانه است تلویزیون برنامه ای در مورد حجاب داشته باشد و وقتی بیرون می رود در ماشین یا تاکسی هم رادیو در مورد لزوم حفظ حجاب صحبت بکند.

شهرداری هم باید به تهیه تیزرها و بیلبوردهای تبلیغاتی مرتبط با مساله حجاب بپردازد. شروع هم شده ولی کمرنگ است. البته طرح هایی تاثیرگزار، درخور شأن نظام جمهوری اسلامی و زنان و مردان ایرانی، و هماهنگ با آیات قرآن باشد. می توان بنا بر فرموده مولا علی علیه اسلام که المرأة ریحانة و لیست بقهرمانة کار کرد. روی گُل مانور داد. آیات قرآن در مورد حجاب و احادیث در مورد حجاب را روی بیلبوردها زد. میتوان روی شمع و ماه و صدف و مروارید و اینها کار کرد. نه اینکه طرحی زد و  زنان را شکلات و مردان را مگس معرفی کرد!!(این بیلبورد در یکی از شهرهای یک کشور عربی، برای ترویج حجاب در بین زنانشان کار شده است.) بحث بیلبوردهای شهرداری هم نقش بزرگ دیگری را در طرح مبارزه با بدحجابی ایفا می کند. این مساله بخش تاثیرگزاری بصری فرد را پر میکند و اینکه زن و مرد وارد جامعه که می شوند مرتب از طریق این بیلبوردها و تبلیغات برایشان مساله حجاب و عفاف یادآوری می شود.

پی نوشت:

دست نوشت های مرتبط با این پست
ادامه راهکار ها در پست بعدی انشاءالله
لینک این مطلب در حجاب نیوز

 


89/5/3
7:35 عصر

چادر،حجاب است.

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی، چادر حجاب برتر، انواع چادر در ایران

بسم الله

امروز در وبلاگ گل دختر مطلبی با عنوان (چادر من کو؟)، خواندم. خب به نظر من چادر من و شما سرمان است.! این پست را نه فقط در جواب این مطلب، بلکه چون زیاد در جمع هایی بوده ام که بر سر این قضیه بحث کرده اند می نویسم.

چادر هایی که با طرح های مختلف از جمله ملی، کمری، صدفی یا همان دانشجویی، عربی،لبنانی، امارتی، عبایی و حتی چادر شالی هیچ کدام نقشه دشمن برای از بین بردن حجاب کامل یا سبک کردن چادر نیست. بلکه اصل قضیه این است که با آن افتضاحی که از نظر فرهنگی دولت اصلاحات در جامعه به بار آورد که جای بحث فراوان دارد، حدودا سال 1382 بود که عده ای خودی دست به کار شدند و برای ترویج حجاب و چادر چاره ای اندیشیدند.

خواهر عزیزم، مگر شما تا به حال ندیده ای که کسی به خاطر سختی چادر ایرانی چادر را کنار گذاشته و اول با مانتوی بلند و روسری بلند در جامعه حاضر شده و بعد رفته رفته مانتو کوتاه تر شده و روسری کوچکتر شده است و ... شما تا به حال در هم کلاسی ها، آشناها، هم محله ای ها، فامیل ها، دوستان ندیده اید که کسی بچه دار شده و همزمان بغل کردن بچه و گرفتن چادر ایرانی برایش سخت بوده و چادر را اجبارا کنار گذاشته است؟ گرفتن چادر ایرانی با دست و  نگه داشتن چادر و حفظ حجاب کامل و همزمان خرید کردن یا بچه بغل کردن سخت است. خواهر من همه که در قدرت ایمان و یا تحمل سختی ها مثل هم نیستند، هر کسی ظرفیتی دارد.

بعد اینکه کجای دین و کدام امام گفته است که حجاب کامل فقط چادر ساده ایرانی است؟
آری، حجاب کامل چادر است چون رنگ آن مشکی است که از نظر روانشناسی رنگ مشکی حرف های فراوانی دارد و بهترین برای حجاب است؛ چون تنگ نیست و برجستگی ها ی بدن زن را نمایان نمی کند و اصل حجاب هم برای همین، حجاب است؛ چون از سر تا پا را می پوشاند. خب این خصوصیات هم در چادر ساده ایرانی هست هم در چادر لبنانی و هم در چادر کمری(همان چادر چاقچور قدیم). بقیه چادر هایی را هم که نام بردم هزاران شرف دارند به هر نوع مانتویی که فکر کنید، حتی همان حجاب لبنانی ها که مانتوهای بلند و روسری های مشکی می پوشند. به هر حال آن هم مانتو است و زیبایی خود را دارد ...

