سفارش تبلیغ
صبا

90/5/5
12:45 صبح

عروسکهای رنگارنگ سینما، مروج بدحجابی درکشور

بدست قصر شیرین در دسته خبرنگاری

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از تفریحات سالم در بین جوانان، تماشای فیلم و سریال‌های متنوع است. در دنیای گسترده و هزار رنگ امروز، انواع و اقسام فیلم‌ها با اهداف مختلف تولید می‌شوند. هر فیلم بر حسب مضمون فیلمنامه، پلات داستان، نحوه کارگردانی، دکور صحنه، محل فیلمبرداری، شخص کارگردان و از همه مهمتر بازیگران فیلم، جلب مخاطب می‌کند.


در کشور ما نیز مخاطبان فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی در انتخاب آنچه مدنظرشان است، از این قاعده مستثنی نیستند. اما آنچه باید در تولید و تهیه فیلم‌ها و سریال‌ها در ایران اسلامیمان مورد توجه دست‌اندرکاران سینما و صدا و سیما قرار بگیرد، اهمیت بالای صدا و سیما و رسالت مهم این دستگاه است.



امام خمینی در بیانات خود در بیست و نه اسفند 57 در دیدار دولت موقت فرمودند: "رادیو و تلویزیون یک دستگاهى است که هم در طرف تبلیغات فاسد اهمیت زیاد دارد و هم در طرف تبلیغات صحیح... تمام مطبوعات این‌طور است منتها اهمیت تلویزیون بیشتر از همه است، اهمیت رادیو- تلویزیون بیشتر از همه است. این دستگاهها دستگاههاى تربیتى است؛ باید تمام اقشار ملت با این دستگاهها تربیت بشوند؛ یک دانشگاه عمومى است. دانشگاهها دانشگاههاى موضعى است، این یک دانشگاه عمومى است یعنى دانشگاهى است که در تمام سطح کشور گسترده است."



با توجه به سخنان حضرت امام(ره)  نیاز است که روی فیلم‌های سینمایی و سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی تولید شده در صدا و سیما، تامل شود. آیا واقعا سینمای ما و تلویزیون ما، اکنون در حد چند واحد از دروس تخصصی عمومی، اساتید خوبی برای جوانان ما هستند؟ آیا مضمون فیلم‌های سینمایی در حدی هست که بتوان از آن به‌عنوان درسی از دروس آن دانشگاهِ عمومیِ موردِ نظرِ امام خمینی (ره) یاد کرد؟ آیا نحوه پوشش کاراکترهای فیلم‌ها، نه فقط حجاب ظاهری بلکه عفاف و گفتار و رفتار ایشان، در چارجوب قوانین الهی، اسلامی، شرعی و عرفی است؟




امام خامنه ای در دیدار با هنرمندان و دست‌اندرکاران صدا و سیما، در 12 تیر 1389 فرمودند: "]در ساختن فیلم‌ها و سریال‌ها [ واقعاً خط‌قرمزهائى هست که باید رعایت شود. یک جاهائى عبور از برخى از خطوط قرمز اخلاقى - منظورم خطوط قرمز سیاسى هم خیلى نیست؛ عمدتاً انسان نگران اخلاق و دین و این چیزهاست - در بعضى از فیلمها و سریال‌ها لزومى ندارد. انسان نگاه میکند، مى‌بیند این سریالِ خوش‌ساخت و خوش‌مضمون اگر این زائده را نداشته باشد، هیچ زیانى به این سریال نمیرساند؛"



و اما امروز ظاهرا عبور از خطوط قرمز اخلاقی و الهی، در فیلم‌های سینمایی با مضمون‌های متفاوت بسیار طبیعی شده است. به خصوص نحوه رفتار و پوشش کاراکترهای فیلم متاسفانه هیچگونه توجیه شرعی و عرفی ندارد.



پرواضح است که کاراکترهای فیلم های تلویزیونی، الگوهای موثری برای قشر نوجوان و جوانِ جوامع، محسوب می‌شوند. وقتی در اکثریت قاطع فیلم‌های سینمایی، هیچ حد و مرزی بین شخصیت‌های فیلم (که در داستان خود فیلم هم محرم نیستند) وجود ندارد و هیچ خط قرمزی هم در رفتار و گفتار و منششان نیست، چه انتظاری از نوجوان و یا جوانی که مرتب از طریق این رسانه تغذیه می‌شود داریم که بتواند در موقعیت‌های مختلف زندگی‌اش، رفتار و منش صحیح و قانونی را تشخیص بدهد.



و یا زمانی که در اکثر قریب به‌اتفاق فیلم‌های سینمایی مسئله حجاب و پوشش ظاهری زن، و یا حجاب و عفاف رفتاری مرد، هیچ جایگاهی ندارد؛ آیا طرح‌هایی مثل امنیت اجتماعی پلیس در مبارزه با بدحجابی اثری هم دارد؟ اکثر کاراکترهای فیلم‌های پرمخاطب سینمایی امروز، از نظر حجاب و عفاف در سطح بسیار بدی در فیلم ظاهر می‌شوند و در کنار ظاهر، خط‌قرمزهای اخلاقی را نیز رعایت نمی‌کنند.



آنچه امروز سینما و صدا و سیما در قسمت فیلم و سریال و فیلم‌های سینمایی به آن نیاز دارد، بازبینی دوباره و یا تصویب قانونی برای رعایت  پوشش و حجاب و عفافِ شرعی و عرفی دربین  شخصیت‌های فیلم می‌باشد. که اگر صدا و سیما و سینمای کشور که به فرموده امام‌خمینی (ره)، دانشگاه عمومی است واقعا به یک دانشگاه قابل قبول و موثر تبدیل شود، نیازی به  طرح‌های کم‌تاثیر و پرهزینه‌ای چون طرح پلیس در مبارزه با بدحجابی نخواهد بود.



واقعیت این است که طرح مبارزه با بدحجابی را باید از سینما و صدا و سیما شروع کرد و اجازه اکران و پخش به فیلم‌ها و سریال‌های مروج بی‌حجابی و بی‌عفافی را نداد.

پی نوشت:

این مطلب برای چارقد نوشته شد.

همین مطلب در سایت نیاز روز


89/10/25
2:5 عصر

از خلخال پای زن یهودی تا معصومیت از دست رفته دختران مسلمان

بدست قصر شیرین در دسته خبرنگاری، دختران افغان و عراقی زیر چکمه ی آمریکایی ها و سکوت محض جامعه بشر

بسم الله الرحمن الرحیم
این مطلب در مجله الکترونیکی چارقد  کار شد.
اگر برای این حادثه تلخ، مسلمانی از روی تاسف بمیرد ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار است. به شما حمله می‌کنند و شما حمله نمی‌کنید؟ با شما می‌جنگند و شما نمی‌جنگید؟ این‌گونه معصیت خدا می‌شود و شما رضایت می‌دهید؟ (نهج البلاغه، خطبه 27 ). دختری میان هجوم بی‌غیرتی مردان و ظلم ظالمان کشته شد و چه خوب که مرگش فرا رسید تا آن صحنه‌های دل‌خراش و جنایاتی که بر وجودش تحمیل شد را تا آخر عمر نخواهد به‌دنبال بکشد.

 

دختران افغان و عراقی زیر چکمه ی آمریکایی ها و سکوت محض جامعه بشری

 

 

خداوند در قرآن کریم در سوره بروج می‌فرماید: قُتِلَ اَصحابُ الاخدود...النار ذات الوقود....اذهم علیها قعود....و هم علی مایفعلون بالمومنین شهود. مرگ بر اصحاب اخدود. آتشی عظیم و شعله‌ور. که کنار آن نشسته بودند و سوختن مومنانی را که به آتش می‌انداختند تماشا می‌کردند.
مرگ بر آمریکا و مرگ  بر اسرائیلی که ما می‌گوییم ریشه قرآنی دارد. این مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل  اعلام برائت و بیزاری از این مشرکان است و دعایی است که به درگاه خدا می‌کنیم و از او با تمام وجود می‌خواهیم که اینان را به درک واصل کند و به سزای اعمالشان برساند.
آمریکا و اسرائیل دنباله‌روهمان اصحاب اخدودند که خداوند در قرآن می‌فرماید اصحاب اخدود هیچ اتهامی بر مومنان نداشتند جز اینکه آنان به خداوند ایمان آورده بودند. آمریکا و اسرائیل هستند که هر روزه در جهان جنایات کثیفی علیه مردم بی‌دفاع و بالاخص مسلمانان انجام می‌دهند.

در همسایگی کشورمان در غرب و شرق و بالاخص در عراق و افغانستان هر روزه شاهد کشتار مسلمانان به دست این دو قوم پلید حیوان‌صفت هستیم. از کشتار وحشیانه‌تر، تجاوز به حریم زنان بی‌دفاعی است که قربانی حیوانیت قوم آمریکایی و صهیونیستی و بی‌غیرتی مردان قوم خودشان می‌شوند.

البته خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم ( خداوند قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه خودشان خود را تغییر دهند.) وقتی که از کوچه و خیابان‌های عراق رد می‌شویم و اشبح‌الرجال عربِ عراقی را می‌بینیم که در آرایشگاه‌ها مشغول بزک‌کردن چهره‌هاشان هستند و اهمیتی به این نمی‌دهند که اجنبی‌های مشرک آمریکایی، دختران و زنانشان را برای هر آزار و اذیت به مقرهایشان می‌برند به استناد این آیه قرآن این وضع بهتر نخواهد شد که شاید بدتر هم بشود.

 


در آن‌طرف مرزهای کشورمان در افغانستان نیز همین وضعیت حاکم است. هر شب سربازان کثیف آمریکایی زنان و دختران بی‌گناه را به مقرهای خود می‌برند بی‌آنکه صدایی و ندایی و فریاد اعتراضی از آن جامعه برخیزد و دخترانی که زیر بار شهوت و حیوانیتِ قوم پست آمریکایی، له می‌شوند و زیر سنگینی  چکمه‌های آمریکایی‌ها و فشار ظلم‌هایشان کشته می‌شوند که بای ذنب قتلت‌شان همان بی‌غیرتی مردان جامعه‌شان است.

حضرت علی علیه السلام در خطبه‌ای از نهج‌البلاغه می‌فرمایند: به من خبر رسیده که مردی از لشکر شام به خانه‌ی زنی مسلمان و زنی غیر مسلمان که در سایه حکومت اسلام بوده وارد شده و خلخال و دستبند و گردبند و گوشواره‌های آنها را به غارت برده در حالی‌که هیچ وسیله‌ای برای دفاع جز گریه و التماس کردن نداشته‌اند. لشکریان شام با غنیمت فراوان رفتند بدون اینکه حتی یک نفر آنان زخمی بردارد و یا قطره خونی از او ریخته شود. اگر برای این حادثه تلخ، مسلمانی از روی تاسف بمیرد ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار است.  به شما حمله می‌کنند و شما حمله نمی‌کنید؟ با شما می‌جنگند و شما نمی‌جنگید؟ این‌گونه معصیت خدا می‌شود و شما رضایت می‌دهید؟ (نهج البلاغه، خطبه 27 )
همین چند روز اخیر خبری از کشور همسایه‌مان افغانستان در رسانه‌ها پخش شد. خبری که با خواندنش لرزه بر وجود هر مسلمانی می‌اندازد.خبری حاکی از اینکه  سربازان پست  آمریکایی عده‌ای دختر و زن بی‌گناه افغان را با حمله به یکی از محلات یکی از شهرهای  افغانستان به مقر خود برده‌اند و به شکنجه و تجاوز این دختران بی‌گناه پرداخته‌اند.

