سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

90/4/20
11:59 صبح

درد جان کندن

بدست قصر شیرین در دسته بیت الشهدا

بسم الله الرحمن الرحیم

دیشب خواب دیدم دوست پدرم که پدر یکی از هم کلاسی های دوران دبیرستانم هست و جانباز شیمیایی می باشد، به من یک قرآن هدیه داد. دختر او نیز یک مفاتیح هدیه کرد و این قرآن و مفاتیح دستم بود و به جایی می رفتم. صبح که خوابم را برای خانواده تعریف کردم پدرم گفت دیروز همین آقا با او تماس گرفته و یک جمله گفته و دیگر نتوانسته صحبت کند. آخر این روزها حالش وخیم هست. و بعد که تلفن را قطع کرده پیامک زده و خواسته تا برای حل مشکلی کمکش کنم. و گفت تعبیر خوابت به همین قضیه مرتبط است. برایم جالب و عجیب بود....

و جانبازان شیمیایی که سخت ترین دردهای این روزگار را تحمل می کنند. درد نفس کشیدن و زنده ماندن. شاید هم روزی هزاران بار درد جان کندن. و آخر هم همینگونه به دیدار حضرت دوست می شتابند. ملاقاتی که پس از عمری درد و رنج، با لذت و آرامش و راحتی ابدی همراه است. با تنی ملتهب و روحی خسته، همین که رضایت و خشنودی رب را می بینند گویی که آن همه درد غیرقابل تحمل، برایشان چشم به هم زدنی بوده است و بس. با کوله باری پر از غم و خسته و رنجور از این دنیا می روند و بارشان را با توشه ای از تقوا و جهاد فی سبیل او، تعویض کرده و به مهمانی اش می روند. و چه گواراست بر آن نفس های مطمئن، الله و نعمت هایش....