سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

90/2/15
9:0 عصر

شاگرد کلاس درس زینب، آیات....

بدست قصر شیرین در دسته شهید و شهادت، مبارزان مسلمان در بحرین

بسم الله الرحمن الرحیم

برای شاعر شهید بحرینی:


 تردید حرام است، خودت می گفتی!

تقدیر به کام است خودت ، می گفتی!

برخیز و قصیده ای بخوان، خواهرجان!

هنگام قیام است  ، خودت می گفتی!

  مبارز بحرینی آیات القرمزی

خورشیدِ شکفته در دل شب... آیات

از سوره ی ایثار، لبالب  ...آیات

از هیچ مصیبتی نخواهد ترسید

شاگرد کلاس درس زینب ، آیات                                            

او راز بلیغی از عنایات  خداست

در دفتر شعر او روایات خداست

با وعده ی فتح عاشقان آمده بود

این مصحف زخم خورده، آیات خداست

ای کاش که تا ازل ، زمان برگردد

تا لاله به دامان  جِنان برگردد

از آتش عصیان زمین ، می ترسم

"آیات" خدا به آسمان برگردد

ای شاعر زخم های ممتد ... آیات

وی از همه شاعران سرآمد... آیات

ایام عزای فاطمه نزدیک است

پهلوی تو هم شکسته شاید... آیات!
-----
(شاعر:میلاد عرفان پور)



89/10/16
10:41 صبح

حسینیه گردان تخریب، تخریب کننده منیّت ها

بدست قصر شیرین در دسته شهید و شهادت، خاک پاک جبهه

بسم الله الرحمن الرحیم

خاکی که به روح جلا می دهد. حتی در زمان حاضر. باور نداری امتحان کن. یاد حسینیه گردان تخریب بخیر... شاید دیگر هرگز زیارت خاک های مقدس جنوب قسمتم نشود. اما حاضرم لااقل خادم الشهدا در دوکوهه بشوم. همان دو کوهه ای که در سرنوشتش بدرقه شهید نوشته شده است. همان خاک پای شهید. خاک پای همان ها که الله پذیرفتشان...

 


89/9/9
3:29 عصر

شهید همت از تو چه می خواهد؟

بدست قصر شیرین در دسته شهید و شهادت

بسم الله الرحمن الرحیم

عکس پیکر مطهر شهید محمد ابراهیم همت. سایت ساجد آن را منتشر کرده است.

پیکر شهید همت

عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است/ دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است.

 ...لحظاتی بعد گلوله ای آتشین در نزدیکی موتور فرود می آید. موتور به سمتی پرتاب می‍شود و حاج همت و سید به سمتی دیگر. وقتی دود وغبار فرو می‍نشیند، لکه های خون برزمین جزیره نمایان می‍شود. شهید محمد ابراهیم همت چون اربابش حسین بن علی علیه السلام، سرش را نثار راه الله کرد.
وصیتنامه شهید همت
به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم :

هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان  می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت.

مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی   می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است.

مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست.
اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛

مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت
و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند. ای کاش به خود می آمدند. 

از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود  نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ...  ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند. 

مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم  صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه برایش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد .

پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم

زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار
( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .
و السلام؛
محمد ابراهیم همت


از گفته های شهید همت:
علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم

شهادت در قاموس اسلام کاریترین ضربات را بر پیکر ظلم، جور،شرک و الحاد می‌زند و خواهد زد.
ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود  مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود.


89/8/29
8:19 عصر

از وصیت نامه شهید نورعلی شوشتری

بدست قصر شیرین در دسته شهید و شهادت، وصیت نامه شهید شوشتری

بسم الله

قسمتی از وصیت نامه شهیدشوشتری:
دیروز ازهرچه بودگذشتیم-امروزازهرچه بودیم گذشتیم. آنجاپشت خاکریزبودیم و اینجادرپناه میز. دیروزدنبال گمنامی بودیم و امروزمواظبیم ناممان گم نشود. جبهه بوی ایمان میداد و اینجاایمانمان بومیدهد. آنجا بر درب اتاقمان مینوشتیم یاحسین فرماندهی ازان توست؛ الان مینویسیم بدون هماهنگی واردنشوید. الهی نصیرمان باش تابصیرگردیم، بصیرمان کن تاازمسیربرنگردیم. آزادمان کن تا اسیرنگردیم.

پی نوشت:
استفاده از این مطلب مجاز است.


