سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

90/3/19
9:30 صبح

انتخاب همسر و طیفی از دختران مجرد

بدست قصر شیرین در دسته ویژه نامه ازدواج

بسم الله الرحمن الرحیم

بخش اول: بیابید پرتقال فروش را!

یکی از دوستان می گوید: 14 ساله که بودم یک خاستگار 24 ساله داشتم. پدرو مادرم کلی خندیدند و گفتند هنوز خیلی بچه است و وقت ازدواجش نیست و جواب رد دادند. 21 ساله که بودم برخی از خاستگار هایم 28-29 ساله بودند که می گفتم نه سنشان زیاد است فایده ای ندارد. و 26-27 سالگی خاستگارهای 35-36 ساله داشتم. باز هم رد کردم و گفتم سنشان زیاد است.

آیه ای از قرآن در سوره ی مبارکه واقعه هست که می فرماید: عُرُباً اَتراباً....یعنی همسران جوان و هم سن و سال.... این تعریفی است که خدا از همسران بهشتی دارد. این فرهنگ قرآنی است. کسانی که فقط اختلاف سنی را معیار ازدواجشان قرار می دهند به گمانم فقط به بخث جنسی قضیه فکر می کنند که به خیال غلطشان اگر زن خیلی از آنها کوچکتر باشد در این مسئله، موفقیت و رضایت بیشتری کسب خواهد شد، در حالی که تجربیات چنین چیزی را ثابت نمی کند. در ازدواج های با فاصله سنی زیاد، معمولا زنان افسردگی دارند و عدم رضایت در آنها مشهود است. بماند از اینکه مردان نیز به طور طبیعی بسیاری از همفکری های لازم و یا درک شدن ها و راهنمایی ها را از سوی همسرانشان از دست می دهند. البته مثل همیشه موارد استثناء هم وجود دارد. مثلا در مورد پسرانی که از سن خودشان از نظر عقلی پایین ترند و تربیتشان از سنشان کمتر است با دختر چندین سال کوچکتر باید ازدواج کنند تا عقل ها به هم بیاید. این چندین سال نهایت تا 4-5 سال است که بیشترش همان بحث بالا را در پیش خواهد داشت. در غیر اینصورت برای عقل های پخته، اختلاف سنی از هم سن بودن تا سه سال فاصله توصیه شده است.

خانم ها گاها دور هم که می نشینند و از عروسشان صحبت می کنند افتخارشان سال تولد عروسشان است. عروس هر کس کوچکتر بود او بیشتر فخر می فروشد! در حالی که این افتخارها از فرهنگ قرآنی و اسلامی بسیار فاصله دارد. افتخاری که باید باشد به ایمان و اخلاق و ادب و شعور و معرفت و اصالت خانوادگی است نه کم سن و سال بودن!

بخش دوم: تذکر مسئولین بدون کنکاش در چرایی قضیه و بدون ارائه راه حل

چند وقت پیش یکی از مسئولین از وجود طیف زیادی از یک رده سنی دختران خبر داد که آمار مجردهایشان بالاست و در این باره برای خود این گروه و در مورد جامعه هشدار داد. واقعیت این است که معمولا این گروه از دختران که دختران تحصیلکرده هم در بینشان بسیار زیاد است، به دلیل عواملی چون تصمیم و هدایت اشتباه خانواده، متلاطم بودن و غیراخلاقی بودن سطح فرهنگی جامعه در سنین آغازین آمادگی ازدواجشان، و تفاوت های فکری فرهنگی و تحصیلی که با پسران نسل خود دارند معمولا تن به ازدواج نداده اند.

در بحث خانواده های مذهبی که کم هم نیستند برحسب تحقیقات و اطلاعات دقیق و تجربیات، میتوان گفت که یک نسلی از فرزندان این مرز و بوم، دخترانشان بسیار مذهبی و معتقد تربیت شده اند و پسران همان نسل، نهایت به نماز و روزه پابندند و در بحث های عقیدتی و سیاسی از دختران مذکور بسیار پایین تر هستند. و این دلیل متقنی شده که در مراسم های خواستگاری، بسیاری از دختران مذهبی اینان را به دلیل عدم تطابق عقیده رد می کنند. اتفاقا عده ای از دختران این نسل با پسران نسل بعد از خود ازدواج کرده اند و از نظر سنی یکی دو سالی از همسران خود بزرگترند و آقای دکتر افروز هم  در یک برنامه ی تلویزیونی که از شبکه قرآن پخش شد، گفتند که آمار ازدواج هایی که در آن دختر یکی دوسال از پسر بزرگتر است چند سال اخیر در کشورمان بسیار بالا رفته و گفتند اتفاقا از طلاق های ثبت شده موارد بسیار کمی از این گروه بوده است که این نشان می دهد که استحکام زندگی در این گونه ازدواج ها بسیار بالاست.