خبری که با خواندنش رگ غیرت هر مسلمانی را به جوش می‌آورد. آیا واقعا مردان عراقی و افغانی زنده‌اند و نفس می‌کشند؟ چگونه سربالا می‌گیرند و توان راه رفتن دارند؟

در قرآن در آیات مختلفی داریم که خداوند می‌فرماید: از بدترین عذاب‌ها برای یک قوم این است که یذبحون ابنائکم و یستحیون نسائکم ( بکشند مردانتان را و زنده بگذارند زنانتان را...) این بدترین نوع عذاب است. اکنون با وجود زنده بودن مردان آن جوامع، زنانشان بی‌پناه و بی مرد، مورد تجاوز بیگانگانِ مشرک قرار می‌گیرند.

وظیفه ما به‌عنوان زن و مرد شیعه مسلمان چیست؟ کم نگذاریم که اگر سکوت کنیم در جمع بی‌غیرتان خواهیم بود. علاوه بر اطلاع‌رسانی و بلند کردن فریاد اعتراض به هر نحو ممکن، باید برای بالا بردن بصیرت و آگاهی مردان عراقی و افغانی تلاش کرد.

دختری میان هجوم بی‌غیرتی مردان و ظلم ظالمان کشته شد و چه خوب که مرگش فرا رسید تا آن صحنه‌های دل‌خراش و جنایاتی که بر وجودش تحمیل شد را تا آخر عمر نخواهد به‌دنبال بکشد. با وجود چنین ظلم‌هایی باید شب و روز برای ظهور و فرج حضرت مهدی علیه‌السلام، آن منجی و پناه مظلومان دعا کنیم که اگر دعا نکنیم انگار که راضی به وجود چنین ظلم‌هایی در جوامع بشری هستیم.


89/10/9
10:24 عصر

حیـــــا برایِ حیای دانشجویی 2

بدست قصر شیرین در دسته خبرنگاری، گفتگویی با مسئولین جنبش دانشجویی حیا

بسم الله الرحمن الرحیم

این مصاحبه برای مجله الکترونیکی چارقد انجام شده است. همین گفتگو را با کمی ویرایش به تشخیص سردبیر اینجا ببینید.

 اصل مصاحبه در دو پست، اینجا ارائه می شود.

11- درباره ی فعالیت هایی که تا به حال در سایت انجام شده توضیحی بدهید.

در سایت ما سعی کردیم به افکار مختلفی که در مورد حجاب و عفاف مطرح است؛ بپردازیم. بحث اطلاع رسانی اتفاقات داخل دانشگاه بوده است. اتفاقاتی که مسئولین در جریان آن نیستند و مردم در جریان آن نیستند. در آینده این قسمت تقویت خواهد شد و استقبال خوبی هم از آن شده است. و یکی هم بحث فراخوان هایی است که از طریق سایت انجام می شود و اگر لازم باشد آحاد دانشجوها و یا مردم وارد صحنه شوند از این طریق اطلاع رسانی می شود.

اوایل فعالیت ما در سایت بیشتر بود اما اکنون فعالیت ما بیشتر متمرکز شده به فعالیت های درون دانشگاهی. بخش خبرنگاری که فعال شود سایت به نسبت قبل فعال تر خواهد .

 

12- بازخورد خبری جنبش حیا تا کنون چگونه بوده است؟

چند تا از خبرگزاری ها خیلی همکاری کردند. از جمله خبرگزاری فارس و جهان نیوز که در این زمینه اطلاع رسانی خوبی داشتند و از این دو خبرگزاری تشکر میکنم. درخواست همکاری از خبرگزاری ها داریم. صدایمان باید برسد به مسئولین. ارتباط بین دانشگاه ها برقرار بشود دانشگاه های آزاد و دولتی و غیره. همه دانشگاه با هم کار کنند که این جنبش یک جنبش جریانی بشود.

13- چرا گرایش زنان در سده های اخیر به اسلام از بزرگترین دغدغه های دولت های غربی شده است؟

خدا برای اختلاط زن و مرد محدودیت قائل شده است. یکی از دلایلش این است که این اختلاط، روند زندگی سالم را خدشه دار می کند. در فضای دانشگاهی ما الان فعالیت اصلی دانشگاه که فعالیت علمی است؛ تحت الشعاع این قضیه قرار گرفته است. تحت الشعاع ارتباط های نامناسب و غیر اسلامی و اثرات سوئی که در فضای دانشگاه این ارتباط ها ایجاد کرده است. در جامعه هم همین است. اگر قرار باشد فضایی که مناسب و در خورد شأن یک جامعه است شکل بگیرد یکی از لازمه هایش این است که ارتباط ها ارتباط های مناسبی باشد و مردم از آن کار اصلی و فعالیت اجتماعی شان غافل نشوند. در کشورهای غربی هم چون دغدغه ی دولتمردانشان این است که سیاستمدارها کار خودشان را بکنند، غول های اقتصادی کار خودشان را بکنند و مردم هم حرفی نزنند و یا اگر حتی شد حمایت هم بکنند؛ این مساله ارتباط های نامناسب یکی از راهکار هایی است که مردم را غافل بکننند از این که سیاستمداران و غول های اقتصادی چه می کنند. یکی از اساتید می گفت در کشور فرانسه در مدارس و دانشگاه ها اگر کسی غذایی که گوشت خوک دارد را نخورد به او تذکر می دهند و یا اگر کسی حجاب داشت به او تذکر می دهند. از دلایلی که در اسلام، مسلمانان از خوردن گوشت خوک منع شده اند این است که مردها را از نظر اخلاقی بی غیرت و بی تفاوت می کند. رعایت نکردن حجاب در زن ها هم باعث کم شدن حیا و در نهایت از بین رفتن حیا می شود. و نبودن غیرت در مردان و حیا در زنان، منشاء فساد در جوامع است.

 

14- دیدگاه های مطرح شده در جامعه و رسانه را نسبت به زن وتفاوت آن با دیدگاه اسلامی را چگونه می بینید.

در حقیقت چیزی که در رسانه ها پخش می شود نمونه سازی برای یک زن مسلمان از دیدگاه اسلام نیست. چیزی که رسانه به تصویر می کشد در بعضی موارد حتی شده یک اهرم فشار بر روی آرمان های انقلاب بوده است. مساله بعدی این است که حرف ها خیلی خوب و پرمعناست. اما وقتی وارد عمل می شویم می بینیم که به جنبه های غیر دینی بیشتر پرداخته شده و جنبه های دینی کمتر به آن توجه شده است. قانون و حرف و ایده های اسلامی زیاد تصویب شده و هست اما در اجرا متاسفانه بسیار ضعیف اند. این ایده ها یا ابلاغ نشده و یا اگر شده به کسانی ابلاغ می شود که خودشان معتقد به این مساله نیستند. متاسفانه اتفاقات فرهنگی که الان دارد می افتد آمیخته با یک فرهنگ غیر ایرانی و غیر اسلامی است و نقش زن در رسانه آنگونه که مورد تایید و نظر اسلام ناب است به تصویر کشیده نمی شود.

 

15- خواسته های شما از تشکل های داخل دانشگاه و از مسئولین دانشگاه چیست؟

یکی انجام کارهای فرهنگی در راستای جا انداختن مساله حجاب و دوم مطالبه از مسئولین برای به وجود آوردن فضاهایی که حد شرعی ارتباطات دختر و پسر در آنها رعایت بشود.  بعضی فضاهای دانشگاه، مثل کتابخانه مثل بوفه،  باید جداسازی درونش صورت بگیرد. از مسئولین دانشگاه ها انتظار داریم که یک فعالیت درست و پیگیر منظم و با اخلاق در سطح دانشگاه ها صورت بگیرد و در این راستا امر به معروف و نهی از منکر را دوباره در سطح دانشگاه احیا کنند. این یک دستور و واجب الهی است که مهجور مانده است.

ما به صورت یک جنبش خودجوش داریم این کار را نجام میدهیم،  اما این مسئولیت اصلش بر عهده ی مسئولین است که قانون را در این زمینه پیاده کنند و فضاهای لازم برای ایجاد این امر را به وجود آورند.  دوم مطالبه عمومی یعنی هم مردم و هم دانشجوها پیگیر این امر باشند و هم مسئولین این را وظیفه خودشان بدانند. حیا باید در بین دانشجوها و کسانی که در دانشگاه وارد می شوند، نهادینه شود. اما متاسفانه الان در دانشگاه های ما، حتی معیارهای کف شرعی،  در زمینه حیا و حجاب و روابط دختر و پسر رعایت نمی شود. این مطالبه بزرگ ماست.

جنبش های مختلف دانشجویی الان شکل گرفته مثل جنبش دانشجویی عدالت خواهی، مثل جنبش دانشجویی که روی بحث ولایت کار می کند و یکی هم جنبش دانشجویی حیا است. یک جریان سازی باید در بین تشکل های مختلف دانشگاهی اتفاق بیفتد که در بین اعضای تشکل ها این امر واجب(امر به معروف و نهی از منکر) نهادینه بشود و بحث بشود که این باید در چه قالبی انجام بشود. به نظر من امر به معروف و نهی از منکر یک قالب ثابت دارد و مشخص است. اگر ما صحبت های امام خامنه ای را بررسی و بازخوانی کنیم در زمینه فرهنگی بیشتر تکیه ایشان روی بحث امر به معروف و نهی از منکر است. ایشان می گویند لازم نیست وقتی کسی دارد کار خطایی می کند بروید و فیزیکی اقدام کنید. ایشان می فرمایند فقط یک تذکر لسانی و زبانی کافی است. جلو بروید و بگویید این کاری که شما دارید می کنید خلاف شرع و حکم خداست . این کار را نکنید. این جریان باید در سطح بچه های مذهبی به وجود بیاید که همه امر به معروف و نهی از منکر را انجام بدهند. شاید به تنهایی سخت باشد ولی وقتی تشکل ها بییند وسط و از طرف اینها، بچه ها جمع آوری بشوند و به صورن منظم این کار انجام و برنامه ریزی بشود قابل اجرا خواهد بود. کارهای دیگری هم هست مثل برگزاری کرسی های آزاداندیشی برای جا انداختن این واجب الهی و روشن کردن و شفاف سازی و نهادینه کردن مساله امر به معروف و نهی از منکر.

حضور پررنگ تر مذهبی ها در سطح دانشگاه ها مساله مهم دیگری در اجرای امر به معروف و نهی از منکر است. بچه های مذهبی وقتی وضع نابه سامان فرهنگی در دانشگاه ها را می بینند خودشان را در رفت و امدها و در حضور در دانشگاه، محدود می کنند برای آنکه خود را حفظ کنند. در حالی که باید حضور را پررنگ تر کرد. در کنار آن از مسئولین امر،  مطالبه داشته باشیم و وضعیت را اصلاح کنیم. این حق ماست که بخواهیم در یک جامعه اسلامی کف شرعی در یک جامعه دانشگاهی رعایت بشود.