چه چادر ایرانی ساده و سنتی و چه چادر ملی یا لبنانی، هر کدام را که سر کنیم بستگی به خود فردی دارد که چادر را انتخاب کرده است.
حتی با چادر سنتی ایرانی هم می شود طوری بود که حجاب کامل نباشد. کما اینکه هستند خانمهایی که در خیابان می بینیم و بعضا دستشان از مچ بیشتر نمایان است، جلوی چادر مرتبا باز است ، گردی صورت هم بیش از حد مجاز معلوم است. همین ها بودند که ذکر کردم به خاطر سخت بودن کنترل چادر ایرانی به مانتو روی می آوردند و کم کم همه چیز بر باد فنا می رفت. ولی همین خانم ها یا دختران جوانی که ممکن بود چادر را کنار بگذراند اکنون چادر ملی و چادر شالی و غیره را به مانتو ترجیح می دهند. آیا این واقعا جای شکر ندارد؟

من چون خود به شخصه درگیر این مسائلی که عرض کردم بوده ام و از نزدیک با این افراد در تماس بوده ام بنابراین به صدق و دقت حرفی که میزنم اطمینان ویقین کامل دارم.

باز هم می گویم نباید دگم بود و متعصبانه فکر کرد. این  اعتراض مثل آن است که زنی که علاوه بر چادر پوشیه هم می زند به بقیه اعتراض کند که چرا اینها پوشیه نمی زنند. همه در قدرت ایمان و تحمل و صبر ظرفیت یکسانی ندارند. هیچ زن مومن محجبه ریشه داری چادر ایرانی را کنار نمی گذارد تا چادر ملی تنگ یا چادر شالی بپوشد. پس چادر این طیف سرشان است.اتفاقا دست خانم جنابی که طراح اصلی انواع چادر بود درد نکند که باعث شد بسیاری از دختران سر زمین من، به جای روی آوردن به انواع مانتوهای مدل به مدل و رنگارنگ طراحی شده توسط غرب زدگان، به چادر روی آورند. رنگ بندی چادر ها هم چند رنگ بیشتر نیست مشکی، قهوه ای، سرمه ای، طوسی که هیچ کدام هم رنگ های مهیجی نیستند.

بر تمام دختران ایران زمین که چادر را با هر اسمی که باشد، به عنوان پوشش انتخاب می کنند، درورد می فرستم.


پی نوشت:
_من دگم نیستم.من متعصب نیستم. من نمی خواهم به خاطر تعصب بیخودی و شخصی من روی مسائل دینی، عده ای را از دینم زده کنم.
_اصل طرح های خانم جنابی، هم چادر ملی، هم کمری، هم صدفی و هم چادر شالی همه به گشادی چادر لبنانی بودند اما  هنگام دوخت، خیاطان بنابر سلیقه خانمی که چادر را انتخاب کرده و سفارش می دهددر طرح اصلی آن دست می برند. ولی باز هم مانتو نیست چون رنگ مَحرَم است، چون بلند است، چون به تنگی و چسبانی مانتو نیست. چون حجاب است.  

پی نوشت:
لینک این مطلب در حجاب نیوز


89/5/2
9:5 عصر

بدحجابی و شکست مسلمانان در اندلس اسپانیا

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی، طرح مبارزه با بدحجابی و نحوه اجرای آن، اندلس و علت شکست اسلام، جنگ نرم و ترویج بی حجابی در ایران

بسم الله


ادامه بررسی طرح مبارزه با بدحجابی و نحوه اجرای آن
مرا به تحقیقی در مورد اندلس اسپانیا واداشت. در سال 711 میلادی مصادف با سال 92 هجری قمری، یک دسته از مسلمانان به رهبری طارق بن زیاد که نام وی در تنگه جبل الطارق ابدی شده است توانستند بخش اعظم اسپانیا را فتح کنند. اعراب قلمرو جدید خود را در اسپانیا اندلس می گفتند و شهر قرطبه را به پایتختی برگزیدند. در سال 756 میلادی مصادف با سال 139 هجری قمری، فردی از خاندان بنی امیه بنام عبدالرحمن با کمک هوادارانش در اندلس به حکومت میرسد و حکومت مستقل امویان را در اندلس تاسیس میکند. هر چند حکمرانان مسلمان نسبت به پیروان مذاهب دیگر با مدارا و تسامح رفتار میکردند اما استقبال ساکنین اسپانیا از دین جدید بسرعت افزایش می یافت .

اروپا وقتی متوجه شد که اندلس خطر بزرگی برای نابودی قدرت استعماری حکومتها و کلیساهایش است از راه های مختلف به تلاش افتاد که کاری بکند، سدی در برابر اینها به وجود بیاید تا مردم اروپا بیدار نشوند و در همان جهل و نادانی بمانند و استعمارگران به حکومت ستمگرانه خود ادامه بدهند.

