سفارش تبلیغ
صبا

91/12/29
10:0 صبح

پیام به کنگره «هفت هزار زن شهید کشور»

بدست قصر شیرین در دسته

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز در اینجا برای تعظیم به ارتش هزاران نفره ی زنان شهیدی گرد آمده اید که در تغییر مسیر تاریخ اسلام و کشور، نقشی شایسته ایفا کردند و سربلند به محضر خدای متعالی رفتند. لشکری از فرشتگان که از جان مقدس خویش در راه اسلام مایه گذاردند؛ تماشاچی نبودند و قدم در میدان عمل نهادند و در نقش معماران ایران جدید ظاهر شدند. اینان زنان بزرگی بودند که تعریف جدیدی از «زن» به شرق و غرب ارائه کردند.

زن، در تعریفِ غالباً شرقی همچون عنصری درحاشیه و بی نقش در تاریخ سازی؛ و در تعریفِ غالباً غربی، بمثابه ی موجودی که جنسیّت او بر انسانیتش می چربد و ابزاری جنسی برای مردان و در خدمت سرمایه داری جدید است، معرفی می شد. شیرزنانِ انقلاب و دفاع مقدس نشان دادند که الگوی سوّم، «زنِ نه شرقی، نه غربی» است. زن مسلمان ایرانی، تاریخ جدیدی را پیش چشم زنان جهان، گشود و ثابت کرد که می توان زن بود، عفیف بود، محجّبه و شریف بود، و در عین حال، در متن و مرکز بود.می توان سنگر خانواده را پاکیزه نگاه داشت و در عرصه ی سیاسی و اجتماعی نیز، سنگرسازی های جدید کرد و فتوحات بزرگ به ارمغان آورد. زنانی که اوج احساس و لطف و رحمت زنانه را با روح جهاد و شهادت و مقاومت درآمیختند و مردانه ترین میدانها را با شجاعت و اخلاص و فداکاری خود فتح کردند.

در انقلاب اسلامی و در دفاع مقدس، زنانی ظهور کردند که می توانند تعریف زن و حضور او در ساحت رشد و تهذیب خویش، و در ساحت حفظ خانه ی سالم و خانواده ی متعادل، و در ساحت ولایت اجتماعی و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و جهاد اجتماعی را جهانی کنند و بن بستهای بزرگ را در هم بشکنند.
اقتدار و جَذبه ی تازه ای به برکت خون این زنان مجاهد در عصر جدید، ظهور کرده است که زنان را ابتدا در جهان اسلام، تحت تأثیر قرار داد و دیر یا زود در سرنوشت و  جایگاه زنان جهان، دست خواهد برد.

تا آفتاب درخشان خدیجه ی کبری علیها السلام و فاطمه زهرا علیها السلام و زینب کبری علیها السلام می درخشد، طرح های کهنه و نو «ضدّ زن» به نتیجه نخواهد رسید و هزاران زن کربلایی ما نه تنها خطوط سیاه ستم های ظاهری را در هم شکسته اند بلکه ستم های مدرن به زن را نیز رسوا و بی آبرو کرده و نشان داده اند که حق کرامت الهی زن، بالاترین حقوق زن است که در جهان به اصطلاح مدرن، هرگز شناخته نشده و امروز وقت شناخته شدن آن است. به خانواده این شهیدان والا مقام تبریک میگویم و امیدوارم که به برکت خون این زنان شریف و مجاهد، رسانه ها و هنرمندان و فرزانگان و سینماگرانی بتوانند جهاد بزرگ زن ایرانی مسلمان را به دنیا که سخت محتاج شناختن آن است، بنمایانند.

زن مجاهد مسلمان ایرانی، معلم ثانی برای زنان جهان خواهد بود پس از معلم اول که زنان مجاهد صدر اسلام بودند.
سلام خدا بر بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه ی زهرا و بر همه ی زنان بزرگ صدر اسلام و بر بانوان فداکار و از جان گذشته ی ایران اسلامی.

سیّدعلی خامنه ای
15 اسفند 1391


91/11/26
6:19 عصر

نمایشگاه رسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی، نمایشگاه رسانه های دیچیتال انقلاب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز بعد از ظهر سری به نمایشگاه رسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی زدم. روز دومش بود. نسبتا خلوت بود. تعدادی سی دی مناسب مدرسه گرفتم برای بچه ها و کلاس. تقریبا همه ی غرفه ها رو هم دیدم و آشنا شدم با سابت و فعالیت هاشون. به نظرم آینده این نمایشگاه خیلی روشن و افق خیره کننده ای خواهد داشت.