بخش سوم: تفکرات عجیب و غریب در انتخاب همسر در برخی گروه های قشر مذهبی!

با یکی از دوستان صحبت می کردیم و آخر بحث وجه اشتراکی که یافتیم در عقب ماند ن ازدواج های گروهی از دختران چند مسئله بود. یکی آنکه در بالا گفته شد که بسیاری از پسران از نظر  عقیدتی طور دیگری هستند و این طیف از دختران هم چون می دانند زندگی 6 ماه و یک سال نیست و می دانند با بعضی اختلاف ها در مسائل زیربنایی عقیدتی نمیتوان کنار آمد به همین  دلیل جواب رد به آن موارد می دهند. مسئله بعد این بود که نوعی تفکر خنده دار در برخی افراد مذهبی که عده شان کم هم نیست وجود دارد و آن این است که همسری که می خواهند انتخاب کنند باید دارای عقاید مذهبی باشد اما منفعل و ساکت باشد و زیاد هم از اوضاع روز و حتی بسیاری از مسائل اطلاع نداشته باشد. مثلا می گفت که یکی از آشناهایشان گفته من دختری را می خواهم که حتی بلد نباشد کامپیوتر را روشن بکند.!! و مثال های دیگر هم فراوان بود. از نظر تجربی بسیار اینگونه طرز تفکر را دیده ایم که مجالی برای مثال زدن نمی ماند. خلاصه به نوعی می توان همان واژه ی یک خانه دار منفعل را به کار برد. سیره ی زندگی حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) این بود؟ آیا دختر جوان مذهبی باید اینگونه باشد؟

کسانی که در انتخاب همسر چنین خط و نشان هایی می کشند دو دلیل را میتوان برای این طرز تفکرشان ذکر کرد: اول اینکه بدبین هستند و اینچنین خط و نشان هایی می کشند....دوم اینکه: می خواهند طرف (ببخشید) کمی تا قسمتی خنگ باشد تا خودشان به هر کاری که دلشان می خواهد برسند و طرف نه سر در بیاورد و نه به اصطلاح به زندگیشان گیر بدهد!

پس آیه مبارکه قرآن، فرموده خدا که میگوید: قوا انفسکم و اهلیکم چه می شود؟ حضرت امام خامنه ای در بیاناتشان فرمودند زن و شوهر مواظب ایمان یکدیگر باشند. اینگونه مواظب باشند؟ در جامعه ای که موبایل و اینترنت و انواع و اقسام فیلم های مبتذل هست مواظبت زن و شوهر از ایمان هم باید چگونه باشد؟

بخش چهارم: ازدواج های دوران دفاع مقدس

ازدواج جوانان دوره دفاع مقدس که از نظر من زیباترین ازدواج های جامعه ایران است برای ما می تواند الگوی تمام عیاری باشد. ازدواج هایی که بر پایه ی ایمان و عشق به انقلاب و امام خمینی(ره) سر می گرفت. ازدواج هایی که دخترانش می دانستند که همسرشان ممکن است فردا روزی دیگر در کنارشان نباشد و به شهادت برسد اما صبوری می کردند. ازدواج هایی که عموما می بینم نهایت فاصله سنی در آنها 4 سال است و بسیاری از آن ها هم سن و سالند. ازدواج هایی که معیار آن اسلام و قرآن بود نه سن و سال و ثروت و ظاهر و مقام. ازدواج هایی که آمار طلاق در آن ها بسیار کم است. و ازدواج هایی که خیلی از آنها هم آشنایی های اولیه شان در مقرهای سپاه و بسیج و در حین جهاد دو طرف بوده است. برعکس تفکرات عجیبی که پسران امروز دارند که اگر دختر فهمیده بود و مجاهد، جرات فکر کردن به طرف را ندارند و خط و نشان می کشند که همسر آینده ام در بسیج شهری، بسیج دانشگاه و یا در هیچ جای دیگری فعال نباشد.