مهمترین برنامه های سیاسی که به این منظور پیاده کردند
که در حقیقت خطرناک ترین حمله به پیکر قوی و نیرومند جامعه اسلامی آندلس بود این بود که عده ای از زنان خودفروش را تشویق کردند و بودجه هایی در اختیارشان گذاشتند که بیایند به طرف آندلس و جوانها را به ارضای تمایلات جنسی از طریق غیر مشروع جلب کنند.
در اوایل، جامعه اسلامی آگاه تر بود از اینکه این کلک در او مؤثر باشد و با هوشیاری و شدت تمام این کلک را خنثی کردند و این

زنان به اروپای خودشان برگشتند.اما دوباره این کاروان تمدن اروپایی، یعنی کاروان فاسد کردن جوانان به طرف آندلس سرازیر شد و بودجه های سنگینی در اختیار این زنان قرار گرفت. نه تنها به وسیله لطافت و زیبایی خودشان، بلکه پول هم می دادند به جوانان و برای لحظاتی جوانان را به طرف خودشان جلب می کردند. زمان گذشت تا کار به جایی رسید که جوانان بدون پول هم، آنقدر سست عنصر شده بودند که مقاومت اسلامی و ایمانی خودشان را از دست داده بودند و به طرف این زنان کشیده می شدند. باز فساد و تباهی در جوانان جلوتر رفت، به حدی که اینها دلباخته می شدند در برابر این زنان جلف و خود فروش و پول هم می دادند که ایندفعه زنها اظهار تمانع می کردند.

البته زمان زیادی گذشت تا بالاخره جوانان اندلسی از آن حد شجاعت و شهامت اسلامی خودشان به این حد پوچی و وقاحت و ذلت و حقارت رسیدند. به هر صورت این حربه خطرناک، کارگر افتاد و اروپا متوجه شد که جوان آندلسی دیگر دارای آن نیرو و قدرت جنگی و مقاومت عظیم و انگیزه ایمانی و جهاد نیست که اگر به سرزمینش حمله ای بشود بتواند برای مدتها مقاومت کند. این بود که برای سالها و حتی قرنها لشکرکشی های متناوب کوچک و بزرگ از نقاط مختلف اروپا، به طرف آندلس جریان پیدا کرد و این حملات متوالی کم کم پیکر آندلس را ضعیف کرد تا حدی که دستگاه مشهور ننگین «تفتیش آراء و عقاید» در آندلس از طرف اروپایی ها به وجود آمد که هر جا انسانی اظهار مختصر تمایلی به تمدن اسلامی می کرد با انواع شکنجه های ننگین و غیر اسلامی که شاید در دنیای امروز خودمان هم نمونه اش پیدا نشود روبرو می شد.

با روی آوردن جوانان به زنان بی حجاب و بدکار حکوت آندلس نیروی پشتوانه خود را به راحتی از دست داد و آن عظمت اسلامی را به راحتی در هم شکست.

دشمن کنونی اسلام و جامعه اسلامی، و به خصوص دشمنان ایران بعد از آنکه نتوانستند با حمله نظامی انقلاب اسلامی مردم ایران را در هم بشکنند و خللی در ایمان آنها به وجود آورند اکنون به این حربه قدیمی خود متوسل شده اند. شاید بتوان گفت که بزرگترین سلاح ابزاری جنگ نرم هم، همین تاکتیک است. یعنی دشمن امروز از دو جهت حمله را آغاز کرده است. اول با برداشتن حجاب از سر زنان مسلمان و ریختن و از بین بردن حیا و شکستن قداست عفت، در زنان جامعه اسلامی. دوم با از بین بردن حیا و شکستن قداست عفت، در مردان مسلمان و از بین بردن تدریجی غیرت در مردان. به نظر من امروز مهمترین منطقه ای که دشمن در این جنگ نرم هدف گرفته است این دو منطقه می باشند.

و برای این کار هم ابزارهای مناسب و کارآمدی را به کار گرفته اند از جمله پخش گسترده فیلم های غیر اخلاقی در جامعه، سوق دادن تفکر جوانان به گرای مشخصی که خود در نظر دارند که همان گرایش به بی بند و باری است از طریق کانال های هدایت شده و هدفمند ماهواره،جذب کاربران به سایت های اینترنتی با برنامه های خاص و هدفدار، ترویج انواع مهمانی های غیر اسلامی و غیر اخلاقی، ترویج ارتباطات غیر شرعی و غیر ایرانی در بین جوانان ایران و ...

به نظر می رسد جوانان مسلمان باید به فکر تشکیل لشکر های سازماندهی شده برای مقابله با این جنگ نرم باشند و گرنه با بی برنامه گی و عمل کردن های غیر سازماندهی شده باید احتمال شکست را هم داد. و این را در نظر داشته باشیم که ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم.