91/11/22
11:17 عصر

چند کلام درباره ی سینما با جناب آقای فخیم زاده

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی، سینمای ایران، سی و چهارمین جشنواره ی فیلم فجر، آقای مهدی فخیم زاده

بسم الله الرحمن الرحیم 

امشب در شام 22 بهمن، اختتامیه ی جشنواره ی بیت المللی فیلم فجر، از شبکه نمایش به صورت زنده پخش شد! خدایی اش این سینما گران چقدر با هم بد رفتارند. واقعا وقتی که نحوه ی رفتار و ادب خیلی از این افراد با خودی هایشان این است، من ِ جوان این مملکت، اولا چه توقع نا به جایی تا کنون از اینان داشته ام که با فیلم هایشان برای ارتقای فرهنگ این مملکت کاری کنند و دوما چرا من از کسانی که با خودی هایشان هم خوب نیستند و بد رفتارند و به هم تیکه و طعنه می زنند؛ توقع داشته ام که با مقدسات من بازی نکنند و آن ها را به سخره نگیرند    .

آقای فخیم زاده در نطق پایانی شان گفتند که مردمِ از سینما قهر کرده...و این بهانه ای شد تا سر درد و دل من باز شود.


جناب آقای کارگردان، وقتی 99 درصد فیلم هایی که ساخته می شود به مقدسات مردم توهین می کنند چرا من باید به سینما بیایم؟ به عنوان یک دخترِ جوانِ سرزمینِ ایران، وقتی به سینما می روم و می بینم چادر را که پوشش منتخب اکثر بانوان ایرانی است، پوششی که نه به اجبار انتخاب شده، بلکه با اختیار و از روی آگاهی، بسیاری از زنان ایران آن را برگزیده اند و از طرفی نیز چادرعلاوه بر پوشش، یک تقدسی نیز در بین ایرانیان دارد، وقتی که در سینما فیلم هایی اکران می شود که این پوشش را به مسخره می گیرند و یا به آن توهین می کنند، قطعا وضعیت سینمای ما بهتر از این نخواهد بود.

وقتی که یک دختر جوان چادری به سینما می رود و در فیلم زنی که می خواهد خودش را از چشم کسی قایم کند، یک چادر مشکی به سر می کند و با مسخرگی نقشش را بازی می کند و یا زنی که بدبخت و بیچاره و بی سواد است یک چادر مشکی سرش می کند و یا زنانی با لباس ها و صورت ها و رفتار هایی خشن و غیرزنانه در فیلم ها با چادر نمایش داده می شوند، قطعا دو راه برای دختر جوان وجود خواهد داشت: یا فیلم روی او تاثیر می گذارد و به اصطلاح برای آنکه از قافله عقب نباشد و با کلاس باشد و جزء این زنانی که رسانه به بدی آنها را به تصویر می کشد نباشد، چادرش را بردارد و یا راه دوم این است که طرف از سینما به قول شما قهر کند. دختر جوانی که دورو برش را در جامعه ی واقعی می بیند و آنچه فیلم ها از بانوان چادری به تصویر می کشند را نمی بیند و پی می برد که از این قشر که بسیار هم زیادند دارد سیاه نمایی می شود؛ وقتی در بین دوستان و خانواده و اقوام او، بانوان چادری زیادی هستند که زمین تا آسمان با آنچه سینما به تصویر می کشد فرق دارد، نه تنها این دختر جوان چادرش را بر نمی دارد ، اتفاقا در نوع پوشش خود محکم تر هم می شود و اینجاست که از سینمای دروغین و غیر واقعی و سیاه نما، دلزده می شود.

آقای فخیم زاده شما گفتید که در سال گدشته فقط 10 درصد ایرانیان به سینما رفته اند و 90 درصد مردم حتی یک بار هم به سینما نرفته اند. آقای کارگردان، من یکی از کسانی بودم که سال گذشته سینما را تحریم کردم و اتفاقا به دوست و آشنا هم توصیه تحریم کردم. البته چندباری به سینما رفتم و دیدن همان 2-3 فیلم باعث تحریم سینما از طرف من شد. شما فرمودید 90% مردم به سینما نرفته اند. این 90% همان هایی هستند که در فیلم ها حذف شده اند.