16- در سایت حیا مطلبی خواندم در مورد وضعیت پوشش در دانشگاه های مختلف دنیا. آیا فکر میکنید مسئولین از این قضیه اطلاع دارند اما باز به وضعیت پوشش دانشگاه های ایران اهمیتی نمی دهند؟

قطعا اطلاع دارند و مسئولین در جریان این امرهستند. مشکل این است که وارد بحث اجرا که می شویم مسئولینی که معتقدند می ترسند و پای اجرای آن نمی ایستند. که البته از امام علی علیه اسلام هم داریم که می فرمایند: امر به معروف و نهی از منکر نه اجلی را به جلو می اندازد و نه مالی را از بین می برد. برخی دیگر که قانون برای اجرا به آنها ابلاغ می شود، به دلیل اینکه اصلا خودشان اعتقادی به این مساله قانون را نیز اجرا نمی کنند.

مثلا فردی که در انتظامات دانشگاه مسئول است که هنگام ورود دانشجویان اگر وضعیت پوشش دانشجویی غیر شرعی بود و مطابق با قانون وضع پوشش دانشگاهی نبود؛  وقتی خودش به این قضیه معتقد نیست و در روابطش رعایت نمی کند چگونه می توان از او انتظاری داشت که به دانشجویان تذکر بدهد یا مانع ورود آنان بشود.

انتظار ما از مسئولین است که اول  افرادی را که برای اجرا و نظارت قانون  پوشش در دانشگاه می گذارند شایسته و صالح برای این کار باشند. دوم اینکه مسئولین بیایند از طریق تشکل های دانشجویی و با حمایت ایشان به این وضعیت حیا و عفاف رسیدگی کنند.

17- چرا برای جنبش حیا این آیه 104 سوره ال عمران را انتخاب کردید؟

این آیه برای امر به معروف و نهی از منکر است. خداوند دستور می دهد که عده ای بلند شوند و این امر واجب را انجام بدهند. ما هم برخاسته ایم که به این دستور الهی عمل کنیم. الان کسی امر به معروف و نهی از منکر نمی کند. ما داریم امر می کنیم به امر به معروف و نهی از منکر. اول این واجب باید در جامعه به صورت معروف شناخته بشود و بعد به آن عمل بشود.

18- مقاطع تحصیلی دانشجوهایی که در جنبش حیا فعال هستند در چه سطحی است؟

در همه مقاطع دارند همکاری می کنند از کارشناسی تا کارشناسی ارشد و دکتری و حتی عده ای از اساتید. عَلَمی بود که بلند شد و بسیاری زیر آن قرار گرفتند و دارند فعالیت می کنند.

19- چه دانشگاهی هایی تا کنون با جنبش حیا همکاری داشته اند؟

این حرکت از دانشگاه تهران شروع شد. اما الان دانشجویان زیادی از دانشگاه های مختلف همکاری می کنند. آمار دقیقی از تعداد دانشجوها نداریم چون از دانشگاه های مختلف و از طرق مختلف اعلام همکاری کرده اند و فعالند. فرمی نیست که بخواهیم آمار بدهیم بلکه یک جنبش دانشجویی است که طیف بیشماری از دانشجویان در آن فعال هستند.

دو پایگاه اصلی جنبش حیا یکی در دانشگاه تهران و دوم دانشگاه علم و صنعت است . دانشگاه علم و صنعت فعالیت متراکم و خوبی داشته اند و در زمینه بیانیه هم داده اند. سایتشان hayaiust.ir که به طور منظم به روز می شود.

بسیاری دانشگاه های دولتی تا کنون همکاری کرده اند. از دانشگاه های آزاد هم اعلام حمایت کرده اند. دانشگاه هنر تبریز، دانشگاه مشهد و اصفهان فعالیت هایی در این زمینه داشتند. ارتباط بین دانشگاه ها برقرار بشود دانشگاه های آزاد و دولتی و غیره. همه دانشگاه با هم کار کنند که این جنبش یک جنبش جریانی بشود.

ما روند خاصی برای پیوستن تشکل های دانشجویی یا هر گروه دانشجویی که خواست به جنبش حیا بپیوندد؛ نداریم. بنا بر این است که همه بیایند و زیر پرچم امر به معروف و نهی از منکر قرار بگیرند. اما جلساتی هم هست که برای هماهنگی اعضای جنبش و نحوه ی پیشبرد کار برگزار می شود.

مسیرهای ارتباطی با اعضای اصلی جنبش، ایمیل موجود در وبلاگ حیا و یا گذاشتن کامنت درقسمت نظرات وبلاگ است.

چارقد از مسئولین سایت حیا که وقتشان را در اختیار مجله قرار دادند، کمال تشکر را دارد.

 

 


89/10/9
10:24 عصر

حیــــا برای حیایِ دانشجویی1

بدست قصر شیرین در دسته خبرنگاری، گفتگویی با مسئولین جنبش دانشجویی حیا

 

بسم الله الرحمن الرحیم

  

این مصاحبه برای مجله الکترونیکی چارقد انجام شده است. همین گفتگو را با کمی ویرایش به تشخیص سردبیر اینجا ببینید.

 اصل مصاحبه در دو پست، اینجا ارائه می شود.

امام حسین(ع) می فرماید: (من برای اصلاح امت جدم قیام کردم و می خواهم که امر به معروف و نهی از منکر نمایم. پس هر کس مرا به خاطر حق، بپذیرد خداوند به حق سزاوارتر است – زیرا خداوند همان حق است و اوست که حق را وحی می نماید و از مردم می خواهد که در راه حق حرکت کنند – و هر کس مرا رد نماید، صبر پیشه می نمایم تا این که خداوند بین من و این قوم به حق قضاوت نماید که او بهترین قضاوتگران است. 

1- لطفا اطلاعاتی در مورد جنبش "حیا"، اعم از تعداد دانشجویان دختر و پسر عضو این جنبش و اطلاعات دیگری نظیر اولین تاریخ فعالیت "حیا" و هدف از راه اندازی وبلاگ "حیا" را در اختیار خوانندگان نشریه الکترونیکی چارقد، قرار دهید.

اواخر اسفند ماه سال 1388، تعدادی از دانشجویان دانشگاه تهران جمع شدند و به بررسی وضعیت عفاف و حجاب در دانشگاه پرداختند. دلیل این گردهمایی و احساس ضرورت کردن برای بررسی وضعیت عفاف و حجاب دانشگاه، وضع نامناسب  پوشش عده ای از دانشجویان، در مراسم ها و همایش ها و در سطح دانشگاه و وضعیت معاشرت های آنان در دانشگاه بود؛ که اصلا وضع مناسبی نیست. البته اعتراض هایی شده بود اما به صورت رسمی نبود. عده ای از دانشجوها با رئیس دانشگاه تهران، آقای دکتر رهبر صحبت کردند و مواضع دیگر دانشجویان معترض به وضع عفاف و حجاب در دانشگاه را مطرح کردند و از رئیس دانشگاه تهران خواستند که بر اساس قانون مصوب در مورد پوشش دانشجویان در دانشگاه، به وضعیت نا به سامان عفاف و حجاب رسیدگی کنند. ما این مساله را قبول نداریم که گفته شود اصل مسئولیت متوجه خود دانشجویان است زیرا طبق اساسنامه ای که وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی در دانشگاه دارد؛ اصل مسئولیت در مورد اصلاح وضعیت عفاف و حجاب در دانشگاه و به اجرا درآوردن قانون مصوب در این زمینه، متوجه رئیس دانشگاه و دیگر مسئوولین در دانشگاه می باشد.

دانشجویان معترض دیدند که پس از این اعتراض، اقدامی نشد لذا تصمیم گرفتند که بر اساس مسئولیتی که حضرت امام خمینی (ره) بر عهده دانشجویان گذاشته اند خود اقدام کنند. در بند میم وصیتنامه حضرت امام خمینی (ره) خطاب به دانشجویان آمده است که اگر در مساله ی اصلاح فساد تذکری به مسئولین دادید و در مورد اصلاح آن وضعیت اقدامی نشد خودتان وارد عمل بشوید. ما هم بر اساس همین مسئولیتی که بر دوشمان حس کردیم اقدام کردیم. در اولین قدم، نامه ای سرگشاده خطاب به رئیس دانشگاه تهران، دکتر رهبر منتشر کردیم. این نامه در زمینه وضعیت نا به سامان عفاف و حجاب در دانشگاه ها و از جمله دانشگاه تهران بود.

 از نظر ما زمینه ساز بسیاری از مشکلات از جمله عقب ماندگی های علمی در دانشگاه ها، وضعیت نابه سامان عفاف و روابط غیر شرعی عده ای از دانشجوهاست. این نامه بیشتر تذکری بود به مسئولین امر، در مورد اصلاح وضعیت عفاف و حجاب در این دانشگاه و در دیگر دانشگاه ها و حتی در جامعه. بعد از این نامه با معاونین رئیس دانشگاه مصاحبه هایی انجام شد و جلساتی برگزار شد و قول هایی دادند مبنی بر اجرای قانون مصوب وضعیت پوشش در دانشگاه و اصلاح وضعیت کنونی، اما اقدامی صورت نگرفت. لذا نامه سرگشاده دوم از طرف دانشجویان معترض، خطاب به مسئولین امر منتشر شد . برای نگارش این نامه با عده ای از علمای تهران مشورت کردیم. از بعضی از مسئولین و اساتید دانشگاه کمک خواستیم؛ نظراتشان را جمع کردیم و نامه را منتشر کردیم. نامه دوم را با توجه به بعضی ار قوانینی که شورای انقلاب فرهنگی راجع به حجاب و عفاف و ارتباط های داخل دانشگاه تصویب کرده بود منتشر نمودیم . این دو نامه که در وبلاگ حیا هم هست؛ یک موج خوبی در دانشگاه ایجاد کرد و گفتمان حیا و عفاف و حجا ب از طرف همه قشر و همه طیفی مورد بحث واقع شد و راجع به مساله عفاف در دانشگاه، بین دانشجویان صحبت می شد. جلسات مختلفی با حضور تشکل های مختلف در دانشگاه برگزار شد و اساتید هم صحبت هایی در این جلسات کردند .

 

 

2-بازخورد داخلی و خبری این جنبش را چگونه دیدید؟

این قضیه به بیرون دانشگاه کشیده شد و خبرگزاری ها آمدند و این قضیه را پوشش خبری دادند و خیلی روی آن مانور دادند. از بیرون از ما درخواست شد که شما مواضعتان را بگویید. از این طرف بعضی از تشکل ها در درون دانشگاه خواستند قضیه را سیاسی جلوه بدهند با وجود اینکه ما چندین بار اعلام کرده بودیم که وابسته به هیچ تشکلی نیستیم. گفته بودیم که درد دین هست و به جایی وابسته نیستیم.

یک سری بیانیه ها و شبنامه ها در محیط دانشگاه و در خوابگاه ها توزیع کردند و گفتند که این ها از بیرون هدایت می شوند و وابسته به یک تشکل خاص هستند و از این جور صحبت ها. خواستند این گونه جلوه بدهند که این جنبش از بیرون رهبری می شود. بیشتر برای به حاشیه کشاندن بود و دلیل این کارشان هم این بود که این فسادی که در دانشگاه ها هست شده حیات و خوراک یک سری افراد و برخی تشکل ها.

در اردیبهشت ماه امسال، جدی تر از هر سال بحث مبارزه با بی حجابی و ضرورت وجود عفاف در جامعه بیش از پیش مورد توجه صدا و سیما و رسانه ها و مسئولین و آحاد ملت قرار گرفت. اما بعد از صحبت های رئیس جمهور این موضوع به کارگروه ها و مسئولین ادارت کشید و از گفتمان اجتماعی و عمومی کشور خارج شد.

