• وبلاگ : قصر شيــرين
  • يادداشت : تو لاک!
  • نظرات : 2 خصوصي ، 15 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + زهرا 


    ? جوانے نزد شيخ حسنعلے نخودکے آمد و گفت :

    سـ ه قفل در زندگے ام وجود دارد و سـ ه کليد از شما مےخواهم.


    قفل اول اينست کــ ه دوست دارم يک ازدواج سالم داشته باشم.
    قفل دوم اينکــ ه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
    قفل سوم اينکــ ه دوست دارم عاقبت بخير شوم.

    شيخ فرمود :

    براے قفل اول نمازت را اول وقت بخوان.
    براے قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.
    براے قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.


    جوان عرض کرد: سـ ه قفل با يک کليد ؟!

    شيخ فرمود : نماز اول وقت « شاه کليد » است !