وقتی سینماگران عده ای از مردم که اکثریت هستند را از فیلم و سینما حذف می کنند، باور کنید که مردم آنها را حذف خواهند کرد.

جامعه ی ایران یک جامعه ی مذهبی، اخلاقی و خانواده مدار است. وقتی این موارد از فیلم ها حذف می شود، وقتی جوانان مومن و تحصیلکرده و ومحجوب هیچ جایگاهی در فیلنامه های سینمایی ندارند؛ حتی یک فیلم در سال... وقتی مصطفای ما شهید می شود و سینما از سه تیغه های یقه بازی که همسر و مادرشان در فیلم هیچ رگ و ریشه و پوشش مذهبی ندارند برای بحث هسته ای استفاده می کند و اینگونه خلاف آنچه در جامعه ی ایران واقعیت است را به تصویر می کشد و فیلم می سازد و هزاران مورد دیگر مانند اینها، واضح است که 90% مردم سینما را رها می کنند برای همان 10 درصدی که در فیلم ها و سینما به آن ها پرداخته شده و سینما برایشان احترام قائل است.

اینگونه فیلم سازی یعنی 1- یا فیلم ساختن از روی قصد و غرض سیاسی برای عوض کردن طرز فکر و کشاندن جامعه و نسل چدید به آنجایی که عوامل فیلم می خواهند و یا 2- فیلم ساختن بدون دانستن واقعیت های جامعه ی ایران و بدون تلاش و تحقیق برای شناخت اکثریت مردم و جوانان و بانوان و فرهنگ و اولویت های ایرانی که هر دو مورد با شکست مواجه خواهد شد همانطور که امروز سینمای ما یک سینمای مهجور و محکوم است. باید سینماگران دلسوز ایران و سینما، اشکال کار را پیدا کنند و راه درمان را بیایند وگرنه آن قشری از سینماگران که دلشان برای این مردم نمی تپد و فقط در فکر منافع خود و انتقام گرفتن از این مردمند هرگز به فکر راه چاره نخواهد بود.  


 


91/7/7
2:17 عصر

مسنجر همگانی ِملی، یاهو مسنجر یا جیتالک

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی، جامعه مجازی، چت، مسنجر ملی

بسم الله الرحمن الرحیم

در خبرها آمده است که این فیلتر بودن جیمیل قرار است ادامه یابد تا به اینترنت ملی ختم شود. چند سالی است که یاهو مسنجر، کاربردش را برای بسیاری از نتوندهای دنیای مجازی از دست داده است؛ چرا که جیتالک که از طریق جیمیل ها نیز قابل دسترسی می باشد، جای یاهو مسنجر را گرفته است! اما در این هفته ی گذشته جای خالی مسنجر دیگری جهت برقراری ارتباط با دوستان، بسیار حس می شود. حتی مسنجری که ملی نیز باشد، تا هرگاه سایتها و مسنجر های دیگر فیلتر می شوند، ارتباط های دوستانه قطع نشود و نتوندان ایرانی به مشقت نیفتند. این روزها اگر نتوندی اقدام  به ساختن آیدی در یاهو کرده باشد، با مشکلاتی روبرو گردیده است. از جمله آنکه وقتی به دوستان می گویی آیدی یاهویشان را در اختیارت قرار دهند، جوابی که معمولا میشنوی این است که یاهو مسنجر ما فعال نیست. پس ظاهرا تنها راهی که برای برقراری ارتباط اینترنتی با دوستان میماند استفاده از فیلترشکن و مراجعه به همان جیتالک است. اگر کسی به هر دلیلی نخواهد از فیلترشکن استفاده کند، راه حل مسئله ی ذکر شده چیست؟؟ آیا مسنجری همگانی و ملی جایگزین یاهو مسنجر و جیتالک خواهد شد؟ آیا همه باید علاوه بر آیدی جیتالک، یک آیدی هم در یاهو مسنجر فعال نمایند؟آیا برای برقراری و حفظ ارتباط باید فقط به ایمیل بسنده کرد؟


ریزنوشت:

دوستان، لطفا آیدی یاهومسنجرتان را اعلام نمایید تا پس از بررسی در کمیته ی برقراری ارتباط از طریق مسنجر، به لیست مربوطه اضافه شود. عدم دریافت پذیرش(اکسپت) به معنی رد آیدی از طرف کمیته می باشد و نیازی به پیگیری اضافه بر آن جهت دریافت نتیجه نیست!! (با تشکر)