از ابتدای مهر به این نتیجه رسیدیم که این اتفاق باید از داخل دانشگاه بیفتد و به تصویب قانون و گذراندن بخش نامه و این طور مسائل فکر کردیم، اما همانطور که می دانید سی سال است که این بخشنامه ها وقانون ها و تصمیم ها به آن نتیجه ای که باید نرسیده است. لذا با توجه به این حرف امام خمینی (ره)  که فرمودند دانشگاه مبدأ همه تحولات است به این نتیجه رسیدیم که این اتفاق باید از داخل دانشگاه بیفتد. همان جریانی را که از قبل از عید 88 پیگیری می کردیم دوباره از مهر 89 شروع به پیگیری آن کردیم. و در این راستا وبلاگ حیا توسط عده ای از دانشجویان معترض به وضعیت عفاف و حجاب در دانشگاه،  به پشتیبانی جنبش حیا، که از تاریخ 20 اردیبهشت 88 راه اندازی شده بود؛ جدی تر از قبل به فعالیتش ادامه داد.

3- چرا دانشجویان معترض و اعضای جنبش دانشجویی"حیا" اقدام به راه اندازی وبلاگ مستقلی نمودند؟

وبلاگ حیا هم بیشتر یک منبعی بر ای آن است که مواضعمان را اعلام بکنیم. دلیل اصلی اش هم این بود که بعضی از سایت ها ی داخل دانشگاه یا بیرون دانشگاه شروع کردند به اعلام مواضع ما و می نوشتند که جنبش دانشجویی حیا این را می خواهد و مواضعشان این است. این شد که دانشجویان معترض به وضعیت حجاب و عفاف و حیا در دانشگاه ها تصمیم گرفتند که خودشان تریبونی برای اعلام مواضع رسمیشان داشته باشند و وبلاگ حیا برای همین منظور راه اندازی شد.

4- چرا جنبش اصرار دارد که اسامی دانشجویان فعال در این زمینه، مخفی بماند؟

بچه هایی که در این مجموعه فعالیت می کنند در بیرون از این مجموعه در جاهای مختلف دانشگاه هم فعال هستند. ما به عنوان یک جریان فکری - دانشجویی وارد شدیم و با این زمینه که قشر دانشجو یک قشر فرهیخته ای است که از فضای باز فکری و نظریه پردازی استقبال می کند؛ ما به عنوان یک قشر فرهنگی وارد شدیم و بر این مبنا بودیم که به عنوان دانشجو حول این مساله و گفتمان جدید صحبت و بحث کنیم.   اما عده ای این را برنتافتند و خواستند این جنبش دانشجویی را کانالیزه کنند و جریان سازی هایی بر علیه این حرکت انجام شد که قصد سیاسی جلوه دادن این جنبش فرهنگی را داشت. بعضی گروههایی هستند که در جریان سازی و ایجاد جنگ روانی مهارت دارند به همین دلیل تصمیم بر این شد که اسامی منتشر نشود تا جلوی فعالیتمان گرفته نشود. از طرفی هم چون  مساله حجاب یک مساله دینی است همه می دانند که دانشجویان معتقد و متعهد و مذهبی در این مجموعه فعال هستند.

5- چرا جنبش حیا؟ چرا عفاف و یا حجاب نه؟

زیرا فضای مناسب و درخور شأن دانشگاه، باید با همکاری هم دختران دانشجو و هم پسران دانشجو در دانشگاه ها ایجاد گردد. حجاب را هم متوجه فقط خانم ها نمی دانیم. حجاب هم برای دختران است و هم برای پسران. اما در جامعه  معمولا وقتی می گویند حجاب، همه آن را متوجه خانم ها می دانند. امروز متاسفانه آقایانی هستند که با بدترین و زننده ترین وضع پوشش در خیابان و مکان های عمومی حاضر می شوند و هیچ کس به دیده ی منکر به اینها نگاه نمی کند. کسی هم تذکری به آنها نمی دهد. بنایمان برا این است که علاوه بر مطرح کردن بحث پوشش برای خانم ها، بحث پوشش و حیا و عفاف را برای آقایان هم مطرح بکنیم و دیدگاه های اسلام بیان بشود.

 لذا به این دلایل، ذهن ما دنبال واژها ای گشت که تداعی کننده حجاب و عفاف برای هم دختران و هم پسران باشد و واژه حیا را برای این منظور مناسب دیدیم .دلیل ایجاد فساد در دانشگاه این است که حیا از بین رفته است.

 

6- ضرورت عملکرد "حیا" و فعالان دیگر فرهنگی در فضای فعلی سایبر با توجه به نظر مقام معظم رهبری راجع به اینکه در دوران شبیخون فرهنگی به سر می بریم را چگونه می بینید؟

از همین پنجره کوچکی که از ذهن چند دانشجو باز شده (سایت حیا) خیلی حرف هایی که شاید مسئولین نمی توانند به دلیل مصلحت اندیشی بزنند دانشجویان دارند آن را مطرح می کنند. برخی آرمان های انقلاب اسلامی هم از طرف مسئولین فراموش شده است. این تبلیغاتی که از طریق زسانه های ملی دارد منتشر می شود آن آرمان های اصیل انقلاب اسلامی نیست. هر چقدر هم حرف از این آرمان های فراموش شده بیشتر به میان می آید انگار دستی در کار است که ما را از آن دورتر می کند. حضرت آقا فرمودند که اینترنت یکی از مواهب الهی است و یکی از نقمت ها هم هست. مانند یک چاقوی دو لبه خطرناک است. ما به عنوان یک موهبت الهی از این رسانه استفاده کردیم و حرف ها و مطالب و مواضعمان را بیان می کنیم. الحمدلله از سایت حیا استقبال خوبی هم شده است. هم خبرگزاری ها هم سیات های مختلف هم بعضی مسئولین استقبال کرده وبعضا همکاری هم کرده اند.

7- طبق معرفی سایت حیا و مواضعی که بیان شده در آن، چقدر به امر به معروف و نهی از منکر در جامعه معتقدید؟

با توجه به مشورت هایی که با علما کردیم و فرمایشات حضرت امام خمینی (ره) و حضرت امام خامنه ای، به این نتیجه رسیدیم که درمان قطعی و اصلی مشکل فساد موجود در جامعه ، اعم از فساد اخلاقی و فساد فرهنگی و تنها راهکار اصلی برای درمان، امر به معروف و نهی از منکر است. امر به معروف و نهی از منکر به معنای لسانی آن. یعنی تذکر دادن و گفتن زبانی که به عنوان یک فرهنگ بین همه مردم باشد. یکی از دوستان می گفت امر به معروف و نهی از منکر چیز عجیبی نیست. یعنی اگر بدی دیدیم در جامعه تذکر می دهیم؛ اگر خوبی دیدیم تشکر می کنیم. اگر این فرهنگ در جامعه جاری بشود بسیاری از مشکلات فرهنگی حل خواهد شد.عده ای از مسئولین می گویند باید کار فرهنگی بکنیم، عده ای می گویند باید کار ضربتی بکنیم. اینها که هی راهکار تراشی می کنند آیا خودشان را جای شرع قرار داده اند؟ ما برای حل این معضلات یک راهکار داریم آن را هم خدا در قرآن آورده و به آن امر کرده است.  امر به معروف و نهی از منکر است. (در آیه 104 سوره آل عمران، می فرماید: ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر... به این معنی که از شما گروهی باشد که به خیر دعوت کند و امر کند به معروف و بازدارد از زشتی و بدی.) حال اینکه از چه راهی به این برسیم مساله ای است که در جمع های مختلف روی آن در حال کار شدن است و یکی از مباحث مهم و اساسی است که در جامعه دانشگاهی ما اکنون مطرح است.

8- به نظر شما امر به معروف و نهی از منکر امروز در جامعه ما جواب می دهد؟

ما معتقدیم که دین اسلام برای زمان خاصی نیست و بر این اساس در هر جامعه ای هم باید جواب بدهد. فلسفه وجودی قانون هم اصلا همین است. یعنی یک خط قرمز مشخص می شود و اگر کسی از این خط قرمز عبور کرد به او نذکر داده می شود و این کاملا عقلانی است حتی اگر نخواهیم به عنوان مبحث دینی هم به آن بپردازیم یک بحث عقلانی است.

9- چه تعریفی از وضعیت ایده آل عفاف و حجاب در دانشگاه ها دارید؟

وضعیتی که ما انتظار داریم، آن چیزی که می خواهیم اجرا بشود؛ اجرای همان قانون هایی است که در این رابطه تصویب شده است. اگر به آن قانون عمل شد بعد آسیب شناسی می شود، از طریق نظارتی که در دانشگاه انجام خواهد شد؛ بررسی می شود اگر ضعفی داشت، برطرف بشود. اگر قانونی باید اضافه بشود، اضافه شود. اما آنچه الان طالب آن هستیم همان اجرای قانون تصویب شده در خصوص حجاب و عفاف و ارتباطات در دانشگاه هست.

 

10- چرا هیچ کس تا کنون پیگیر اجرای قوانین مصوب در شورای عالی انقلاب فرهنگی در زمینه بحث عفاف و حجاب در دانشگاه ها، نبوده است؟

جوی در چند سال گذشته در دانشگاه به وجود آمد که دانشگاه را  به سمت بی تقوایی برد. این مساله یکی از معضلات و دلایلی است که جلوی فعالیت علمی و پیشرفت علمی دانشگاه را هم گرفته است. یک بخش آن متوجه کم کاری و سهل انگاری تشکل ها می شود. یک بخش آن متوجه مسئولین است که از طرف آنها باید قانون اجرا و نظارت شود. مسئولین هم احتمالا اگر به این قضیه بپردازند از طرف کسانی که از این فساد نفع می برند؛ مورد اعتراض قرار می گیرند. بعضی از مسئولین هم نمی خواهند برای خودشان حاشیه درست بکنند و روحیه انقلابی در ایشان کمرنگ شده است و تا کنون برای اقامه این واجب الهی سینه سپر نکرده اند .  یک بخش هم متوجه خود دانشجوها هست. وقتی مسئولین فعالیتی نکنند، تشکل های دانشجویی هم فعالیت نکنند، دیگر از دانشجوها انتظاری نمی رود. این جنبش هم به این دلیل شکل گرفته است زیرا تشکل ها در این زمینه به وظیفه خود عمل نکردند؛ مسئولین هم در زمینه اجرا و نظارت وظیفه خود را انجام ندادند. لذا جنبش دانشجویی حیا شکل گرفت و شاید بتوان به نوعی از آن به عنوان جنبش مردمی درون دانشگاه، نام برد.

 


89/7/20
3:31 عصر

گزارش از جشن میلاد حضرت معصومه(س) و روز ملی دختران

بدست قصر شیرین در دسته خبرنگاری، 18 مهرماه روز ملی دختران

بسم الله

 این گزارش، برای پایگاه خبری حجاب نیوز تهیه شده است.

17 مهرماه 89 ، میلاد حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، روز ملی دختر نامیده شده است. به همین مناسبت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی_درمانی شهید بهشتی، مراسم جشنی به گرامیداشت این روز عزیز، برای دختران دانشجو ترتیب داده بود. این مراسم 18 مهر از ساعت 16، در سالن همایش های بین المللی امام خمینی (ره) شروع شد و با نماز جماعت مغرب و عشا به پایان رسید.

