سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

90/3/19
9:30 صبح

انتخاب همسر و طیفی از دختران مجرد

بدست قصر شیرین در دسته ویژه نامه ازدواج

بسم الله الرحمن الرحیم

بخش اول: بیابید پرتقال فروش را!

یکی از دوستان می گوید: 14 ساله که بودم یک خاستگار 24 ساله داشتم. پدرو مادرم کلی خندیدند و گفتند هنوز خیلی بچه است و وقت ازدواجش نیست و جواب رد دادند. 21 ساله که بودم برخی از خاستگار هایم 28-29 ساله بودند که می گفتم نه سنشان زیاد است فایده ای ندارد. و 26-27 سالگی خاستگارهای 35-36 ساله داشتم. باز هم رد کردم و گفتم سنشان زیاد است.

آیه ای از قرآن در سوره ی مبارکه واقعه هست که می فرماید: عُرُباً اَتراباً....یعنی همسران جوان و هم سن و سال.... این تعریفی است که خدا از همسران بهشتی دارد. این فرهنگ قرآنی است. کسانی که فقط اختلاف سنی را معیار ازدواجشان قرار می دهند به گمانم فقط به بخث جنسی قضیه فکر می کنند که به خیال غلطشان اگر زن خیلی از آنها کوچکتر باشد در این مسئله، موفقیت و رضایت بیشتری کسب خواهد شد، در حالی که تجربیات چنین چیزی را ثابت نمی کند. در ازدواج های با فاصله سنی زیاد، معمولا زنان افسردگی دارند و عدم رضایت در آنها مشهود است. بماند از اینکه مردان نیز به طور طبیعی بسیاری از همفکری های لازم و یا درک شدن ها و راهنمایی ها را از سوی همسرانشان از دست می دهند. البته مثل همیشه موارد استثناء هم وجود دارد. مثلا در مورد پسرانی که از سن خودشان از نظر عقلی پایین ترند و تربیتشان از سنشان کمتر است با دختر چندین سال کوچکتر باید ازدواج کنند تا عقل ها به هم بیاید. این چندین سال نهایت تا 4-5 سال است که بیشترش همان بحث بالا را در پیش خواهد داشت. در غیر اینصورت برای عقل های پخته، اختلاف سنی از هم سن بودن تا سه سال فاصله توصیه شده است.

خانم ها گاها دور هم که می نشینند و از عروسشان صحبت می کنند افتخارشان سال تولد عروسشان است. عروس هر کس کوچکتر بود او بیشتر فخر می فروشد! در حالی که این افتخارها از فرهنگ قرآنی و اسلامی بسیار فاصله دارد. افتخاری که باید باشد به ایمان و اخلاق و ادب و شعور و معرفت و اصالت خانوادگی است نه کم سن و سال بودن!

بخش دوم: تذکر مسئولین بدون کنکاش در چرایی قضیه و بدون ارائه راه حل

چند وقت پیش یکی از مسئولین از وجود طیف زیادی از یک رده سنی دختران خبر داد که آمار مجردهایشان بالاست و در این باره برای خود این گروه و در مورد جامعه هشدار داد. واقعیت این است که معمولا این گروه از دختران که دختران تحصیلکرده هم در بینشان بسیار زیاد است، به دلیل عواملی چون تصمیم و هدایت اشتباه خانواده، متلاطم بودن و غیراخلاقی بودن سطح فرهنگی جامعه در سنین آغازین آمادگی ازدواجشان، و تفاوت های فکری فرهنگی و تحصیلی که با پسران نسل خود دارند معمولا تن به ازدواج نداده اند.

در بحث خانواده های مذهبی که کم هم نیستند برحسب تحقیقات و اطلاعات دقیق و تجربیات، میتوان گفت که یک نسلی از فرزندان این مرز و بوم، دخترانشان بسیار مذهبی و معتقد تربیت شده اند و پسران همان نسل، نهایت به نماز و روزه پابندند و در بحث های عقیدتی و سیاسی از دختران مذکور بسیار پایین تر هستند. و این دلیل متقنی شده که در مراسم های خواستگاری، بسیاری از دختران مذهبی اینان را به دلیل عدم تطابق عقیده رد می کنند. اتفاقا عده ای از دختران این نسل با پسران نسل بعد از خود ازدواج کرده اند و از نظر سنی یکی دو سالی از همسران خود بزرگترند و آقای دکتر افروز هم  در یک برنامه ی تلویزیونی که از شبکه قرآن پخش شد، گفتند که آمار ازدواج هایی که در آن دختر یکی دوسال از پسر بزرگتر است چند سال اخیر در کشورمان بسیار بالا رفته و گفتند اتفاقا از طلاق های ثبت شده موارد بسیار کمی از این گروه بوده است که این نشان می دهد که استحکام زندگی در این گونه ازدواج ها بسیار بالاست.