91/7/5
10:54 عصر

تحریم سینما و فیلم های سینمایی اش

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی، سینما، توهین به چادر و حجاب، ژانر به سخره گرفتن فرهنگ جبهه در سینمای این سال ها

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از آن الم شنگه ای که خانه سینما سر اکران فیلم سینمایی زیبا و پرمحتوای شور شیرین برپا کرد و درکنارش با بی محتواتر شدن هر روزه ی فیلم های سینمایی، تصمیمم قطعی شد و دیدن هر گونه فیلم در سینما و پرداخت هزینه به این فیلم های آشغالی را بر خود تحریم کردم. فیلم هایشان ارزانی خودشان. پست فطرتان و بی خبرانی که فعلا برترین انسان های دوران را نشانه گرفته اند و مشتی لات و عوضی را در خاک هایی که به زودی گور خودشان می شود، چنین به تصویر می کشند که این همان جبهه و اینها همان رزمنده ها هستند. تف به غیرت و فهم مسئولانی که با مجوز آنها فیلم های ضد فرهنگ و دروغ نما و سیاه نما، ساخته می شود و روی پرده می رود. تمام سر و ته فیلم های سینماییشان یا عشق و عاشقی و لاس زدن است یا مسخره کردن و به استهزا گرفتن ارزش های مردم این مرزو بوم، که آن را در مسخره کردن چادر و حجاب زنان و یا برعکس نشان دادن فرهنگ جبهه و رزمنده ها و شهدا، به حد نهایی رسانده اند. فیلم های مزخرفتان و سینماهایتان ارزانی خودتان. خوش باشید. از شما خیری به ما نخواهد رسید و از ما نیز رافت و عطوفتی برایتان دیگر نخواهد بود. سینمای ضد انقلاب و ضد دین، بر تمامی وزارت ارشادی ها و اصحاب فرهنگ و رسانه مبارک. یک دعا: انشاءالله شهدا همان هایی که زنده اند و نزد خدا روزی می خورند به کمرتان بزنند اگر ژانر مسخره کردن فرهنگ جبهه و جانباز و شهید و رزمنده بخواهد ادامه یابد.

پی نوشت:

کمی بصیرت! هر کسی که پول خرج فیلم های مزخرفی چون "ضد گلوله" کند، عاقبتش دامنگیر او باشد.(ندیدم و نخواهم دید اما وصفش را از فرد مورد وثوقی شنیدم.)


91/6/24
8:11 عصر

و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید...

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

یا رسول الله، یا خیر خلق الله، امروز رفتیم و در راهپیمایی و تجمعی اعتراض آمیز در مقابل مشرکان و کافران صف کشیدیم. امروز هم مثل قدیم، کافران و مشرکان هرطور که بتوانند به شما توهین می کنند. همان بحث سنگ زدن و روده ی گوسفند ریختنشان.... همان بحث غیظ و کینه شان. آنقدر از شما کینه به دل دارند که خداوند در دفاع از شما فرمود: "قل موتوا بغیظکم"...به آنها بگو بمیرید از این عصبانیتتان. آنقدر شخصیت نازنین و نورانی و عزیز شما خاری شده در چشمان کثیف و شیطانی شان که خداوند برایتان آیات "و ان یکاد" را نازل نمود. "و ان یکاد الذین کفروا لیز لقونک بابصارهم .... نزدیک بود از کینه با چشمانشان تو را از پای درآورند"...ما امروز رفتیم و در مقابلشان صف آرایی کردیم و رجز خواندیم که وقتی زمانش برسد یک نفر از آنها را زنده نخواهیم گذاشت. و البته اکنون هم در همان مسیری که باید، از پای ننشسته ایم و با جان و مال، در حد توان و با پیروی از فرمان ولایت، در حال جهادیم. برای شما "و ان یکاد" خواندیم و به دشمنان گفتیم "موتوا بغیظکم". هر روز دعای فرج می خوانیم. عاشورا می خوانیم و آماده و منتظریم. ای مولای نازنین ما، ما همه سپر بلای شماییم. آقا جان آب در دلتان تکان نخورد؛ روزی همه شان را با خاک یکسان می کنیم و همه کاخ ها و نیرنگ ها و فیلم ها و ابزارهای شیطانی شان را هیزم جنازه های نحسشان خواهیم کرد. ما و پدر و مادرمان و فرزندانمان، فدای حضرت محمد بن عبدالله و اهل بیتش خواهیم شد.