در این مراسم حدود 500 نفر از دختران دانشجو شرکت کرده بودند. هنگام ورود به سالن از مهمانان مراسم، با شاخه ای از گل مریم و یک بسته کوچک فرهنگی که شامل پاسخ نامه، یک سرود و برگه نظرخواهی بود استقبال می شد.

مراسم رأس ساعت 16:15 با پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران آغاز شد. پس از آن قاری بین المللی قرآن، جناب آقای ابوذر سلطانی، آیاتی از کلام الله مجید را تلاوت کرد. سپس لیلا مؤمن پور مجری و گوینده رادیو فرهنگ، به عنوان مجری صحبت هایش را با این جملات آغاز کرد: آفتابگردان هیچ چیز را با خورشید اشتباه نمی گیرد، اما انسان همه چیز را با خدا اشتباه می گیرد. به نام او که از حضور ناپیداست... به جان پاک تو ای دختر امام سلام... و سلام به تمامی دختران ایران زمین...

سپس از نماینده مقام معظم رهبری، حجت الاسلام عبدالجباری، قدردانی کرد‌‌ه و از دکتر فرداد زرگری دعوت کرد تا اولین مدعوی باشد که در این جشن، روی سن حضور می یابد.

فرداد زرگری، روانشناس، به ارائه تفاوت های روانشناختی بین دختران و پسران پرداختند و گفتند که برای داشتن زندگی مشترک موفق، اگر زوجین از این تفاوت های آفرینشی زن و مرد مطلع باشند زندگی موفق تری خواند داشت و بسیاری از کشمکش های زندگی های مشترک، با اطلاع و آگاهی از این تفاوتهای روانشناختی، خنثی خواهند شد.ایشان گفتند که تفاوت های دختران و پسران باعث برتری یک جنس نیست، بلکه عامل ایجاد جاذبه است.

ساعت 17:15 متین السادات عرب زاده، شاعر نویسنده و برگزیده جشنواره ادبی امام رضا علیه السلام شعری درباره حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، خواندند. ایشان متنی برای حضرت امام رضا علیه السلام، نوشته بودند که برای اولین بار در این مراسم آن را خواندند.

دکتر قدیانی، نماینده رئیس دانشکده علوم پزشکی نیز، از مدعوین حاضر در سالن بود که ولادت حضرت معصومه(س) و روز ملی دختران را به دختران و مهمانان حاضر در این جشن، تبریگ گفتند.

ایشان در پاسداشت مقام زنان و دختران به این اشاره کردند که، روز یکشنبه متعلق به حضرت امیرالمومنین و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهم اجمعین است که در زیارتنامه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در این روز می خوانیم که السلام علیک یا ممتحنة امتحنک الذی خلقک قبل ان یخلقک. سلام بر تو ای بانوی آزموده شده که آفرید خدا تو را، قبل از آنکه تورا بیافریند. و گفتند که آفرینش معنوی حضرت زهرا(س)، قبل از آفرینش جسمانی ایشان بوده است. و زینب یعنی زینت پدر. حضرت زینب سلام الله علیها همه کارها و رفتار ها و سکناتشان باعث افتخار حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام بوده است. باشد که همه دختران ایران زمین از این دو بانوی بزرگوار الگو بگیرند و چون زینب سلام الله علیها طوری زندگی کنند که زینت و افتخار پدر هایشان باشند.

 مسابقه ای ترتیب داده شده بود که از سخنرانی دکتر زرگری، چهار سوال مطرح شد و دختران حاضر در سالن باید در پاسخ نامه ای که هنگام ورود به آنها داده شده بود پاسخ را درج کرده و به مسئولین تحویل می دادند. جایزه هم این بود که پنج نفر از کسانی که به سوالات پاسخ صحیح بدهند به قید قرعه برنده ی یک سفر زیارتی به مشهد مقدس می شدند. که با درخواست مجری و تشویق حضار در حمایت از این درخواست، جناب دکتر قدیانی اعلام کردند که 14 صلوات بفرستید و پنج نفر را با موافقت نماینده نهاد مقام معظم رهبری به چهارده نفر ارتقا دادند.

پس از آن به مناسبت نزدیک شدن به 20 مهرماه، روز بزرگداشت حافظ شیرازی، برنامه غزل خوانی اجرا شد. خانم لیلی عبدی چند غزل از حافظ را دکلمه کردند و با آوازخوانی استاد محمد هاشم احمدوند، برنامه ادامه پیدا کرد. استاد محمد هاشم احمدوند با این بیت غزل خوانی را تمام کردند. هرچه گفتیم جز حکایت دوست، در همه عمر از آن پشیمانیم.

سپس مجری برنامه، از مداح اهل بیت جناب آقای سلسبیل دعوت کردند تا سرود فرشته نور در رثای حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها،  که در هنگام ورود در اختیار مهمانان حاضر در سالن قرار گرفته بود را بخواند. با قیام دختران حاضر در سالن، آقای سلسبیل شروع به خواندن شعر کردند و از حضار خواستند که ایشان را همراهی کنند: ای دختر زهد و پارسایی، آیینه صبر کبریایی. ای مام عفاف را تو فرزند،بر چشمه ی عصمت خداوند. ای خواهر شمس آرزوها، خورشید زلال آبروها. ای در حرم عفاف مستور، معصوم ترین فرشته نور. ایمان گل باغ باور تو، شرمنده حیا برابر بو. فرزند فروغ آفتابی، از نسل بهار و ماه تابی. آیینه بوتراب هستی، بانوی سپید آب هستی.

پس از آن مهمانان دعاهای مجری را با آمینشان بدرقه کردند و سپس قرعه کشی انجام شد و چهارده نفر زائر حضرت امام رضا علیه السلام، مشخص شدند. پس از پذیرایی از مهمانان، مراسم با اقامه نمازجماعت مغرب و عشا به پایان رسید.


89/7/5
1:41 عصر

مصاحبه من با خانم مرضیه علیخانی، از امدادگران جبهه

بدست قصر شیرین در دسته مصاحبه های من، خانم مرضیه علیخانی

بسم الله
مصاحبه من با خانم مرضیه علیخانی، یکی از زنانِ جهادگرِ حاضر در محاصره سوسنگرد، که برای مجله الترونیکی چارقد انجام شده است. پیشنهاد میکنم حتی یک خط آن را هم از دست ندهید. یکی از بی نظیرترین صحبت هایی است که تا کنون از نسل قبل از خودم شنیده ام.

خانم مرضیه علیخانی متولد سال 1341 می باشند. در سالهای 66 تا 69  در حوزه علمیه  مشغول به تحصیل بوده اند. در سال 75 در رشته حقوق از دانشگاه شیراز فارغ التحصیل می شوند و در حال حاضر وکیل پایه یک و همچنین مشاور رئیس دانشگاه شیراز؛ جناب آقای دکتر مؤذنی در امور بانوان می باشند. در دی‌ماه سال 60 ازدواج کرده و الان دارای چهار فرزند هستند..

در زمان انقلاب چه فعالیت هایی داشتید؟
 زمان انقلاب 16 سال داشتم و کلاس دوم دبیرستان بودم. مثل همه مردم در راهپیمایی‌ها و تجمعات مدرسه شرکت می‌کردم و در ساماندهی راهپیمایی‌ها حضور فعال داشتم.

چند ماه جبهه بودید؟ کجاها رفتید؟ چه اتفاقاتی افتاد؟
بلافاصله بعد از تشکیل اولین گروه‌های جهاد سازندگی در سال 58 ، عضو شدم و خدمات پزشکی بهداشتی درمانی برای روستاها انجام می دادم.  در شهریور ماه سال 1359 که جنگ شروع شد تازه دیپلم گرفته بودم. در آن زمان به کمیته  امداد درمان  و جهاد مراجعه کردم و درخواست اعزام و حضور در جبهه کردم. در مهر ماه 1359 از طریق کمیته امداد درمان جهاد سازندگی به منطقه اعزام شدم.

18 مهر ماه وارد اهواز شدم اوایل جنگ بود. اوج درگیری‌های نظامی در مناطق اهواز آبادان و خرمشهر.  تا خرداد ماه 60 چند ماه اهواز بودیم. در اهواز در ستاد پشتیبانی جهاد، کارهای خدماتی انجام می‌دادیم. سریع وارد بیمارستانمان نکردند. حدود یک ماه در  ستاد پشتیبانی جبهه در اهواز ماندیم که با اصرار خودمان و  یکی دیگر از دخترها، ما را به سوسنگرد فرستادند.


 آبان‌ماه همزمان با دهه اول محرم بود. یک ماه اول در اهواز، فعالیتمان بیشتر خدمات پشت جبهه بود. تدارکات و آماده‌سازی آذوقه، برای تهیه و تعمیر لباس‌های رزمنده ها  و کلا کارهای پشتیبانی انجام می دادیم. در ستاد پشتیبانی استان فارس، شش نفر بودیم. سه نفر به سوسنگرد، منتقل شدند و سه نفر هم به آبادان. به اهواز که اعزام شدیم سوسنگرد در محاصره بود و وضعیت منطقه خوب نبود. به اصرار خودمان از بیمارستان اهواز به بیمارستان سوسنگرد اعزام شدیم.


چند روزی از آزادسازی سوسنگرد گذشته‌بود و تقریبا منطقه آرام بود. اما مجددا حملات دشمن شروع شد و  مجددا منطقه محاصره شد و قبل از محاصره ما به دلیل حملات دشمن و بیم اسارت منطقه را ترک کردیم و به اهواز برگشتیم. در سوسنگرد کار امداد و نجات انجام می دادیم. رزمنده‌هایی که در مناطق اطراف مجروح شده بودند و می‌آوردند یا افرادی که در روستاهایی که بمباران شده بود و مجروح بودند را می‌آوردند، ما هم در کنار کادر پزشکی بیمارستان به پرستاری از این مجروحان می پرداختیم.

روز سوم چهارم بعد از شدت حملات دشمن، کارهای ما هم خیلی سنگین‌تر شده بود. یک هفته سوسنگرد بودیم مجددا به اهواز برگشتیم. در اهواز در بیمارستان های سینا و گلستان و فجر اسلام به کار امداد و نجات مشغول بودم. یکی دو بار هم به آبادان منتقل شده بودیم و دوباره اهواز برگشتیم. فعالیت های امدادگری داشتیم و کارهای فرهنگی هم داشتیم.

از روابط عمومی سپاه، تراکت‌های تبلیغاتی می‌گرفتیم و در بیمارستان پخش می‌کردیم. مناسبت‌های خاص را جشن می‌گرفتیم و برنامه می‌گذاشتیم. شب های جمعه دعای کمیل داشتیم. مراسم دعای توسل و زیارت عاشورا می گرفتیم.  مراسم‌ها و فعالیت‌های تبلیغاتی هم برای مجروحین بود و هم برای پرسنل بیمارستان. خرداد سال 60 به شیراز برگشتم. دی ماه سال 60 ازدواج کردم و مجددا با همسرم به اهواز برگشتیم. ایشان جبهه بود و من هم در اهواز در ستاد پشتیبانی جبهه فعال بودم.