89/8/21
1:59 عصر

اردوگاه موصل 4 و چشم پوشی از گناه

بدست قصر شیرین در دسته شهید و شهادت، اردوگاه موصل 4

بسم الله

 اردوگاه موصل 4 بود. عراقی ها در یکی از زندان ها فیلم مبتذل گذاشتند تا هم آزاده ها را اذیت کنند و هم اگر بتوانند به خیال خودشان، ایمان آنها را تضعیف کنند. همه آزادگان چشمهایشان را می بندند تا آن فیلم مبتذل را نبینند. تا آن صحنه های مستهجن و مبتذل را نبینند. چرا که دیدنش، هم موجب نارضایتی پروردگار است؛ هم از ایمان و از حیا و از نجابت انسان، ناخودآگاه و ناخواسته کم می کند و تاثیر بدی روی رفتار و افکار و اخلاق و ایمان خواهد داشت. رزمنده ها چشمهایشان را بسته بودند و عراقی ها با حرف زدن و با تهدید و هر چه کردند نتوانستند آنها را وادار به تماشا کنند. لذا با باتوم افتادند با جان این آزدگان. و برای زمان طولانی آنها را به جرم تماشا نکردن آن فیلم مبتذل با باتوم زدند. به چشم بعضی از اینها آنقدر باتوم زدند که از چشم هایشان خون جاری شد.

و در این زمانه جوان ها دنبال جای خلوت می گردند تا در کمال آرامش بتوانند عکس مستهجن و فیلم مبتذل تماشا کنند. آنجا، چشمانشان پر ازخون می شد چون نمی خواستند چشمشان را به گناه آلوده کنند؛ اینجا چشم ها از گناه پر شده.  اینجا گناه عادی شده، دیدن صحنه های مبتذل و غیر اخلاقی و نگاه به نامحرم از فیلم گرفته تا عکس و تا شخص زنده عادی شده. اینجا قباحت گناه، از بین رفته. اینجا برای هر گناهی توجیهی هست. اینجا کسی به قل للمومنون یغضوا ابصارهم و قل للمومنات یغضضن ابصارهن، توجهی نمی کند. اینجا خدا در اولویت نیست.  اینجا گناه کردن، حرف اول را می زند. اینجا شیطان، حکومت می کند.

این کجا و آن کجا. ببین تفاوت از کجاست تا به کجا.......... .

پی نوشت:
_کجایند مردان بی ادعا...
_ما اسیریم در این شهر گناه... خوشا به حال آزادگان راه الله...
_الم یان للذین امنوا ان تخشع قلوبهم لذکرالله
_ویزکیهم...
_انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق


89/8/13
5:7 عصر

حدیث جبهه

بدست قصر شیرین در دسته شهید و شهادت، شهید مهدی باکری

بسم الله

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


89/7/8
10:36 صبح

مادر شهید، یک کلام

بدست قصر شیرین در دسته کوتاه نوشت، شهید و شهادت، مادر شهید

بسم الله
مادر شهید :پسرم! فقط یک کلام، «همه عالم نمی‌ارزد به یک موی علی اکبر (سلام الله علیه)»


89/7/3
1:4 عصر

وصیتنامه شهید مریم فرهانیان

بدست قصر شیرین در دسته شهید و شهادت، وصیتنامه شهید مریم فرهانیان

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ وَ بِه نَستَعین اِنَّه خَیرُ ناصِرٍ وَ مُعین

وصیتنامه شهید مریم فرهانیان

وصیتم را با نام خدا، این بزرگترین بزرگترها، آن یگانه مطلق، این فریادرس مستضعفان، این در هم کوبنده کاخ ستمگران و یزیدیان، این منجی حق و عدالت، این فرستاده ی قرآن، این شنونده غم ها، این مشکل گشای دردها و ... شروع می کنم.
اول از هر چیز از انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی به اندازه فهم خودم و وظایفم که بر دوش دارم بگویم، انقلابی که با دادن خون هزاران شهید و هزاران معلول به اولین مرحله پیروزی خود رسید. انقلابی که در آن مردم، اسلام را، این کامل ترین دین را مبنای کار خود قرار دادند و از آن الهام گرفتند و وحدتی را که به دست آورده بودند، با توجه به دین اسلام و رهبری قاطع امام آن را حفظ کردند.

قدر این رهبر را بدانید و همواره پشت سر او باشید. از امام پیروی کنید. به پیام ها و فرمان ها و دستوارت اسلامی امام توجه کنید و سعی کنید از هر کلمه امام درس بگیرید.