91/4/7
1:50 صبح

شور شیرین، اَمامه ی 19 ساله ی ایران زمین

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی، شور شیرین، سردارشهیدمحمودکاوه


بسم الله الرحمن الرحیم

فیلم سینمایی شور شیرین از فردا چهارشنبه 7/4/91 اکران می شود. امشب افتتاحیه اکران این فیلم با حضور رئیس بنیاد سینمایی فارابی، تهیه کننده، عوامل و بازیگران آن بود. همچنین تنها فرزند ایشان، خانم زهرا کاوه نیز دقایقی کوتاه پشت تریبون رفته و از عوامل فیلم تشکر نمود.

تهیه کننده و کارگردان فیلم، بسیار ناراضی بودند از عده ای از نهادها و برخوردها؛ که آنقدر قدرت پیدا کرده اند که به راحتی در مقابل فیلم های حوزه دفاع مقدس می ایستند. + و +

فیلم در نوع خودش عالی بود. توصیه من این است که فیلم را در سینما ببینید و نگذارید افرادی که با نظام اسلامی مشکل دارند به هدف خودشون برسند. فیلم شور شیرین داستان پاسگاه شور شیرین است که در فیلم از آن با نام دکل بنفشه یاد میشود. تمامی اسلام و ایمان در چشم ها و نگاه و اخم ابروی شهید کاوه و عظمت و فتح در قامت او به نمایش کشیده شده است. شهید محمود کاوه که پس از غائله کردستان در جنگ با عراق فرمانده تیپ ویژه شهدا را به عهده داشت در دهم شهریور 65 در عملیات کربلای 2 به شهادت می رسد.

به سال 1340 ه.ش در مشهد مقدس، در خانواده‌ای مذهبی و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السّلام) متولد شد. 
فعالیت های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی شهید کاوه جزو اولین عناصر مومن و متهدی بود که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهر مقدس مشهد پیوست و پس از گذراندن یک دوره آموزش شش ماهه چریکی، به آموزش نظامی برادران سپاه و بسیج پرداخت. پس از آن برای حفاظت از بیت شریف حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) در یک ماموریت شش ماهه به تهران عزیمت کرد و با شروع جنگ تحمیلی، به همراه تعدادی از نیروهای خراسان به جبهه‌های جنوب اعزام شد. مدتی بعد به علت نیاز شدیدی که پادگان به مربی داشت، او را برای آماده‌سازی و آموزش نیروها به مشهد فراخواندند. 

شهید کاوه در کردستان
علی رغم اینکه برای آموزش نیروها اهمیت بالایی قایل بود و مسئول مستقیم او زیاد تمایل نداشت وی را (که از مربیان دلسوز و قوی محسوب می‌شد) به جبهه اعزام نماید. اما روح پرتلاطم او به دنبال فرصتی بود تا رودرروی دشمن قرار گیرد و در صحنه‌های کارزار انقلاب و ارزشهای آن عملاً دفاع نماید. بنابراین در اولین فرصت با جلب رضایت فرمانده پادگان با شور و شوقی فراوان به دیار کردستان (که در آن زمان توسط گروهکها و عناصر ضدانقلاب دچار مشکلات و آشوب شده بود)، عزیمت کرد.
او که به همراه تعدادی از برادران پاسدار جهت آزادسازی شهر بوکان وارد کردستان شده بود، به دلیل لیاقت ها و مهارت هایی که داشت در همان ابتدا به عنوان فرمانده یک گروه دوازده نفره انتخاب شد.
شهید کاوه در این منطقه برای مبارزه با ضدانقلاب – که از حمایتهای خارجی برخوردار بود و با جنایاتی هولناک، توطئه شوم جدایی ان نقطه از میهن اسلامی را در ذهن می‌پروراند – شب و روز نداشت و به دلیل تلاش بسیار زیاد، جدیت و پشتکار، شجاعت و روحیه شجاعت‌طلبی که داشت، در مدت کوتاهی به سمت فرماندهی عملیات سپاه سقز منصوب شد و در این زمان با ناباوری همگان همراه تعداد کمی نیرو، عملیات آزاد سازی منطقه مرزی بسطام را با شهامت غیر قابل وصفی طرح ریزی و45 کیلومتر جاده مرزی را طی یک مرحله ودر عرض 24 ساعت در قلب منطقه تحت نفوذ ضد انقلاب آزاد نمود .
ضد انقلاب که با برخورداری از سلاح وامکانات ونیروی رزمی فراوان،عرصه را برای نیروهای نظامی وانتظامی تنگ کرده بود وجنایات فجیعی مرتکب می شد،باورود جوانان دلیر ومتعهدی چون شهید کاوه به صحنه عملیات،به این نتیجه رسید که ماندن در کردستان برایش سنگین تمام خواهد شد.
شهید کاوه وهمرزمانش با عملیات پی در پی، مزدوران استکبار را در منطقه منفعل ومستا صل نموده بودند تا جایی که ضد انقلاب در اوج استیصال ودر ماندگی برای زنده یا مرده او جایزه تعیین کرده بود.

