سفارش تبلیغ
جنبش وبلاگی دفاع از مقدسات
قصر شیــرین


26/2/91
2:18 عصر

سایت های زنجیره ای دولت، همان روزنامه های زنجیره ای دولت قبل

بدست مهتاب طباطبایی در دسته دست نوشت های سیاسی، سایت های زنجیره ای دولت

بسم الله الرحمن الرحیم


دوره ریاست جمهوری خاتمی طرفدارانش می گفتند خود خاتمی خوب است. اطرافیانش بد هستند و جناح مخالف نمی گذارند کار کند. دوره ی ریاست جمهوری احمدی نژاد هم همین حرف را مرتب از طرفدارانش می شنوم که خودش خوب است. اطرافیانش بدند!


خیر، عقل سلیم می گوید هر فردی با همان هایی هماهنگ و منطبق می شود که مثل خودش هستند. خاتمی که از اول معلوم الحال بود و قبولش نداشتم. اما احمدی نژاد از اول با ژستی کاملا مذهبی و ایمانی وارد گود شد و از اول هم خودش نیتش صاف بود و خدمت بود. ما نیز قبولش داشتیم و انتخابش کردیم. دور دوم هم بین 4 نفری که کاندیدا بودند اصلح بود و به او رای دادیم. اما مخصوصا در دور دوم اشتباهاتش و رفتارهای خودمحور و قلدر گری هایش خیلی بیشتر شده و اصلا به نظر من از راهی که در پی گرفته بود به بیراهه دارد می رود. اگرچه مانند عروس بی اخلاقی که خودش سکوت می کند و خانواده اش سر خانواده شوهر می تازند، خودش سکوت کرده که بده نشود اما اطرافیان و طرفدارانش خوب دارند سر مردم و جناح های دیگر می تازند.


و آنچه دلم را به درد آورده است این است که تمام این رفتارها همه در یک پوشش و لایه ی دینی و مذهبی دارد صورت می پذیرد. از نظر روانی با توجه کامل به اعتقادات و حساسیت های قشر مومن و مذهبی ایران که اکثریت هم هستند کارشان را دارند جلو می برند و به اهداف خود می رسند.


زمان خاتمی روزنامه های زنجیره ای غوغا کرده بودند و معلوم نبود هزینه شان از کجا تامین میشود، اگرچه بعدا مشخص شد که از منابع مالی صهیونیست ها بی بهره نبوده اند و زمان احمدی نژاد سایت های زنجیره ای راه اندازی شده اند و معلوم نیست این همه بودجه از کجا تامین میشود و روز به روز هم بر تعداد آنها افزوده می شود. جالب تر اینکه سناریو های همه یکی است و اخبار همه همزمان با هم روی سایت ها قرار می گیرد و کمر بسته اند به تخریب عده ای و به تایید عده ای خاص که هر دو هم به صورت متعصبانه انجام میگیرد.


اگرچه دلم روشن است که امت ما فهمیده تر، تیزتر و عاقل تر از آنند که این ها فکر کرده اند. و اگرچه مطمئنم دولت با کفر می ماند اما با ظلم نمی ماند. و مطمئنم که دستشان مثل همان دولت های قبلی رو خواهد شد. اما تنها نگرانی ام از ضربه ای است که دارند بر پیکر این نظام وارد می کنند و دوما از تلف شدن جوانانی است که به خیال خام مومن و مذهبی بودن اینها وارد گروهشان شده اند و دارند بهترین روزهای عمرشان را اینجا سرمایه گذاری می کنند.


منتظرم ببینم آن فتنه ی بزرگتری که حضرت آقا فرمودند همان است که در ذهن خیلی از ماها هست و منتظرم اگر اینها قابل هدایت نیستند زودتر به طور کامل رسوا شوند. چه بسا آنکه شمشیر را از رو بسته و می جنگد خیلی شریف تر از آن است که خنجر زیر قبا پنهان کرده و از پشت ضربه می زند.


و نصیحتم به گردانندگان این سایتهای زنجیره ای که اکثرا هم جوانان هم سن و سال خودم هستند این است که تهذیب نفس کنید. در مورد آنچه تیتر می زنید و متن می نویسید و عکس می زنید، خوب فکر کنید. دینتان را به پای شغل خبرنگاریتان نریزید. ایمانتان را به آدم های گردن کلفتی که هدف پنهانشان را به شما نمی گویند و فقط به شما آنچه دوست دارید بشنوید را می گویند برای آنکه به کارتان گیرند، نفروشید.


دروغ، دورغ است حتی اگر یه خبرنگار یا فرد سیاسی در سایتش یا روزنامه اش بنویسد. تهمت، تهمت است و همان گناه تهمت و دروغ و آبروی مومن را بردن را برایتان می نویسند. در این سایت های زنجیره ای چقدر می بینم که تیتر با خبر نمیخواند و عکس ها به خبر و تیتر ربطی ندارند و زمین را به آسمان برای تخریب افراد دوخته اند. اینها همه هیزم در آتش جهنم خود ریختن است.


همانا انسان در خسران است.... مگر آنها که ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند....




18/2/91
6:1 عصر

سکوت، شاید بالاترین فریاد

بدست مهتاب طباطبایی در دسته درباره ی او

بسم الله الرحمن الرحیم


یک زمانی ما حرص میخوردیم و بال بال می زدیم و او سکوت می کرد. می گفتیم ساده است و باز سکوت می کرد. بعد ها که بزرگتر شدیم می گفتیم متواضع است و باز سکوت می کرد. گذشت و گذشت.... تا ما نیز یاد گرفتیم فقط سکوت کنیم و سکوت...