پس باید خاطرات زیادی داشته باشید.
بله؛ چند روزی که سوسنگرد بودیم همه اش خاطره بود. یعنی مسائل و اتفاقاتی که می افتاد برخوردهایی که با رزمنده ها داشتیم همه به یادماندنی است و مکتوب شده است. مخصوصا خاطرات چند روز محاصره سوسنگرد برایم همیشه به‌یاد ماندنی‌است و به‌جرأت می‌توانم بگویم که مسیر زندگی من را همان خاطرات و همان روزها مشخص کرده است.
در محور معنویت و صحنه‌های ایثار و فداکاری دختران زمان جنگ، چیزی هست که شما شاهد بوده باشید و بخواهید برای خوانندگان نشریه بفرمایید؟
حضور خواهران در جبهه برای رزمنده‌ها نقش مثمرثمری داشت. رشادت و ایستادگی  زن‌ها را که می‌دیدند دلگرم می‌شدند و رزمنده‌ها از حضور و فعالیت‌های خواهران در پشتیبانی جبهه و در بخش امدادرسانی روحیه می گرفتند.
در هشت سال دفاع مقدس زنان، درس‌هایی دادند که هیچ کس انتظار انجام آن‌را نداشت. زنان در زمان جنگ ثابت کردند که زن مسلمان صاحب توانایی‌هایی‌است که می تواند معرف پایگاه و جایگاه زن در اسلام باشد. در زمان جنگ و هشت سال دفاع مقدس دیدیم که اگر مردان در عرصه نبرد و رویارویی با دشمن فعال بودند زنان در سه محور فعال بودند.

اول حضور مستقیم زنان در جبهه پشتیبانی و جبهه  خدمات رسانی ، دوم فعالیت هایشان در  امداد رسانی بود و سوم دختران و زنان بسیاری بودند که در روستا یا شهر خود تا آخرین لحظه جنگیدند و بعضا اسیر یا شهید یا مجروح شدند. دیدن دختران جوانی که به دور از ترس و واهمه از مرگ و معلولیت در زیر بمباران و انفجار  توپ و خمپاره  به فعالیت و امداد رسانی مشغول بودند روحیه رزمندگان خسته را تقویت می کرد.

 

چه شباهت‌هایی بین دختران امروزی با دختران زمان دوران دفاع مقدس می بینید؟ آیا آن روحیه ایمان و رشادت و پشتیبانی در دختران کنونی هم هست؟

ارزش‌هایی که ما به آنها معتقد بودیم باعث می‌شد که ما علاقمند و پی‌گیر به مسائل انقلاب و اسلام و نظام باشیم. در دختران امروزی هم در بین دانشجوها، مذهبی‌ها و هیئتی‌ها، ایده‌ها عالی‌است. دیدگاه عالی‌است. ما خیلی از مسائلی که مورد توجه جوان‌هاست، برایمان مهم نبود.

روزمرگی‌هایی که الان خیلی‌ها درگیرش هستند، مهم نبود. مسئله لباس و مُد مطرح نبود. لباسمان باید فقط حجاب می‌داشت. اما امروز حتی دختر مذهبی هم  میخواهد روی مُد باشد. لباس‌هایش با هم سِت باشند. برای خیلی از مذهبی‌ها روی مُدبودن اولویت است.

اگر جنگ بشود یا شرایط کنونی عوض بشود و در حالت اضطرار و آماده‌باش قرار بگیریم آیا فکر میکنید اولویت همین قشر از بچه های مذهبی ممکن است عوض بشود؟ امکان دارد که تنها اولویت و دغدغه‌شان بشود دفاع از کشور و نظام و انقلاب؟

در همان زمان 15-16 سالگی دوستان ما سرگرمی‌های دیگری داشتند که برای ما جذاب نبود. ما دوست داشتیم یک سری فعالیت‌هایی داشته باشیم که واقعا نقش مثبت داشت و می خواستیم مثمرثمر و سودمند واقع بشویم.  الان هم باید دید هر کس چقدر می تواند از خودش مایه بگذارد. مقایسه کنیم ببینیم آیا بچه‌های امروز هم حاضرند از خودشان مثل جوان‌های آن زمان مایه بگذارند یا فعالیت هایشان در حد فعالیت‌های روزمره و در حد نشست و سمینار و همایش هست؟
 

آیا اگر موقعیتش باشد حاضرند خودشان رو به آب و آتش بزنند؟ یک وقت میبینی یک برنامه‌ای‌است ودر حالت عادی انسان مشتاق هست به انجامش. اما در حالت اضطرار چه؟ آیا حاضرند؟ مثلا ما آن‌موقع با گروهک‌ها درگیر می‌شدیم و از اسلام دفاع می‌کردیم. الان هم همین شرایط هست. خیلی از مذهبی‌ها هستند که در مسائل اجتماعی و سیاسی دخالت نمی‌کنند و وارد نمی‌شوند. الان هم میتوان تشخیص داد که هر کس چقدر حاضر است از ایده و خواسته‌های شخصی خودش برای حفظ انقلاب و نظام و اسلام، بگذرد.



دختران امروز چگونه می توانند این علاقه و آرمانگرایی را در خودشان به وجود بیاورند. این بصیرت را در خودشان به وجو بیاورند که اگر شرایط عوض شد و نیاز بود مثل شماها مرد میدان باشند؟

روی خودشان کار کنند. از نظر اخلاقی روی خودشان کار کنند. مثلا مساله حجاب که الان مطرح است. الان بدحجابی است آن زمان بی‌حجابی بود. انقلاب شد که بلافاصله همه چیز عوض نشد. در اداره‌ها و بیمارستان‌ها، هنوز پرسنل بی‌حجاب بودند. ما که حجاب داشتیم را مسخره می‌کردند. این‌گونه فشارها روی ما بود، ولی ما تحمل می‌کردیم، هیچ تأثیری این حرف‌ها روی ما نداشت. برای خودمان حل کرده بودیم. اصلا کسر شأنمان نمی‌شد. در اوج بی‌حجابی ما حجاب داشتیم، از اسلام و حجابمان دفاع هم می کردیم.

ما مقید بودیم به تقوای چشم. معتقد بودیم که این چشممان همه جا را نگاه نکند. این چشممان هر چیزی را نبیند. هر جایی نچرخد. چون چیزی که از کانال چشم وارد ذهن شود، روی ذهن انسان تأثیر می گذارد. دیگر ذهن نمی‌تواند آمادگی برای  مسائل معنوی داشته باشد. واقعا مقید بودیم به تقوای چشم.

ما مقید بودیم به تقوای چشم که حتما این مساله را رعایت بکنیم. در برخورد با نامحرمان حتما حریم را حفظ می‌کردیم. اما این الان یک چیز بی‌مفهومی‌است بین قشر جوان. بازگو شود خیلی‌ها حتی از قشرهای مذهبی می‌خندند. ما به حریم خیلی مقید بودیم.

مورد دیگر مسأله کنترل زبان بود. روزه سکوت می‌گرفتیم. خودمان را تعلیم می‌دادیم که همه حرفی نزنیم. مورد بعدی نماز بود. نمازهای با سجده‌های طولانی که زن‌ها و دخترها آن‌زمان به‌جا می‌آوردند، همه در جهت انتخاب درست و در راه راست قدم گذاشتن تأثیر داشت. خودسازی از نظر ما اولویت اول بود که مهمترینِ آن، کنترل زبان و کنترل چشم است.

ما باید مساله حیا و عفاف را در نظر داشته باشیم. محجبه بودن به ظاهر، اما بدون در نظر گرفتن حیا و عفاف در گفتار، ارزش چندانی ندارد. اما اگر ما حیا و عفاف در رفتار را بپذیریم، حدود و حریم رو بپذیریم و ظاهر محجبه هم داشته باشیم؛ این مثمر ثمر است. این ارزش دینی دارد. اصل مطلب، حفظ حریم زن و مرد است.

یعنی زن باید طوری  رفتار کند که نگاه فرد مقابل، نگاه به قدرت انسانی او، نگاه به طرز تفکر او و نگاه به اندیشه او باشد. اگر نگاه بخواهد به یک نگاه دیگری تبدیل شود؛ خود زن باعث شده است. این یا از جانب رفتار خودش است و یا به دلیل رعایت نکردن مسأله حجاب است.



حالا که بحث به حجاب کشید، فکر می کنید نقش حجاب در ایجاد روحیه حماسی در مردان چگونه بوده است؟

من این را آن‌زمان به‌عینه می دیدم. آن‌زمان حجاب هنوز در جامعه مرسوم نبود. اما ما آن‌زمان که در جبهه در بیمارستانهای مرزی حضور پیدا می‌کردیم مشخصه‌ی ما حجابمان بود. آنجا مشخصه نیروهای امدادی حجابشان بود. روسری یا مقنعه های اسلامی با حجاب کامل و مانتو و شلوار می‌پوشیدند و این‌ها را به عنوان خواهر می‌شناختند. بقیه پرستار‌ها و پرسنل بیمارستان‌ها، آن‌زمان کلاه داشتند. و در اوایل جنگ، حجاب خاصی نداشتند. 

تا اینکه مرحوم شهید رجایی در سال 60 حجاب را اجباری کرد. در حدی که روسری‌های معمولی می‌زدند. ولی اوایل جنگ عده‌ی  زیادی از پرسنل بیمارستان حجاب نداشتند و پوششان پوشش قبل از انقلاب بود.

ما را به عنوان خواهر می شناختند. به خاطر دارم در بیمارستان سوسنگرد رزمنده ای بود که مجروح بود و حدودا 24_25 ساله بود. هر دو پایش از زانو قطع شده بود و به پوسته‌ای آویزان بود. وقتی داخل بیمارستان آوردندنش فریاد می‌کشید و یا حسین می‌گفت. می‌گفت یا حسین من هیچ وقت نمی‌توانم عطش تو را درک کنم. چون خونریزی شدید داشت و تشنه بود فقط می‌توانستیم دهانش را با گازِ خیس، نمناک کنیم و نمی‌شد به او آب دهیم.


 آن‌زمان من 19 ساله بودم. من نزدیک او که شدم گفت خواهر، ما فقط به خاطر شما داریم می‌جنگیم. به خاطر حجاب شما. حجابت را حفظ کن. به‌خاطر خدا به همه‌ی زن‌ها بگو حجابشان را حفظ کنند. من دو فرزند دارم دلم می خواهد بچه‌هایم مثل شما تربیت شوند. محجبه باشند. در مسئله دارو دادن یا آمپول‌زدن،عده ای از رزمنده‌ها اعلام می‌کردند ما نمی خواهیم پرستار‌ها به ما دارو بدهند به خواهرها بگویید بیایند. چون پرستارها اکثرا حجاب درستی نداشتند؛ رزمنده‌ها  سختشان بود.


 احساس می کردند ارتباط با پرستارها و هم‌کلام شدن با آن ها چون حجاب نداشتند برایشان گناه محسوب خواهد شد.  مسئله این بود که بچه‌های رزمنده،  مسئله حجاب برایشان خیلی مهم بود و حتی پیام‌رسانی به خانواده‌هایشان و دیگر خواسته‌هایشان را به خواهرها که محجبه بودند، می‌سپردند.  از طرفی از حضور خواهران محجبه، روحیه می‌گرفتند.