نقش شهید در تیپ ویژه شهدا 
به دنبال عملیات سرنوشت‌ساز نیروهای سپاهی در محورهای مختلف کردستان و همزمان با تشکیل تیپ ویژه شهدا (که فرماندهی آن بر عهده شهید ناصر کاظمی بود) شهید کاوه به عنوان فرمانده عملیات این تیپ انتخاب شد. پس از مدت کوتاهی از فعالیت او در این مسئولیت (که با آزادسازی بسیاری از مناطق همراه بود) آوازه تیپ ویژه شهدا، آنچنان ضدانقلاب ها را متحیر ساخت که بکلی روحیه خود را از دست دادند و در مقابل هر یوریش رزمندگان اسلام، فرار را بر قرار ترجیح می‌دادند و می‌دانستند که مقاومت در مقابل این یگان جز خسارت ونابودی ثمری نخواهد داشت.
آزاد سازی سد بوکان وجاده 47 کیلومتری آن،آزاد سازی جاده صائبین دژ به تکاب ،پاکسازی منطقه کیلر واشتوزنگ ،آزاد سازی محور استراتژیک پیرانشهر به سردشت که به عنوان مرکزیت ونقطه ثقل ضد انقلاب بشمار می آمد ومنجربه انهدام مرکز رادیوئی آنها وفتح ارتفاعات مهم مرزی منطقه آلواتان وآزادسازی زندان دوله تو وکشتن بیش از 750 نفر از ضد انقلاب گردید،از جمله نبردهای تهاجمی بود که توسط شهید کاوه وهمرز مانش در تیپ ویژه شهدا طرح ریزی وبه اجرا گذاشته شد. تعداد عملیاتی که بوسیله این شهید علیه ضد انقلاب فرماندهی شد ، آن قدر زیاد است که ذکر نام تمامی آنها در این مختصر میسر نیست.
او که پس از شهادت سرداران رشید اسلام ، شهید ناصر کاظمی ، شهید محسن گنجی زاده وشهید محمد بروجردی در خرداد1362 رسما به فرماندهی تیپ منصوب شده بود ،با تلاش همه جانبه برای آموزش،سازماندهی وآماده سازی نیروها از هیچ کوششی دریغ نمی ورزید.
بنا به صلاحدید فرماندهی محترم سپاه در تاریخ 29/4/1362 تیپ ویژه شهدا ماموریت یافت تا در عملیات برون مرزی والفجر 2 که در منطقه حاج عمران انجام می‌گرفت شرکت نماید. در این عملیات شهید کاوه با هدایت قوی رزمندگان، اهداف از پیش تعیین شده تیپ از جمله ارتفاعات 2519 را با موفقیت به تصرف درآورد.
همزمان با عملیات والفجر 4 ماموریت پاکسازی محور سردشت از لوث وجود ضدانقلاب (دمکراتها و منافقین) به این تیپ واگذار شد. رزمندگان غیور و سلحشور نیز ضمن تسلط به ارتفاعات مرزی کوه سیر، قوری، تالشو روستای اسلام آباد، مرکز رادیویی منافقین و مقر دمکراتها را تصرف کردند.


تیپ ویژه شهدا سال 63 در عملیات بدر همراه با سایر یگانهای سپاه، با دشمن تا دندان مسلح جنگید و در تاریخ 23/4/64 در عملیات قادر (همراه با یگانهایی از ارتش جمهوری اسلامی) در جبهه شمالی سیدکان عراق باعث بر هم زدن آرایش نظامی دشمن گردید. همچنین در عملیات پشتیبانی والفجر 9 که در منطقه چوارته عراق انجام گرفت، در انهدام قوای دشمن و تصرف بخشی از خاک آنان نقش موثر داشت، که هر کدام نشانی از دلاوریها و حماسه‌آفرینی شهید کاوه و یارانش را در خود ثبت کرده است.
نحوه شهادت 
دهم شهریور ماه 1365، روزی که روح این سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقیه‌الله الاعظم(علیه السلام ) در عملیات کربلای 2 بر بلندای قله 2519 حاج عمران به پرواز درآمد، دل صخره و کوه، یاد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت کرد. آن روز، کاوه مزد جهاد را که شهات بود، دریافت کرد و به بارگاه عزالهی فراخوانده شد.  (آشنایی بیشتر)

 

 


91/4/5
11:35 صبح

نامه ی بابا لنگ دراز به جودی ابوت

بدست قصر شیرین در دسته

بسم الله الرحمن الرحیم

نامه ی بابا لنگ دراز به جودی ابوت

جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند.

درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند. دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است.
آن وقت دیگر رسیدن به آرزوهاو اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت وزمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد...



90/10/1
6:10 عصر

مصاحبه تلویزیونی در برنامه خانم ایکس!

بدست قصر شیرین در دسته دست نوشت های اجتماعی، صدا و سیما

بسم الله الرحمن الرحیم

می گویند شاید در رابطه با فلان فعالیت فرهنگی خانم الف.نون، مجری صدا و سیما بخواهد از ما در برنامه اش دعوت بکند! آخر وقتی من حرکات و رفتار و طرز برخورد و نحوه گفتار این خانم را قبول ندارم و اشکال شرعی به آن وارد است؛ همین قبول مصاحبه و حضور در آن برنامه کاری ضد فرهنگ و ضد دین است.... ای کاش شبکه قرآن هم در این راستا گامی بر میداشت....


90/9/21
11:40 عصر

تا ثریا، عقده ی اهل سینما و تلویزیون به دیانت مردم ایران

بدست قصر شیرین در دسته دشت نوشت های اجتماعی، صدا و سیما، سریال تا ثریا، سریال ساعت شنی

بسم الله الرحمن الرحیم

قسمت اول سریال تا ثریا به کارگردانی سیروس مقدم امشب از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد. آزیتا حاجیان در نقش ث ریا زنی بود که با پوشش چادر مشکی رویش را محکم گرفته بود طوری که فقط قسمتی از چشمانش و بینی اش مشخص بود. با کلید وارد خانه ی همکارش شد و از پله ها بالا رفت، خودش را در آیینه نگاه کرد و مستقیم وارد اتاق خواب آن مرد همکارش شد و بعد صحنه پرید و رسید به اینجا که توی حیاط با همکارش ایستاده و دارد چادرش را سر می کند و مرد همکارش مبلغی را در پاکت به او داد و خدافظی کردند. بعد راه به راه با همان حال وارد مکانی شد که سردرش پرچم مشکی با نام 5 تا آل عبا، نصب شده بود (لا اله الا الله...)و  دوربین روی پرچم مکث کرد و  آنجا مجلس زنانه تلاوت قرآن بود که همه محجبه و چادری بودند و یک خانم هم داشت آیات جزء 1 که درباره فریب خوردن آدم و حوا به وسوسه شیطان بود را تلاوت می کرد با صوت ترتیل و جالب هم چهره زن نشان داده شد و هم صدایش پخش شد.

در بیمارستان دو زن که پول پرداخت هزینه ی بیمارستان را نداشنند هر دو چادری بودند که یکی دخترش خودکشی کرده بود و پس از آنکه از مرگ نجات پیدا کرد با مادرش بدون پرداخت هزینه از بیمارستان گریحتند. این زن (ثریا) در تمام سکانس های سریال با چادر مشکی طوری که رویش را کادر می کرد نشان داده می شد. شب همکارش به خانه اش تلفن کرد و او اعتراض می کرد که چرا به خانه زنگ زدی بچه ها خانه هستند و دخترش که وارد شد گفت آقا اشتباه گرفته ای و فوری قطع کرد. فردا باز با همکارش در مورد همان رابطه چند کلمه ای در محل کار صحبت کردند و ادامه اش به بعد موکول شد. از محل کارش بیرون آمد با همان چادر مشکی. رویش را سفت گرفت. یک مرد میانه سال با چهره ای موجه با چشم و لبخندی مرموز او را دنبال می کرد. و بعد دوربین کلوز آپ تسبیح دست مرد را نشان داد که اتفاقا داشت دانه های تسبیح را جابه جا میکرد. و بعد ثریا دوباره وارد همان خانه و همان اتاق خواب شد و روی میز اتاق خواب شیشه مشروب به نمایش گذاشته شد و ثریا که با لبخند با کسی صحبت می کرد....و این قسمت به پایان رسید.