18/2/91
4:0 عصر

بخند

بدست مهتاب طباطبایی در دسته کوتاه نوشت

بسم الله الرحمن الرحیم


می گوید همیشه بخند. وقتی نمی خندی همه مان دق میکنیم... از حرف ناگهانی اش تعجب کردم. کمی مکث و گفتم نمی شود که. آخر من هم مثل همه تان آدمم. گاهی هم نمی شود خندید! گفت گاهی...


17/2/91
12:6 عصر

آنکه برای هیچ جناحی سودی ندارد باید از انتخابات حذف شود

بدست مهتاب طباطبایی در دسته دست نوشت های سیاسی، نهمین دوره انتخابات مجلس، صاحبان قدرت و ثروت

بسم الله الرحمن الرحیم


سیاست کثافتی است که یا اهلش را به خود آلوده می کند و یا اگر واردش شدی باید مرتب خودت را پاکیزه کنی.


وقتی رهبر ندای أَینَ عمارش بلند است، بقیه جای خود دارند. کسی که به هیچ منبع قدرت و ثروتی وصل نیست باید هم حذف بشود. سکوت خبری از 10 صبح تا 7 عصر و اعلام نکردن نتایج تدریجی انتخابات تهران، برای تدبیر کردن و جا به جایی کاندیداها و حذف یکی کفایت می کند.


حرف از 10 میلیون رای نیست که بتوانی بگویی برای براندازی نظام و اسلام اعتراض دارم. نه فرق دارد. این حرف همان ته لیست است که با کمی جا به جایی میتوان به مقاصد رسید.


و وقتی آن همه جوان اعتراض می کنند، خودِ کاندیداست که همه را دعوت به سکوت و پذیرش می کند. نظرش این است که نمی خواهم شیرینی این انتخابات را به کام رهبر تلخ کنم و همچنین آمریکا و اسراییل نشسته اند تا اعتراضی برخیزد و دست بگیرند و با عوامل فرصت طلب خود، مملکت را به هرج و مرج بکشند.


القصه اینکه ما بُردیم و آنهایی که از آراء مردم صیانت نکردند باختند. همان عده ای که فکر می کنند مصلحت اندیشی کرده اند و از امام امت جلوتر می روند.


یاد فرزند آقای روح الامینی افتادم. وقتی پسرش را کشتند، پدر به خاطر اسلام و نظام اسلامی سکوت کرد که قطعا اجرش پیش خدا محفوظ است. یک انتخابات که جای خود را دارد.


اما آنچه روز به روز برایم روشنتر می شود دست هایی است که در این نظام( حکومت اسلامی) نفوذ کرده اند و از ازل بوده اند و تا ابد هم خواهند بود. حضرت آقا که همه اش فریاد می زنند که به وابستگان به صاحبان قدرت و ثروت اعتماد نکنید و ما نمی فهمیم. انشالله بینش و بصیرتمان روز به روز بیشتر شود.


بسم الله الرحمن الرحیم


والعصر


ان الانسان لفی خسر


الا الذین امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر


17/2/91
10:0 صبح

حتی عشق

بدست مهتاب طباطبایی در دسته کوتاه نوشت

بسم الله الرحمن الرحیم


در تمام طول زندگی ام این یک کار را خوب بلد شدم... قربانی کردنِ عشق...با تمامِ سختی هایی که دارد و با تمام دست و پا زدن هایِ عشق...اما چاقویی که دستم است هرگز کُند نشده و همیشه برّان بوده است و تنها می دانم که تو هم خواستی که بِبُرد...من در راه تو و در راه ایمان و عقیده ام هر چه عشق را قربانی کرده ام...اما هنوز هم کامل نیستم...باید نظرکرده ات بشوم. نظری...


16/2/91
4:0 عصر

بهانه

بدست مهتاب طباطبایی در دسته کوتاه نوشت

بسم الله الرحمن الرحیم


فقط بهانه ای کافی است تا مثل سالهای نزدیک گذشته، زمین و زمان را به وجد آورم....


16/2/91
10:0 صبح

همه ی مهربانی هایت

بدست مهتاب طباطبایی در دسته کوتاه نوشت

بسم الله الرحمن الرحیم


تمام قد به احترام تمامِ مهربانی هایت بلند می شوم. اما افسوس که چارچوب و اصول زندگی ردِّ همه ی خوبی هایت را به من گوشزد می کند و مجبورم تمامِ خوبی ها را به خودت بازگردانم به این نیت که زندگی سعادتمندی داشته باشی....


و باز هم من هستم و خدایِ خودم....


13/2/91
10:4 عصر

اردیبهشت بی بهشت

بدست مهتاب طباطبایی در دسته دست نوشت های شخصی

بسم الله الرحمن الرحیم


گاهی شرایط طوری است که عمیقا روی دوست داشتن ها و نداشتن ها تاثیر می گذارد. مثلا من که همیشه عاشق اردیبهشت ماه بودم و از خرداد بدم می آمد، امسال شدیدا منتظر خردادم و از این ماه اردیبهشت بیزار...


با اینکه نام بهشت را با خود دارد اما این بار جهنمی بود برای خودش....


پی نوشت:


برای معلم از اردیبهشت تا بهشت راهی نیست...