امام را تنها نگذارید. این هوای نفسی را که امام از آن صحبت و سعی می کند آن را از وجود ما بزداید، شما هم سعی کنید که در این راه موفق شوید. سعی کنید خود را بشناسید که اگر خود را بشناسید خدا را شناخته اید. در هیچ کاری خدا را از یاد نبرید. و همواره به یاد خدا باشید و با هم به مهربانی رفتار کنید.

امام زمان را از یاد نبرید. همواره به فکر امام زمان باشید. همواره در راه اسلام باشید و برای تحقق بخشیدن به آرمان اسلام بکوشید و به قدرت الهی توجه داشته باشید که بالاتر و با عظمت تر از تمام قدرت هاست. هیچ وقت قدرت خدا را از یاد نبرید و سعی کنید که هر چه بهتر تزکیه نفس کنید. چیزی را که امام اینقدر درباره اش تکیه می کنندکه تزکیه نفس کنید. و در بین خطراتی که ما را تهدید می کنند هیچ خطری بالاتر از این نفس نیست که گاه انسان را به انحراف می کشاند و خود انسان متوجه نمی شود. قرآن بخوانید زیرا قرآن تمام دستورات زندگی را به شما می گوید. نهج البلاغه و صحیفه سجادیه هم همینطور.

مادر! اگر من سعادت شهادت را داشتم و شهید شدم، اصلا ناراحت نباش. ما همه امانت هستیم و همه ما از دنیا می رویم، زیرا این دنیا آزمایشگاهی است که خداوند بندگان خود را در آن، مورد آزمایش قرار می دهد. این ما هستیم که باید سعی کنیم و از این امتحان که بالاترین امتحان هاست سربلند بیرون بیاییم و در قیامت پیش خدا سرافکنده نباشیم.

یادم هست که در آخرین جلسه گفتگویی که با برادر شهیدم داشتم، درباره ی معاد برایم صحبت می کرد و می گفت در فکر آخرت باشید و بعد از این جلسه بود که مقام شهادت را به دست آورد. از صمیم قلب به او تبریک می گویم و از خدا می خواهم صداقتی همانند شهیدان به من عطا کند و سعادت این را بدهد که تنها و تنها در راه او قدم برداریم و برای رضای او کار کنیم. شهید کسی است که به آخرین مرحله کمال خود رسیده است و راهش را با آگاهی، ایمان و خلوص می پیماید و همیشه پیروز و جاوید است.

به ولایت فقیه ارج بنهیم و بدانیم که الان امام خمینی بر ما ولایت دارد و بدانیم تنها در این صورت در دنیا و آخرت موفق می شویم که با همدیگر صمیمی باشیم و با دشمن مقابله کنیم. چه دشمنانی که در درون ما هستند و چه دشمنان بیرونی.

من هم مانند برادر شهیدم (مهدی) هر چه یادم آمد نوشتم و اگر در گفتارم اشتباهی هست، به بزرگی خودتان ببخشید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مریم فرهانیان 

 پی نوشت:
_ کپی و استفاده از این مطلب حتی بدون ذکر منبع مجاز است.


89/6/12
2:31 عصر

جانباز قطع نخاع گردن

بدست قصر شیرین در دسته قصر شیرین، شهید و شهادت

بسم الله

از محارم است. از 16 سالگی تا کنون که الله تعالی، جنونش را در جزیره مجنون پذیرفته است افقی شده و فقط گردن به بالایش حواس پنجگانه را دارد. اما همان سر و گردن کار یک لشگر را انجام می دهد. روحیه بالایی دارد. من هم که سنگ نیستم. انسانم. آن هم جنس لطیفش. سنگ هم اگر بودم در قرآن گفته ای که وَ اِنَّ مِنَ الحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنَ الاَنهار، و همانا از سنگ ها هم نهر هایی بیرون می زند. یعنی دل سنگ هم حتی لطافت و انعطاف دارد. خب دیدنش سخت است دیگر. اما هم صحبتیش شیرین است. مرد به همین ها می گویند. نه به آنها که فقط حرف می زنند تازه در همان حرف زدن هایشان هم می لنگند. هر جانبازی را که تابه حال دیده ام هر چه مجروحیتش سخت تر بوده دلش لطیف تر بوده است. اخلاقشان چقدر خوب است. انگار نه انگار که این همه زجر و درد بدنی و جسمی را تحمل می کنند. اکثرشان بذله گو و خوش برخورد و متبسم هستند. چقدر صبورند آدم دیوانه می شود از این صبرشان. عشق است دیگر. برای همین شاعر گفت: علت عاشق ز علت ها جداست.