نتیجه: نگاه قرآنی-اسلامی به ازدواج

به ازدواج باید به عنوان نیمی از دین نگاه کرد که نیمی از دین بودن آن،فرموده پیامبر اکرم(ص) است. در انتخاب همسر باید فقط دید قرآنی داشت. البته این حرف ها برای آنها که رو به کمال می روند قابل فهم است.


89/7/16
11:25 صبح

فاصله سنی مناسب برای ازدواج(2)

بدست قصر شیرین در دسته ویژه نامه ازدواج، فاصله سنی مناسب برای ازدواج

بسم الله

مخاطب این نوشته فقط قشر مذهبی جامعه ی ایران، می باشد.

حضرت امام علی علیه السلام می فرمایند: فرزند زمان خود باش. اگر بخواهیم به بحث فاصله سنی مناسب برای ازداج بپردازیم باید این فرموده حضرت را هم مورد توجه قرار دهیم. لذا این بحث مربوط به زمانی است که ما در آن زندگی می کنیم و مسلما این زمان هم برای جامعه ما یعنی ایران تعریف شده است.
ادامه این بحث بر اساس تجربیات کسب شده از زندگی دیگران، تحقیقات انجام شده و تاییدات صحبت های کارشناسان اعم از کارشناسان صاحب نظر در رشته روانشناسی و در دین اسلام صورت می گیرد.

اصولا فاصله سنی بین زوجین را می توان به چند گروه تقسیم کرد. اول: آقا بزرگتر از خانم باشد. دوم هم سن و سال باشند. سوم خانم بزرگتر از آقا باشد. در کل جوامع بشری از هر سه نوع ازدواج صورت گرفته است و در هر سه نوع هم ازدواج های بسیار موفق اسلامی ثبت شده است که درپست قبل به آن پرداختم.

جناب آقای دکتر افروز که یکی از برترین روانشناسان کنونی ایران است و صحبت هایش هم علاوه بر پایه روانشاختی پایه دینی و اسلامی هم دارد این سه نوع فاصله سنی در ازدواج را در یکی از سخنرانی هایشان تشریح کردند.

اینکه در پست قبل ذکر شد که فاصله سنی زیاد برای ازدواج مناسب نیست واقعیتی است غیر قابل انکار. من فاصله زیاد در ازدواج را به فاصله های سنی بالای هشت سال تعبیر می کنم. آنچه در دوست و آشنا و فامیل و غریب دیده ام، این بوده است که معمولا در فاصله های سنی بالای هشت سال خانم ها به بیماری افسردگی دچار می شوند. جالب تر این است که اکثریت مطلق ازدواج های با فاصله سنی بالای هشت سال بین زوج هایی است که زن از نظر سنی زیر 18 سال بوده است و طبیعتا در انتخاب خود به دلیل عدم رسیدن به بلوغ فکری کامل، همه جوانب را نسنجیده است. از سن بالای 25 سال معمولا فکر رو به تکامل می رود و خواست های فرد عوض می شود و اگر ازدواجی که انجام شده با طرز فکر جدید فرد مطابقت نداشته باشد فرد را رو به افسردگی و عدم رضایت از زندگی می برد. لذا حتی بین روانشناسان هم امروز ازدواج با فاصله سنی بالای هشت سال توصیه نمی شود.

معمولا مناسب ترین و استانداردترین فاصله سنی برای ازدواج بین 2 تا 6 سال برای عموم مردم ذکر می شود. که این فاصله سنی، برای سنین خاصی بهترین است. روانشاسان می گویند پسرانی که بین سنین 18 تا 26 سال ازدواج می کنند برایشان مناسب تر است که بین 2 تا 6 سال فاصله سنی داشته باشند. البته نسبت بین این دو تناسب با هم معکوس است. یعنی هرچه سن ازدواج پسر کمتر باشد مناسب تر است که فاصله سنی اش با دختر بیشتر باشد. دکتر افروز می گفتند که بر حسب آمار و نتایج و تحقیقاتی که در ایران امروزه صورت گرفته است برای یک پسر 22 ساله یک همسر 18 ساله مناسب تر است. اما هر چه سن بالاتر رود این فاصله سنی می تواند به دلیل بلوغ فکری طرفین کمتر بشود. یعنی یک پسر 27 ساله می تواند با یک دختر 25 ساله و یا هم سن و سال هم، زندگی بسیار موفقی داشته باشد. و البته ایشان می گفتند که هر چه سن ازدواج در پسر بالاتر باشد فاصله سنی هم می تواند کمتر بشود.