پی نوشت:
لینک این مطلب در حجاب نیوز


89/4/27
6:37 عصر

طرح مبارزه با بدحجابی و نحوه اجرای آن

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی، طرح مبارزه با بدحجابی و نیروی انتظامی

بسم الله
در خیابان شهید باهنر  بودم که دیدم یک سری پلیس مرد که همگی یک فرم بودند با کلاه کج و صورت بدون محاسن، در یک جای خیابان که عرض آن موقتا کمتر می شد داخل ماشین ها را نگاه می کردند و ماشین هایی که زن های بدحجاب سرنشینش بودند را نگه می داشتند. چند لحظه ای که ما آنجا ایستاده بودیم جالب این بود که فقط ماشین هایی را که هم راننده و هم سرنشین زن بود نگه می داشتند.
من روی اصل طرح مبارزه با بدحجابی حرفی ندارم و اتفاقا بسیار لازم و واجب است. اما روی نحوه اجرای طرح و چگونگی مبارزه با بدحجابی اعتراض دارم. اینکه پلیس زن همراهشان نبود از یک نظر خوب بود.  از این نظر که فرم پلیس های مؤنث، چادر است و اگر این زنان با این فرم اگر چه به عنوان پلیس،  زنان بدحجاب را جریمه کنند به نظر من بین زنان تفرقه ایجاد می کند. این طرز برخورد نه تنها تأثیر مثبتی ندارد بلکه اثر منفی هم دارد. در همان خیابان شهید باهنر زنی داشت از خیابان رد می شد مرا که دید روسری اش را جلوتر آورد. به نظر من همین چادری که یک زن سر می کند خودش وسیله امر به معروف اوست و دیگر زنان که در کوچه و خیابان او را می بینند یاد خدا و امر او در مورد رعایت حجاب موردِ نظرِ خدا می افتند و همین کفایت می کند.
اما مورد دیگری که محل اشکال است این بود که خب اگر این طرح، طرح مبارزه با بدحجابی است پس چرا از پایه و اساس خودش با آیات قرآن که در مورد پوشش و حجاب آمده است، متناقض است؟ مگر ما در قرآن نداریم که قُل لِلمُؤمِنون یَغضُوا اَبصارَهُم (به مردان مؤمن بگو که چشم خود را از نامحرم بپوشانند...سوره مبارکه نور). وقتی که آن پلیس های جوان طبق طرحی که برایشان بخشنامه شده باید داخل ماشین ها را نگاه کنند و بعد از مشاهده زن بدحجاب آنقدر دقیق شوند که بتوانند شمارش تخلفات او را اعم از لاک ناخن، موی رنگ و مِش شده، رنگ مانتو، تنگ بودن مانتو و رنگ پوست که آیا طبیعی است یا نه سولاریوم شده!!! ببینند تا بتوانند در برگ های جریمه مخصوص ن زن بدحجاب را جریمه کنند، آیا این مردان جوان در حفظ ایمان خود سالم خواهند ماند؟ آیا این است عمل به آیه  قُل لِلمُؤمِنون یَغضُوا اَبصارَهُم ؟؟؟
در قرآن در سوره مبارکه بقرة خداوند می فرماید: اَتأمُرونَ الناسَ بالبرِّ وَ تَنسَونَ اَنفُسَکُم وَ اَنتُم تَتلونَ الکِتاب اَفَلا تَعقِلون (آیا امر می کنید مردم را به نیکی و فراموش می کنید خودتان را در حالی که کتاب را می خوانید، آیا پس فکر نمی کنید؟)
برای امر به معروف و نهی از منکر که خداوند در قرآن می فرماید عده ای باید به این امر به بپردازند باید اندیشید و نباید گروه جوان دیگری را به تباهی کشانید برای هدایت گروهی دیگر. دلم برای آن مردان جوان سوخت که باید برای انجام وظیفه خود اینقدر چشم خود را به گناه آلوده کنند. و دلم برای این انقلاب به درد آمد که برای طرح مبارزه با بدحجابی هم به خاکی میزنیم.
پی نوشت: 
*طرح کلی بنر وبلاگ از خودم بود. از
مریم عزیزم که بنر را طراحی کرد سپاسگزارم و همچنین از دو عزیزی که یکی اصل عکس را در اختیارم قرار داد و دیگری زحمت نصب بنر را کشید تشکر میکنم که معصوم فرمود : مَن لَم یَشکُرُ المَخلوق لَم یَشکُرُ الخالِق( کسی که از بندگان خدا تشکر نکند از خدا هم تشکر نخواهد کرد).
*در پست بعدی طرح و نظرات شخصی خودم را درباره ی نحوه مبارزه با بدحجابی مطرح خواهم کرد.