در بیمارستان‌ها قشر پزشکی  و امدادی که اعزامی می‌آمدند محجبه بودند. حجاب در روحیه رزمنده‌ها خیلی تأثیر داشت. خود حجاب می شود عاملی برای رفع حجاب. رفع حجاب بین  خدا و بنده. ارتباط بهتر با خالق. ظاهر و باطن روی هم تأثیر دارند. ظاهر نمودی از باطن انسان است. اگر دل پاک باشد کلام خدا رویش اثر می کند که گفته حجابتان را حفظ کنید و در عمل هم می آید.
می گویند جهاد بر زن واجب نیست، پس تکلیف زن در جنگ چیست ؟
جهاد به زن واجب نیست یعنی حضور و رویارویی با دشمن به زن واجب نیست. در تاریخ اسلام از صدر اسلام آنچه می‌بینیم در تمامی جهات زنان در کنار مردان بوده‌اند. حضور زنان را در تمام جنگ‌ها می‌بینیم. صفیه، عمه گرامی  پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، در یکی از جنگ‌ها سر یک یهودی را جدا کرد. و  زنی به اسم ام‌عماره، دشمنان زیادی را به هلاکت رسانید.
 نصیبه، یکی از زنان صدر اسلام زمانی که در جنگ احد مردان برای جمع آوری غنائم رفتند؛ او یکی از ده‌نفری بود  که از جان پیامبر دفاع کرد و برای حفظ جان پیامبر شمشیر زد و شانه‌اش هم مجروح شد و همیشه افتخار می‌کرد که در راه پیامبر مجروح شده‌است. نقل می‌کنند که پیامبر وقتی آمد مدینه کسی را فرستاد تا حال نصیبه را بپرسد. نصیبه از پیامبر خواست تا دعا کند که او در بهشت همنشین پیامبر باشد و پیامبر هم این دعا را در حقش کردند.

درجنگ خودمان، هم زن‌ها حضور فعال داشتند. اگر مردها فقط در عرصه رویارویی با دشمن حضور داشتند، زن‌ها در عرصه‌های مختلف فعال بودند. راهی‌کردن هر رزمنده به جبهه، مادری که اینطور تربیتش کرده بود و به جبهه فرستاده بود. الان هم مادرها باید فرزندانشان را طوری تربیت کنند که روحیه دلاوری و ایثار و گذشت داشته باشند. همسرانشان که صبوری کردند. اکثر این همسران تازه عروس بودند و یا یکی، دو بچه کوچک داشتند. و این زنان واقعا صبوری کردند و ایستادگی و مقاومت کردند.


 همسرانشان را به جبهه می‌فرستاند و از مال و بچه‌های همسر هم نگهداری می‌کردند. زنان امروز هم باید همین‌گونه باشند. آمار طلاق در سالهای 60 تا 62 به حداقل رسیده بود.  زن‌ها آن‌موقع به شوهرشان دلبسته بودند اما اسلام را و دفاع از اسلام را واجب‌تر می‌دانستند. پای شوهر و زندگیشان هم می‌ایستادند. طلاق به حداقل رسیده بود چون معیارهای انتخاب همسر در آن زمان در بین جوانان، فقط معیارهای اسلامی بود. اما الان آمار طلاق بالاست.

دلیلش هم اول انتخاب بر اساس معیارهای ناصحیح و غیراسلامی‌است و دوم به دلیل دلبستگی‌های زوج جوان به حاشیه‌های زندگی و دلبستگی‌های غیر خدایی و غیر الهی است.

این تفاوت‌ها بین دخترانان آن‌زمان و دختران کنونی هست اما رسیدن به نقاط مثبت و قوت جوانان آن‌زمان، هدف دست‌نیافتنی نیست. امام‌خامنه ای در صحبت‌های اخیرشان فرمودند که جوانان امروز اگر ایمانشان از جوانان نسل گذشته بیشتر نباشد نمیتوان گفت کمتر است. اما این ایمان باید پرورش پیدا کند و به عرصه زندگی کشیده بشود. برای ازدواج، معیارها باید معیارهای آن دوران باشد. مسئله مادی برای ما معیار نبود. فقط رضای خدا و معیارهای اسلام مهم بود.


 علیرغم اینکه به زن جهاد واجب نبوده اما کوتاهی هم نکرده است و در کنار مرد و حتی موفق تر از مرد هم بوده‌است. در تاریخ اسلام هم هیچ‌گونه ممانعتی از جانب پیامبر و آقا امیرالمؤمنین برای حضور زنان در جامعه و در جبهه و در مسائل سیاسی، اجتماعی نمی‌بینید. منع که نمی کردند هیچ، تشویق هم می‌کردند. زن، مادر شهید و همسر شهید  بوده‌است و در عین حال فعالیت‌های پشتیبانی جبهه و فعالیت‌های امدادی هم داشته است.



شما با رعایت چه مسائلی در جبهه حضور پیدا کرده بودید؟ دختران امروز با حفظ چه مسائلی در جامعه حضور پیدا کنند؟ همرزمان شهیدتان اگر زنده بودند از دختران امروز چه می‌خواستند؟
انسان ارتباط بین خودش و خدا را باید تقویت کند. هر گونه فعالیتی می کند ببیند خدا از این عملش چقدر راضی‌است. وقتی انسان در مسیر رضای خدا قدم می‌گذارد از آن‌طرف سعی می‌کند عملی که او را از خدا دور می‌کند انجام ندهد. دختران امروز هم باید وظیفه انسانی اسلامی‌شان را رعایت کنند. امام خمینی گفت امت ما از امت صدر اسلام برترند. چون آنها پیامبر بینشان بود و از اسلام دفاع و اسلام را یاری می‌کردند اما مردم ما پیامبر را ندیدند اما از اسلام دفاع می‌کنند. این یک ارزش است که یک کشور داعیه‌وار اسلام شده و چشم همه جهان به این کشور دوخته شده‌است.
 با توجه به زن‌بودنم یک سری محدودیت‌هایی داشتم که این را رعایت می‌کردم و فعالیت می‌کردم. خطرات بود. در سوسنگرد بیم اسارت بود. اما خواست خدا و دعای خانواده حفظمان کرد. آن‌زمان اگر جنگ بود جنگ الان خیلی خطرناک‌تر است. به عنوان یک انسان مسلمان وظیفه داریم این ارزش ها را حفظ کنیم.


 

چگونه؟
 اینکه اول خودمان به این ارزش‌ها معتقد بشویم و بعد در خودمان ارزش‌ها را حفظ  کنیم. بعد الگوی عملی برای دیگران بشویم. انقلاب ما صرفا عکس شهید و خیابان به اسم شهید نمی‌خواهد. شهید این را نمی‌خواهد. شهید راهش را میخواهد. شهید ارزش‌ها را می‌خواهد. شهید در حین خونریزی شدید ناشی از مجروحیت قبل از شهادتش فریاد می کشد، حجابتان را حفظ کنید. این حجاب را باید در همه مسائل تعمیمش داد.

شهید این را میخواهد. بسیجی همه جا دیده نمیشود. بسیجی به هر مجلسی نمی‌رود. دختر مسلمان، چشمش هر جا نمی‌چرخد. دختر مسلمان هر حرفی به زبانش نمی‌آید. دختر مسلمان ارزشش همان ارزشی هست که خدا برای حضرت زهرا سلام الله علیها قائل است انشاءالله. با اینها در هر جبهه‌ای می‌شود ایستادگی کرد.



نقش زنان و دختران امروز در مقابله با جنگ نرم چیست؟
دشمن میخواهد قداست فرهنگ اسلام را از بین ببرد. اول خودشان به ترفندها و شیوه‌های دشمن آگاهی پیدا کنند و بعد آگاهی بدهند. پایداری فرهنگی و ثبات فرهنگی الان مهمترین مسئله است. زن نقشش در این زمینه خیلی زیاد است. مادر اگر مادر صالح و با حیا و عفیفی باشد فرزندی که در دامن این مادر پرورش پیدا میکند فرزند صالحی خواهد بود. دشمن هم الان این را خوب فهمیده است.

بیشترین تلاش دشمن الان روی قشر زنان هست. استفاده ابزاری از زن می‌کند. اینطوری که برای زن‌ها برنامه دارد برای مردان ندارد. پس دشمن تمام توانش را آورده روی این مقوله گذاشته است که از زن برای انحطاط و انحراف جامعه، استفاده ابزاری بکند. اگر دشمن این برنامه را دارد اجرا می‌کند ما هم باید برخورد مناسبی داشته باشیم. امروز دشمن همه توانش را برای نتیجه‌گرفتن روی این روش و جنگ نرمی که شروع کرده ، گذاشته‌است.

مُرداکِ یهودی از مسئولان شبکه فارس‌نیوز فارسی‌وان، اعلام کرده که بقا و ثبات خانواده در ایران از عواملی هست که ما نمی‌توانیم در شکست جامعه ایران و نظام ایران موفق باشیم.  گفته‌است که سه‌سال به من مهلت بدهید من کاری میکنم که ثبات خانواده در ایران دچار تزلزل بشود. فیلمهایی که نمایش می دادند اقشار معمولی را جذب خودش کرد و اینها می خواهند ارزش‌ها را بی‌ارزش کنند.

برای همه قشرها دشمن برنامه دارد. از این طرف ما زن‌ها چقدر روی فرزندانمان خودمان کار میکنیم. چقدر برنامه داریم؟ چقدر از مادران زمان جنگ در تربیت فرزندانشان الگو می گیریم. الان ارزش برای دختران در چه مسائلی است؟ وظیفه خودمان را به‌عنوان یک‌زن، یک مسلمان، بایدانجام بدهیم.

پی نوشت:

همین مطلب در حجاب نیوز


89/3/18
2:47 عصر

گفتگویی با خانم زهرا محمدی خواهر دو شهید

بدست قصر شیرین در دسته مصاحبه های من، خانم زهرا محمدی، به مناسبت روز بسیج خواهران

بسم الله
این گفتگو برای مجله الکترونیکی چارقد انجام شده است.
 تفکر بسیجی و نقش مهم دختران و زنان در جامعه امروز

همه زنانی که درراه ایمان و عقیده شان و در راه اسلام پایداری کردند، الگویی هستند برای دختران جوانی که می خواهند در راه زنده نگه داشتن آرمان هایشان فعالیت کنند.

 

به مناسبت روزی که اخیرا به اسم بسیج خواهران نامگذاری شده است، گفتگویی با خانم زهرا محمدی، خواهر شهیدان حسن (19 ساله) و حسین(21ساله) محمدی و مسئول سابق ایثارگران پایگاه بسیج شهید رحیمیان(مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام) ، جانشین سابق فرمانده پایگاه شهید رحیمیان و فرمانده فعلی پایگاه نیایش (مسجد ثارالله) داشتیم. خانم محمدی متولد سال 1345، فارغ التحصیل مقطع کارشناسی رشته علوم اجتماعی با گرایش دبیری از دانشگاه تربیت معلم تهران هستند. از سال 1367 وارد بسیج شدند و اکنون شش سالی است که عضو فعال بسیج می باشند.

 

بنظر شما اعلام روز 13 مرداد بعنوان روز خواهران بسیجی بمناسبت سالروز شهادت خانم مریم فرهانیان، بعد از گذشت این همه سال از شهادتشان، چه دلیلی دارد؟

چون دشمن توانسته است بیشتر از نظر جنگ نرم در جامعه ما نفوذ کند واقعا  چنین  ضرورتی وجود داشت که به اسم بسیج خواهران روزی را نامگذاری کنند که برای زنان کشورمان یادآور رشادت هایی باشد که زن هایی چون شهیده فرهانیان داشتند و  این روز یادواره ای باشد برای خون هایی که برای به وجود آمدن و حفظ این انقلاب  اسلامی ریخته شده است و برای اینکه نسل امروز ما با رشادت های این زنان بیشتر آشنا بشوند و برای حفظ ارزشهای انقلاب عزمشان را جزم کنند. اینکه روز شهادت ایشان به عنوان روز بسیج خواهران نامیده شد به دلیل وجود برخی خصوصیات از جمله نماز اول وقت  در ایشان بود.خانم فرهانیان برای خانواده شهدا احترام خاصی قائل بودند و حساسیت ایشان نسبت به خانواده شهدا و سرکشی ایشان به خانواده شهدا زبانزد بود و در همین راه هم به شهادت رسیدند. ایشان نمونه زن مبارزی بودند که در راه پایداری و ایستادگی بر عقیده شان و در راه دفاع از انقلاب و حفظ ارزش های اسلامی و دنباله روی راه شهدا، جانشان را تقدیم حضرت دوست کردند.