 برای ازدواج های بالای سی سال،(البته دکتر افروز از همان 24 _25 سال به این قضیه معتقد بودند که اگر دختر یکی دو سال بزرگتر باشد هم می توانند زندگی موفقی داشته باشند.) اگر خانم یکی دو سال بزرگتر هم بود، از نظر سنی چندان مشکلی ایجاد نمی کند. اخیرا بر طبق آمار ازدواج هایی که دختر از پسر بزرگتر بوده افزایش درصد داشته است و اتفاقا جالب اینکه در بین موارد طلاق بسیار کم دیده شده که خانم بزرگتر از آقا باشد و معمولا دختر که از نظر سنی بزرگتر بوده زندگی به ندرت به کشمکش و طلاق کشیده است. اما در این نوع ازدواج ها باید طرفین فاصله سنی غیر معمول برایشان هضم شده باشد. یعنی هم دختر بتواند پسر کم سن تر از خودش را به عنوان همسر بپذیرد و هم مرد با این مسئله که همسرش بزرگتر باشد بتواند کنار بیاید. زیاد رد جامعه ایران معمولا در ازدواج ها فکر معمول جامعه بر این است که مرد باید بزرگتر باشد. اگرچه امروزه در بین جوانان ایرانی این فکر هم در حال تعدیل است.

دکتر افروز هم تایید کردند که این برنامه سنی در شهر ها و یا روستاهای مختلف قطعا تفاوت دارد. آنچه من در این پست می آورم برای ازدواج جوانان در شهرهای بزرگ اولویت دارد.

در هر صورت در بحث ازدواج هیچ وحی مطلقی وجود ندارد اما فعلا در بحث فاصله سنی هستیم و فقط می توانم در مخلص کلام این را بگویم که این دگمیتی که الان در بین خانواده های مذهبی در مورد فاصله سنی وجود دارد هیچ جایگاه اسلامی و روانشناختی ندارد. موضوع کاملا من درآوردی است که خیلی وقت ها این دگمیت ها منجر به هدر دادن زندگی دو جوان می شود.

پی نوشت:
_مثالی می زنم تا برایتان آن دگمیت موجود در بین خانواده های مذهبی ملموس شود. تلفن زنگ می خورد. بله؟ الو سلام علیکم. برای امر خیر مزاحم می شوم. بفرمایید؟ ببخشید دخترتان متولد چه سالی است؟ 1365. نه خیلی بزرگ است من پسرم متولد 1361 است. دنبال دختر متولد 67 تا 70 می گردم. ببخشید. خدافظ.! 90% تلفن های امر خیر بین خانواده های مذهبی در همین کلان شهر تهران اینگونه است. اولین سوال در مورد سن است. و واقعا متاسف می شوم وقتی می بینم بسیاری از خانواده های حزب اللهی ما اینقدر طرز فکرشان دربحث ازدواج، در سطح پایینی قرار دارد و این طرز فکر نه پایه اسلامی دارد و نه روانشناختی.
_این بحث ادامه دارد لذا کامنت ها ی مخالف به هیچ عنوان عمومی نمی شوند. باید بحث کامل شود اگر بعد از آن حرفی بود مورد بررسی قرار می گیرد.
_بحث فاصله سنی در رده های آخر معیار انتخاب در ازدواج است. من از آخر به اول می آیم تا برسم به اینکه اصلا در انتخاب همسر باید چگونه و با چه اولویت بندی پیش رفت.


89/7/14
8:50 عصر

فاصله سنی مناسب برای ازدواج:هرچه بیشتر، بهتر!!!!

بدست قصر شیرین در دسته ویژه نامه ازدواج، فاصله سنی مناسب برای ازدواج

بسم الله

مخاطب این نوشته فقط قشر مذهبی جامعه ی ایران، می باشد.