کلوز آپ دوریین روی............>> چادری که فقط بینی زن از بیرون آن قابل دیدن است............تسبیح دست مردی موجه و میان سال.........پرچم مشکی مزین به نام پنج تن آل عبا..............مجلس قرآن و ترتیل خوانی یک زن محجبه چادری...............

این ها آنقدر از حجاب زنان ایرانی زخم خورده اند و در دل و گلویشان قدرت حجاب و اسلام عقده شده که خودشان را به هر دری می کوبند که به اجرای ایده رضاخان قلدر کمک کنند و آن کشاندن زنان به بی حجابی و فساد است. با پخش چنین صحنه هایی می خواهند برسانند که زن های محجبه و چادری ایران چنین شخصیتی دارند؟ حاشا و کلا و نفرین بر این جماعت...

و اما بعد جناب آقای ضرغامی، و جناب آقای مدیر شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی که با خون شهدا و جوانان این سرزمین، ایرانتان سرپا مانده است، جواب ما را بدهید....این آقای کارگردان آن جنابان بازیگران به دین و مسلک ما معتقد که نیستند هیچ احترامی هم برای عقاید دیگران قائل نیستند و یحتمل لادین و مسلکند که اینچنین برنامه ریزی کرده اند؛ ولی شما باید پاسخگو باشید.....به چه مجوزی و با چه جراتی چنین صحنه هایی باید از سیمای جمهوری اسلامی پخش شود؟ سریالی که هر چقدر هم بخواهید برایش توجیهه بیاورید که این و آن نکته مثبت را دارد در این برجسته سازی ها آنقدر درجه تخریبش بالا بود و آنقدر به ارزش هایی که ما و اولیای ما برایش خون داده ایم، توهین کرد که هیچ جای توجیهی برایتان نگذاشته است...

تا ثریا بدتر از سریال ساعت شنی است...... ساعت شنی آنقدر افتضاح بود که جلوی پخشش گرفته شد و تا ثریا در همان قسمت اول زهرش را ریخت تا اگر راهش بسته شد حرفش را زده باشد.......

با وجود چنین هنرمندان شیطان صفتی دیگر نیازی به ساختن فیلم هایی چون بدون دخترم هرگز نیست...بگویید آمریکا و دوستانش دیگر هزینه نکنند ما خودمان سر خود را میبریم...

بعد التحریر:

صبح تا حالا دارم به صحنه های فیلم فکر میکنم. بالفرض که مرد همکار ثریا در خانه مریضی دارد که ثریا به آن خانه می رود و از آن بیمار که در اتاق خواب بستری است، پرستاری می کند. و آن ظرف کذاییِ کذایی رنگ هم گلدان قهوه ای رنگی باشد.....ولی باز هم آنچه با دیدن قسمت اول این سریال در ذهن مخاطب تداعی می شود همان است که در بالا ذکر شد. و اما بعد احتمالا این سریال هم روی آنتن آی فیلم خواهد رفت، اینطور نیست؟

بعد التحریر2:

امشب قسمت دوم سریال پخش شد. همانطور که حدس زده بودم ثریا برای پرستاری از یک بیمار به آن خانه می رفت و آن شیشه ی محو شده در آخرین سکانس قسمت اول گلدانی بود که امشب واضح نشان داده شد. سریال حالت عادی و روتین خود را با یک داستان معمولی در پیش گرفت. آنچه در ذهن ماند همان صحنه های بلد شده ی قسمت اول بود و من دیگر شوق و رغبتی برای دیدن ادامه ی آن ندارم زیرا: اولا مقدسات عده ی کثیری را به بازی گرفت برای جذب مخاطب و برای توهین ظریف و بد جلوه دادن نقش  زن های محجبه در ذهن مخاطب و دوما فریب افکار عمومی برای باز هم جذب مخاطب و باز هم فرهنگ سازی ظریف برای کنار گذاشتن حجاب به دلیل آنکه مخاطب خیلی ظریف در فیلم آموزش داده می شود که زن هایی حجاب چادر دارند که بی سوادند یا فقیر و مستحقند و هزار و یک بدبختی دارند. و اگر جز این بود یک زن محجبه چادری تحصیلکرده فهمیده کاردان هم در کنار نقش ثریا در فیلم پررنگ به تصویر کشیده می شد حال آنکه چنین چیزی در سریال وجود خارجی ندارد.


   1   2      >