 

لزوم نامگذاری و وجود چنین روزی، برای جامعه‌ی امروز دختران ما چقدر ضرورت داشت؟

با توجه به سخنان رهبر که فرمودند فضیلت زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا، کمتر از شهادت نیست واقعا زنده نگه داشتن یاد و نام و روش و منش شهدا در حکم زنده نگه داشتن ارزشهای اسلامی مان می باشد. وقتی که ما یاد و نام آنها را به واسطه خاطرات و وصیتنامه شان زنده نگه داریم نشاندهنده پایبندی ما نسبت به ارزشهایمان است. در حقیقت شهدا یک نمونه بارزی از رشادت، از خودگذشتگی و ایثار هستند آنها تمام وجود و بزرگترین هستیشان را در راه انقلاب و حفظ ارزشهای اسلامی دادند. نامگذاری و وجود چنین روزی یاد و خاطره شهدای زن را زنده نگه می دارد و باعث آشنایی دختران امروز با روش و منش ایشان می گردد و انشالله دختران می توانند این شهدا را سر مشق و سرلوحه خود در زندگی قرار بدهند.

بنظرشما کار در زمینه‌ی انتشار زندگینامه، وصیتنامه،‌ تهیه کلیپ و فیلم از شهدا یا شهید مریم فرهانیان به دستاوردهایی که مدنظر دارید، خواهد رسید؟

حتما و به طور قطع تاثیرگزار خواهد بود. این نسلی که الان هستند شاید با این رشادت ها و این آداب و منش شهدا اصلا اشنایی نداشته باشند. با درست کردن فیلم و مطرح کردن این چنین شهدایی در جامعه، دختران ما نسبت به وجود چنین زنانی آگاه خواهند شد و با شیوه زندگی آنان که منجر به سربلندیشان گشته است آشنا خواهند شد. دختران ما با آگاهی از وجود زنان ایثاگری و الگو برداری از روش و منش آنها می توانند در جهتی قدم بردارند آنها هم  برای جامعه شان افتخار افرین شوند و الگویی شوند برای دختران نسل بعد از خود انشاءالله.

 آیا کارکردن با نسلی از دختران که دختران حماسی ا‌ی چون مریم فرهانیان را بطور عینی و عملی شاهد نبودند سخت است؟

سخت که هست و البته اختلاف فرهنگی افراد هم در سخت بودن یا آسان بودن این مساله نقش مهمی دارد. باید برنامه های بسیج برای دخترانمان جذاب باشد. روش های جذب هم باید با روز پیش برود .همانطور که دشمن در جامعه توسط سایت و فیلم و اینترنت نفوذ کرده است و روی دختران جامعه ایرانی اثرگزار بوده، ما هم باید برنامه ریزی کنیم که با همین طرح ها روی دخترانمان اثرگزار باشیم و آنها را جذب کنیم و با برنامه ریزی قوی و دقیق بر برنامه های دشمن غلبه کنیم. با تهیه فیلم و عکس و استفاده از سیات های معتبر در زمینه های فرهنگی، علمی، اخلاقی، عقیدتی و سیاسی و در درجه بعد با برگزاری همایش ها و جلسات مفید روی نسل جوان تاثیرگزار باشیم.

چطور می‌شود پیام دختران نسل گذشته را به دختران امروز انتقال داد؟

با زنده نگه داشتن ارزشهای اسلامی. یکی از روشهای زنده نگه داشتن ارزشها مطرح کردن شهدایی هست که در همین رابطه دادیم. که با مطرح شدن نام آنها در جامعه و آشنایی با فعالیت ها و روش و منش آنها در زندگی بتوانیم آنها را برای دختران امروزمان الگو قرار بدهیم.

بنظر شما مسئولان فرهنگی برای "ترویج عفاف و حجاب و مشکلات فرهنگی روز جامعه " بر طبق تفکر بسیجی، چه اقداماتی را باید انجام دهند و از کجا شروع کنند؟

من اعتقاد دارم که نباید بگذاریم زنانی که از نظر فرهنگی و عفاف و حجاب مشکل دارند و با ظاهر بدحجاب توی جامعه ظاهر میشوند همه فضاهای جامعه را پر کنند. خواهران بسیجی و مومن باید همه دست به دست هم بدهند که یک نمایشی از حضورشان را در همه ابعاد اجتماعی به نمایش بگذارند. چرا حضور زنان محجبه در پارک ها،در جاهای تفریحی و بانشاط جامعه کمرنگ است. خود حضور زنان محجبه یک تبلیغ کامل و موثر عفاف و حجاب است وگرنه هر چقدر هم ما همایش بگذاریم و یا جلسات و تجمع برای خواهران با حجابمان بگذاریم، فکر نمیکنم تاثیری بر بقیه قشر های خانم ها داشته باشد. حضور داشتن مهمترین مساله است. دیگر اینکه فرهنگ امر به معروف را باید در جامعه زنده کنیم. این باید باب شود که هر دختر یا خانم محجبه ای در هر مکانی از جامعه به یک ادم بدحجاب رسید با لحن  آرام و با حالت خوش برخوردی به او تذکر بدهد که خواهرم، دخترم حجابت را رعایت کن. مطمئنا آن خانم بدحجاب در روز دو سه مورد تذکر به او داده شود   برایش اثرگزار خواهد بود. این باید برای خانم های محجبه جامعه، تکلیفی باشد و حالت وجوب پیدا کند. از نظر فرهنگی هم باید کار بشود مثلا روی انتشار مجلات باید تجدید نظر بشود. روی جلد مجلات عکس های موجه و تاثیرگزار چاپ شود که الگوی مناسبی برای نسل جوان ما باشند. از نظر پوشش هم نباید لباس هایی که در مغازه ها برای فروش گذاشته شده جل و نامناسب باشد و با پوشش زن مسلمان تناقض داشته باشدوقتی جلوی فروش چنین البسه ای گرفته شود تولید آن هم متوقف خواهد شد و این خود یک کار فرهنگی محسوب می شود. در همه ابعاد باید روی این موضوع کار بشود هم ظاهر جامعه هم رسانه های فرهنگی هم مجلات و روزنامه ها و مطبوعات و  هم در زمینه امر به معروف و نهی از منکر.

 

 

 

چه ویژگی‌ی رو از دختری که برچسب بسیجی دارد، مدنظر دارید؟مهمترین خصوصیت یک دختر بسیجی چیست؟

اول حیا و عفاف و حجاب است که باید یک دختر بسیجی داشته باشد. در درجه دوم اگاهی های او نسبت به مسائل جامعه و بالا بردن بینش سیاسی و عقیدتی خود است و نباید نسبت به مسائل جامعه اش بی تفاوت باشد. مهمترین خصوصیت یک دختر بسیجی این است که از نظر علم و اگاهی طوری باشد که باعث افتخار جامعه و باعث سربلندی اسلام و مسلمین باشد.

الگوی یک دختر بسیجی؟

برترین بسیجی صدر اسلام حضرت زهرا سلام الله علیها، الگوی بارز زن مسلمان هستند. همینطور که جلو برویم شهدای آن زمان ها بعد از حضرت زهرا، حضرت زینب  سلام الله علیهم اجمعین را باید بزرگترین زن بسیجی عالم بدانیم. حضرت سمیه اولین شهید اسلام را که اینها در راه عقیده شان پایداری کردند و به شهادت رسیدند. . در زمان طاغوت از زن هایی که در زندان های شاه مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفتند میتوانیم نام ببریم. خانم فرهانیان و همه زن هایی که در هشت سال دوران دفاع مقدس از جبهه پشتیبانی کردند می توانند برای دختران امروز الگو باشند و همه زنانی که درراه ایمان و عقیده شان و در راه اسلام پایداری کردند میتوانند الگو باشند برای دختران بسیجی و ایرانی که در راه زنده نگه داشتن آرمان هایشان فعالیت می کنند.

13- جنگ نرم که اقا فرمودند هر جوان یک افسر جنگ نرمه دخترا چه تکلیف و وظیفه ای دارند و چه کاری می تونن انجام بدن؟

من فکر میکنم نقش دختران در این زمینه بیشتره حتی نسبت به پسرا. چون دشمن الان انگشت گذاشته روی این که جامعه رو فاسد کنه دشمن. طبق این مطالعاتی که انجام شده میگن اگه میخواین روی یک کشوری تسلط پیدا کنید اون جامعه رو فاسد کنید تا بتونید به راحتی به هدفتون برسید. یک دختر بسیجی در راه مبارزه با این فساد میتونه نقش بسیارزیادی داشته باشه از نظر فرهنگی میتونه نقش یک مبلغ داشته باشه از نظر سیاسی میتونه با بالا بردن بینشش در هدایت دیگران هم مثمر ثمر باشه میتونه در رفتارو اخلاقش باعث جذب دختران جامعه بشه که بتونن او رو الگو قرار بدن . در جهت تبلیغ حجاب و مبارزه با فساد باید احساس تکلیف کنه و فعالیت کنه در این رابطه.

نقش زنان بسیجی در جنگ چیست؟

در پشتیبانی جنگ کمک میکردند با تهیه اقلام جبهه و بعضی نقش پرستاری و امدادگری را به عهده داشتند و زنان با اداره خانه و خانواده برای مردان روحیه آرامش ایجاد میکردند تا بتوانند با خیال آسوده با دشمن بجنگند. در همه عرصه ها فعالیت های لازم را داشتند و به بهترین وجه توانستند از مردان در این زمینه حمایت کنند.

شما از همسن  و سالان شهیده فراهانیان هستید، احساستان نسبت به ایشان چیست؟

آنها که شهید شدند و رفتند در حقیقت بردند و برنده شدند .اگر بخواهیم واقعا پیرو حقیقی راه آنها باشیم، بایستی هر جوری که هست انقلابمان رواحفظ کنیم. به هر روشی که بتوانیم با توجه کافی و وافی به حفظ ارزشهایمان بتوانیم انقلاب را حفظ کنیم و اگر توانستیم انقلاب را حفظ کنیم در حقیقت توانسته ایم راه شهدا را ادامه بدهیم. در غیر این صورت روز قیامت و حساب شهدا ما را بازخواست خواهند کرد که چرا این امانتی را که به شما سپردیم در حفظ و نگهداری آن تلاش نکردید و غفلت کردید.

کلام آخر شما با مخاطبان مجله الکترونیکی چارقد؟

اینکه اکنون جامعه ما نیاز به حضور دختران جوان در همه عرصه ها دارد.از ایشان دعوت می کنم که در فعالیت های فرهنگی بسیج شرکت کنند و در صورت حضور و فعالیت دختران جوان ما در عرصه های فرهنگی در جامعه، انشالله میتوان جامعه را از بسیاری از گزندها و آسیب ها و آفت هایی که دشمن در سدد است جامعه را به آنها دچار کند بیمه کرد. دختران وظیفه خود بدانند که در این عرصه ها با آگاهی بالا فعالیت موثر داشته باشند.