بخش سوم: تفکرات عجیب و غریب در انتخاب همسر در برخی گروه های قشر مذهبی!

با یکی از دوستان صحبت می کردیم و آخر بحث وجه اشتراکی که یافتیم در عقب ماند ن ازدواج های گروهی از دختران چند مسئله بود. یکی آنکه در بالا گفته شد که بسیاری از پسران از نظر  عقیدتی طور دیگری هستند و این طیف از دختران هم چون می دانند زندگی 6 ماه و یک سال نیست و می دانند با بعضی اختلاف ها در مسائل زیربنایی عقیدتی نمیتوان کنار آمد به همین  دلیل جواب رد به آن موارد می دهند. مسئله بعد این بود که نوعی تفکر خنده دار در برخی افراد مذهبی که عده شان کم هم نیست وجود دارد و آن این است که همسری که می خواهند انتخاب کنند باید دارای عقاید مذهبی باشد اما منفعل و ساکت باشد و زیاد هم از اوضاع روز و حتی بسیاری از مسائل اطلاع نداشته باشد. مثلا می گفت که یکی از آشناهایشان گفته من دختری را می خواهم که حتی بلد نباشد کامپیوتر را روشن بکند.!! و مثال های دیگر هم فراوان بود. از نظر تجربی بسیار اینگونه طرز تفکر را دیده ایم که مجالی برای مثال زدن نمی ماند. خلاصه به نوعی می توان همان واژه ی یک خانه دار منفعل را به کار برد. سیره ی زندگی حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) این بود؟ آیا دختر جوان مذهبی باید اینگونه باشد؟

کسانی که در انتخاب همسر چنین خط و نشان هایی می کشند دو دلیل را میتوان برای این طرز تفکرشان ذکر کرد: اول اینکه بدبین هستند و اینچنین خط و نشان هایی می کشند....دوم اینکه: می خواهند طرف (ببخشید) کمی تا قسمتی خنگ باشد تا خودشان به هر کاری که دلشان می خواهد برسند و طرف نه سر در بیاورد و نه به اصطلاح به زندگیشان گیر بدهد!

پس آیه مبارکه قرآن، فرموده خدا که میگوید: قوا انفسکم و اهلیکم چه می شود؟ حضرت امام خامنه ای در بیاناتشان فرمودند زن و شوهر مواظب ایمان یکدیگر باشند. اینگونه مواظب باشند؟ در جامعه ای که موبایل و اینترنت و انواع و اقسام فیلم های مبتذل هست مواظبت زن و شوهر از ایمان هم باید چگونه باشد؟

بخش چهارم: ازدواج های دوران دفاع مقدس

ازدواج جوانان دوره دفاع مقدس که از نظر من زیباترین ازدواج های جامعه ایران است برای ما می تواند الگوی تمام عیاری باشد. ازدواج هایی که بر پایه ی ایمان و عشق به انقلاب و امام خمینی(ره) سر می گرفت. ازدواج هایی که دخترانش می دانستند که همسرشان ممکن است فردا روزی دیگر در کنارشان نباشد و به شهادت برسد اما صبوری می کردند. ازدواج هایی که عموما می بینم نهایت فاصله سنی در آنها 4 سال است و بسیاری از آن ها هم سن و سالند. ازدواج هایی که معیار آن اسلام و قرآن بود نه سن و سال و ثروت و ظاهر و مقام. ازدواج هایی که آمار طلاق در آن ها بسیار کم است. و ازدواج هایی که خیلی از آنها هم آشنایی های اولیه شان در مقرهای سپاه و بسیج و در حین جهاد دو طرف بوده است. برعکس تفکرات عجیبی که پسران امروز دارند که اگر دختر فهمیده بود و مجاهد، جرات فکر کردن به طرف را ندارند و خط و نشان می کشند که همسر آینده ام در بسیج شهری، بسیج دانشگاه و یا در هیچ جای دیگری فعال نباشد.

نتیجه: نگاه قرآنی-اسلامی به ازدواج

به ازدواج باید به عنوان نیمی از دین نگاه کرد که نیمی از دین بودن آن،فرموده پیامبر اکرم(ص) است. در انتخاب همسر باید فقط دید قرآنی داشت. البته این حرف ها برای آنها که رو به کمال می روند قابل فهم است.