اول بهتر است یک بررسی تاریخی-اسلامی، در مورد فاصله سنی در ازدواج داشته باشیم. حضرت محمد صلی الله علیه واله و حضرت خدیجه سلام الله علیها (اولین همسر پیامبر که تا وقتی هم که در قید حیات بود؛ پیامبر زن دیگری اختیار نکردند و پس از وفات خدیجه هم می فرمودند که هیچ کس خدیجه نمی شود.) 18 سال اختلاف سنی داشتند. حضرت خدیجه 18 سال از حضرت محمد صلی الله علیه و اله بزرگتر بود و قبل از ازدواج با پیامبر هم، حضرت خدیجه (س) ازدواج دیگری داشته اند.

حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها که 11 سال اختلاف سنی داشتند. روزی حضرت امام صادق علیه السلام برای حج در شهر مکه در مسجد الحرام بودند. در اطراف کعبه زنی داشت با زنان دیگری مباحثه علمی می کرد. حضرت این مباحثه را شنیدند و از پایه علمی و ایمانی آن زن مطلع گشتند و از او خاستگاری کردند. در روایت است که آن زن از نژاد سیاه پوست بود و از نظر سنی ازحضرت، بزرگتر بود.

در روایات هم که فراوان داریم که برای ازدواج باید هم کفو بودن را مدّ نظر قرار داد و توضیح هم داده شده که معنی این کفویت چیست. حال برگردیم به زمان حال خودمان و وضعیت ازدواج ها و ریشه یابی علت بالا رفتن طلاق ها که در بسیاری موارد در همان ماه های اول زندگی زوجین اتفاق افتاده است.

کلاهمان را قاضی کنیم. الله وکیلی الان، حرف اول در ازدواج های قشر مذهبی را کدام معیار می زند؟

از طرف خانواده پسر: اول فاصله سنی حتما باید از 5 سال به بالا باشد. خیلی بخواهم پایین بیایم 4 سال. واویلاست ها 4 سال، یعنی خیلی کم است باید بیشتر باشد همان 5 به بالا. باور کن جا ندارد. ولی حالا خیلی بخواهم کوتاه بیایم تا 4 سال اشکالی ندارد.کلا فاصله سنی از نظر خانواده پسر هر چه بیشتر باشد بهتر است.  دوم: جمال و زیبایی. نه اینکه فکر کنی علف باید به دهن بزی شیرین بیاد ها. نه.! (بگذریم)
از طرف خانواده دختر: فاصله سنی معمولا چندان مهم نیست.ولی خب طوری باشد که بگویند عروس خیلی از داماد کوچکتر است اصلا افتخار هم محسوب می شود. اول: پدر داماد چیکارست؟ چقدر میتواند از نظر مالی پسرش را تامین کند؟ دوم: مدرک تحصیلی و شغل و موقعیت اجتماعی پسر؟

ازدواج های دوران دفاع مقدس و مردمان ارزشی 10 سال اول انقلاب: (از سال 57 تا 67). بلی.! ازدواج هایی با کمترین میزان طلاق. حرف هایم همه با تحقیق و آمارگیری در جامعه است. فاصله های سنی اکثرا از هم سن و سال شروع شده تا نهایت بیشترین فاصله سنی در ازدواج هایشان 6 سال است. بیشترین آمار فاصله سنی در ازدواج های این دوران بین 1 تا 4 سال است. زندگی های موفقی دارند که معمولا از نظر مالی با کمترین امکانات شروع شده و از نظر کفویت با بیشترین حد ممکن.

ازدواج قدیمی تر ها یعنی مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها و ریش سفید های فامیل: خدا رحمتشان کند آنهایشان را که رفته اند. فاصله های سنی در آن ازدواج ها معمولا بین 8 تا 15 سال بوده است. از نظر درک متقابل بین زوجین در مرحله صفر به سر می برده اند. پدر خانواده به دلیل سن بالا و فاصله سنی زیاد با فرزندان، معمولا از سومین فرزندش به بعد اطلاعات درستی نداشته است. زن ها حدودا ده الی 20 -25 سال بیوه و بدون شوهر زندگی می کنند. کما اینکه در فامیل پدری و مادری خود می توانید پیدا کنید.

اما ریشه یابی علت این طرز فکر در ایران در مورد فاصله سنی زوجین در ازدواج (هر چه بیشتر بهتر)  این است که قدیمی ها می گفته اند چون زن، دوران بارداری دارد و زایمان های متعدد و سختی فرزند داری و این مسائل، باید از مرد خیلی کوچکتر باشد تا زود شکسته نشود و بتواند به شوهرداری هم برسد. این مساله را در دقیقا سه نسل و چهار نسل قبل از خودم به وضوح با چشمِ سر دیدم. این که چقدر این فکرِ قدیمی، تازه با همین شرایطی که می گفتند غلط بود. غلط هست و خواهد بود.!

دلیل: در سه نسل و چهار نسل قبل از ما(ما= نسل سوم انقلاب)، معمولا خانواده ها تعداد فرزندانشان بین شش تا 12 فرزند بود. و تازه بهداشت در این حد کنونی نبود. بهداشت مادر و فرزند را می گویم. طرز فکر جامعه در مورد زن در حد کنونی نبود. یعنی زنان فقط به امر خانه داری و شوهر داری می پرداختند. الان علاوه بر کسب تحصیلات و بالابردن سطح فکر و اطلاعات اجتماعی سیاسی، زنان به مسائل بهداشتی جسمانی هم بسیار اهمیت می دهند. گواه بر این حرف هم درصد زیاد حضور دختران و زنان در دانشگاه های مختلف ایران و حضور فراوان زنان در کلاس های مختلف ورزشی می باشد.

بر می گردم به ارائه استدلال برای غلط بودن آن طرز تفکر کذایی. در آن زمان (سه و چهار نسل قبل) می گفتند چون زن زود شکسته می شود باید فاصله سنی در ازدواج بسیار بالا باشد. جالب آن که الان که می نگریم به ثمره آن ازدواج ها اکثر زنان آن زمان ها( زنان پا به سن گذاشته امروز) چندان از شوهرانشان حرفی برای گفتن ندارند و اصلا مفهوم رابطه ای که امروزه جوانان در ازدواج با همسرانشان ایجاد می کنند؛ برای آن زمانی ها اصلا معنایی ندارد. از طرفی هر کدام از زنان آن زمان، با وجود آنکه بین شش تا 12 فرزند داشته اند سال هاست همسرشان فوت شده و باید به مقدار همان فاصله سنی یا حتی بیشتر تنهایی و بیوگی را تجربه کنند. پس این فکر که زن باید خیلی کوچکتر باشد چون زود شکسته می شود فکر باطل و غلطی است.

بدون تعارف و رک حرفم را می زنم. به نظر من این فکر را مادران فقط به این دلیل در کله پسران خود فرو می کنند تا بتوانند بر عروسی که کوچکتر است به راحتی حکومت کنند. همان بحث کوته فکرانه یِ قدیمیِ عروس و مادر شوهر در ایران. البته عروسِ کم سن،  فواید بسیاری دارد. عقلش هنوز به خیلی چیزها نمی رسد و می توان به راحتی به هر طرف که صلاح می دانی بکشانیش.! (حالا این هم اصلا مهم نیست که یکی از اهداف ازدواج، این است که زوج شما در رساندن شما به کمالات انسانی یک بال شما باشد. اگر این مساله مهم بود که خب هر چه طرف عاقل تر بود، مورد مناسب تری محسوب میشد.!!)

حال در این گیر و دار، سلیقه پسر، خواست پسر، تفکر پسر،عقیده پسر، آرامش پسر؟ اصلا بحثش را هم نکن. جایگاهی ندارد. فقط سن همسرش کم باشد. ظاهر خوبی داشته باشد. ترجیحا خانواده اش هم از نظر مالی قابل قبول باشند. کار تمام است.

همین می شود که امروز، طرف ازدواج می کند. بین یک ماه الی یک سال بعد صیغه طلاق جاری است.

پی نوشت:
_البته طلاق در بین قشر مذهبی دلایل دیگری هم دارد. انشالله در ادامه این بحث در پست های دیگر خواهم نوشت.
_نتیجه گیری و ارائه نظرات اسلام در ازدواج در آخرین پستِ این بحث، نوشته خواهد شد.
_این بحث کامل نیست و هنوز جای حرف و حدیث فراوان دارد. بنابراین استثنااً نظرات مخالف این مباحث، عمومی نمی شود. بحث که در پست های بعدی کامل شد اگر کسی باز هم نظر دیگری داشت یا به استدلال دیگری رسیده بود که از نظرش منطقی می آمد در کامنت پست آخر مطرح کند.